در باب طلاق عاطفی

نقدی بر فیلم «زیر سقف دودی»

یاسمن خلیلی فرد

بگذارید همین ابتدا نکته ای را روشن کنم؛ فیلم هایی که توسط برخی کارگردانان مطرح و باسابقه ساخته می شوند، عموماً از سطح استاندارد برخوردارند و می توان مدعی شد دست کم بسیاری از المان های یک فیلم قابل قبول در آنها یافت می شود و نقد این دسته از فیلمها چیزی از ارزش آنها نمی کاهد، بلکه اشاره هایی به ابعاد و بخشهایی از اثر می شود که می توانستند کار را از سطح فعلی بالاتر ببرند و به آن ارزش بیشتری ببخشند.
«زیر سقف دودی» در قیاس با سایر آثار کارنامه سینمایی پوران درخشنده، فیلمی متوسط است. ذکر این نکته ضروریست که دغدغه مندی درخشنده به عنوان یک فیلمساز اجتماعی همواره قابل تقدیر است، اما به صِرف دغدغه مندی نمی توان فیلمی خوب ساخت و برای ساخته شدن فیلمی تاثیرگذار چشمگیر، رعایت بسیاری دیگر از المان ها چه از منظر روایی و چه از منظر بصری لازم و ضروریست.
فیلمنامه «زیر سقف دودی» خالی از اشکال نیست. داستان پررمق آغاز می شود، اما پس از افشای مسئله رابطه خارج از ازدواج بهرام (فرهاد اصلانی) دچار رکود مطلق. پایانش قابل حدس می شود و عناصر درام در فیلمنامه به شدت به هم می ریزد. فیلم قرار است دست بر یکی از رایج ترین و حساس ترین معضلات اجتماعی اخیر جامعه ایران یعنی طلاق عاطفی بگذارد، اما نحوه پرداخت به چنین مقوله ای به دم دستی ترین شکل ممکن در آن اتفاق می افتد و راهکارهای ارائه شده در آن از سوی مشاور خانواده (با بازی خوب آزیتا حاجیان) نیز نه کاربردی اند و نه اصلاً به فیلم چسبانده می شوند و به شکل اندرزهایی از یک مشاور در برنامه خانواده سیما به حال خود باقی می مانند. ضمن آن که واکاوی و موشکافی رابطه به گل نشسته زن و مرد و بحران های آن به هیچ وجه دقیق و قابل لمس نیست و همچنان سطحی و دم دستی باقی مانده است.
«زیر سقف دودی» دو داستان را به موازات هم پیش می برد؛ یکی داستانِ مثلث عشقی پدر خانواده با همسر رنج دیده و نگون بخت و معشوقه جوان و پرانرژی اش (با بازی های خوب مریلا زارعی و بهنوش طباطبایی) و دیگری روایت پسر خانواده (ابوالفضل میری) که آسیب دیده رابطه تیره و تار پدر و مادرش است و در زندگی عاشقانه و حرفه ای اش ضربه های مهلکی خورده است؛ مشکل اینجاست که هیچ یک از این دو داستان به درستی پیش نمی روند و فیلمساز در ترسیم بحران های هر دو روایت لنگ می زند و برای گذر از آنها به دیالوگهای پر و پیمان، تمهیدات دم دستی و پرگویی متوسل می شود. ضمن آن که آن چه باید این دو روایت را به هم متصل کند مرکز ثقل روایی مناسبی ندارد.
کلاه رفتن سر آرمان (ابوالفضل میری) ساده انگارانه ترین بحران فیلم است و اساساً این سوال پیش می آید که چرا پدری که این چنین نسبت به فرزند خود بی اعتماد است به ناگاه دست به ریسک بزرگی می زند و چنین سرمایه ای را در اختیار پسرش قرار می دهد؟ چرا هیچکس، حتی نامزد پسر (لاله مرزبان) که به نظر عاقل تر از او می آید مسئله سندها و … را متوجه نمی شود و در پایان فقط مثل مادربزرگها به او یادآوری می کند ارتباطش با رفقای ناباب از اول هم غلط بوده است؟ از طرف دیگر، شیرین (زارعی)، که زنی تحصیلکرده است، در ارتباط با پسر و همسرش بیش از آن که مظلوم و معصوم واقع شده باشد، کندذهن و ناتوان به نظر می رسد و هرگز متوجه نمی شویم چرا تا لبه تیغِ فروپاشی ازدواجش هیچ تلاشی برای حفظ و بقای آن نکرده است و تازه به فکر افتاده است؟
تا این جای کار، فیلم با الگوی روایتی کلاسیک و کنش هایی تکراری و قابل پیش بینی و شخصیت پردازی ناقص یادآور فیلم های آموزشی دهه ۶۰ است که البته در زمان خود بسیار هم پرطرفدار بودند و شاید هنوز هم توجه بسیاری از مخاطبان را به خود جذب کنند اما علاوه بر مسئله فیلمنامه، کار در اجرا نیز اشکالاتی دارد که از پوران درخشنده بعید به نظر می رسید. آن چه همواره درباره سینمای درخشنده قابل تحسین بوده، نحوه بازی گرفتنش از بازیگرانش است. بسیاری از بازیگران سینمای ایران در فیلمهای پوران درخشنده بازی های خوبی از خود برجای گذاشته اند؛ از بهرام رادان در «شمعی در باد» گرفته تا طناز طباطبایی در «هیس دختر ها فریاد نمی زنند» و هما روستا در «پرنده کوچک خوشبختی» و … . در این که در آخرین ساخته درخشنده، بازیگران حرفه ای بازی های خوبی داشته اند، شکی وجود ندارد. در این فیلم شاهد یکی از زیباترین نقش آفرینی های مریلا زارعی هستیم. به باور من بهنوش طباطبایی نیز از عهده ایفای نقش مکمل فیلم به خوبی برآمده است. حضور فرهاد اصلانی شاید به برخی از فیلمهای قبلی اش نزدیک باشد، اما همچنان درخشان و ملموس است و بده بستان های خوبی با هر دو پارتنر خود دارد. بازیگران نقش های فرعی تر فیلم مانند نفیسه روشن، آزیتا حاجیان، مریم بوبانی، فریبا متخصص، شهرام حقیقت دوست و … نیز به رغم کوتاهی نقشهایشان خوب بازی می کنند، اما اشکال کار دو بازیگر تازه کار فیلم اند و تعجب من بابتِ این است که خانم درخشنده آن ها را از میان هزاران نفری که در فراخوان تلگرامی جنجال برانگیزش شرکت کرده بودند برگزیده است. نقش آفرینی ابوالفضل میری بسیار ضعیف و سطحی ست و این بازیگر (؟!) حتا در نحوه بیان دیالوگ های خود عملکرد درستی ندارد. این قضیه زمانی بیشتر به چشم می آید که او را در مقابل مریلا زارعی قرار می گیرد و بازی واقعگرایانه زارعی در تضادی آشکار با حضور تصنعی پارتنرش قرار می گیرد. درخشنده تجربه همکاری با نابازیگران بسیاری را داشته است و بیشتر آنها بعدها به بازیگرانی حرفه ای در سینمای ایران بدل شده اند، اما ابوالفضل میری و در درجه بعد لاله مرزبان برای ورود به دنیای حرفه ای بازیگری نیازمند کار و تمرین و مطالعه بسیارند.
ریتم فیلم کند است. وقتی بار اول فیلم را در جشنواره فجر می دیدم، انتظار داشتم در اکران عمومی کوتاه تر و پویاتر باشد، اما این اتفاق رخ نداد، اگرچه فکر می کنم یکی دو سکانس زائد از فیلم حذف شده باشند، اما همچنان شعارزدگی و صحنه های طولانیِ بی معنا در آن غوغا می کند.
فیلمبرداری کار اما از نقاط قوت آن است، ضمن آن که ایمان امیدواری در چهره پردازی آن سنگ تمام گذاشته است.
پوران درخشنده فیلمساز دغدغه مندی است با سطح استانداردی در کارگردانی. پیام اخلاقی فیلم او که پرداختن به مقوله خیانت و طلاق عاطفی است، قابل تحسین، اما نقصان های قرار گرفته بر سر راه او برای نیل به مقصودش و نوع بیان این پیام در دل فیلم دیگر چیزی برای سینما باقی نمی گذارد. کاش سکانس های مشاوره، به شکل دیگری به تصویر درمی آمد. کاش صحبت های مشاور بیش از آن که شبیه به پیام های روانشناسان برنامه های روانشناسی تلویزیون باشد ملموس تر و کاربردی تر بود و آن قدر رو نبود. کاش تحول مرد، به شکل دیگری اتفاق می افتاد و ترک شدنش از سوی معشوقه اش تا این حد باورناپذیر نبود و ده ها کاشِ دیگر که می توانستند زیر سقف دودی را از سطح فیلمی متوسط به فیلمی سطح بالا مبدل سازند.
شاید اگر سازنده فیلم کسی جز پوران درخشنده بود، با چشم پوشی از بسیاری از کاستی ها می شد به تماشای فیلمش نشست و از آن لذت برد. نمی گویم در حال حاضرزیر سقف دودی فیلم لذتبخشی نیست که بی انصافی بزرگیست. اتفاقاً این فیلم تا انتهایش مخاطب را به دنبال خود می کشاند و علیرغم اینکه بسیاری از رخدادهایش قابل حدس اند همچنان او را در تعلیق نگاه می دارد. فیلم شما را به تأمل وامی دارد و اگر از جنبه پیام رسانی و آموزشی به آن بنگریم، فیلمیست که تماشایش به هر زوجی توصیه می شود، اما این که نام پوران درخشنده بر این فیلم مُهر خورده است باور بسیاری از کاستی ها و نقصان ها را بر مخاطب دشوار می سازد و هر لحظه به هنگام تماشایش با خودتان می گویید:«از درخشنده بعید بود!» …با همه این حرفها برای دلسوزی این فیلمساز گرانقدر نسبت به جامعه اش و معضلات آن کلاه احترام از سر برمی دارم و امیدوارم از این پس با همه قوای خود و به شکلی دقیق تر به این دغدغه مندی ادامه دهد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *