پژمان جمشيدي در گفت و گو با باني فيلم:

نه پول و نه شهرت؛ فقط به ماندگاری فکر می کنم!

بانی فیلم-گروه تلویزیون: شاید آن روز که وارد ورزش شد فکرش را نمی کرد که روزی روی پرده سینما و یا در نقش اول یک سریال دیده شود. او از باشگاه کشاورز تهران در گروه جوانان به شکل جدی و حرفه ای پا در مستطیل سبز گذاشت و بعد از آن، بازی در تیم های سایپا، پاس،استیل آذین ، فولاد و ابومسلم را نیز تجربه کرد. در ادامه پژمان جمشیدی پای ثابت قرمزپوش ها شد و  در جام ۲۱۱۲ تک گل ملی خود را به گرجستان زد. جمشیدی پس از فوتبال در سال ۹۳ با مجموعه «پژمان» استعدادش را در قاب جعبه جادویی به تصویر کشید و بعد از آن در سریال «سال های ابری» به ایفای نقش پرداخت. حضور در «آتش بس۲» و«۵۰ کیلو آلبالو» نیز از دیگر فعالیت های او به شمار می روند. پژمان جمشیدی امسال با سریال «دیوار به دیوار» باز هم در دنیای تصویر حاضر شد و علاوه بر این، وی با سینمایی «خوب، بد، جلف» در صف پرفروش های اکران نوروزی قرار گرفت. جمشیدی در کنار سینما و تلویزیون تا کنون حضور در چندین تئاتر را نیز تجربه کرده است. وی در گفت و گویی که با بانی فیلم داشت، از الگوبرداری تعریف کرد که برای نقش بهرام در دیوار به دیوار از یکی از دیالوگ های نوید محمد زاده در فیلم ابد و یک روز برداشته بود. او همچنین از هجمه انتقاداتی گفت که هنوز نسبت به حضور او در دنیای هنر وجود دارد. در ادامه این گفت و گو را می خوانید:

| بعد از سریال «پژمان» و مدتی وقفه از حضور در تلویزیون، شما امسال را با سریال «دیوار به دیوار» آغاز کردید، اگر موافق باشید با این مجموعه شروع کنیم؛ چه شد که به این تیم پیوستید؟

– من پیش از این کار با آقای شمس (دستیاراول کارگردان) در «۵۰ کیلو آلبالو» کار کرده بودم و او را از قبل تر هم می شناختم. وقتی وی با من تماس گرفت و برای یک کار تلویزیونی پیشنهاد داد، من ابتدا تعجب کردم که علیرضا شمس طبق شناختی که از او داشتم، قرار است کار تلویزیونی انجام دهد! اما بعد که گفت کار آقای مقدم است و با توضیح چیدمان بازیگران موجود، اظهار کرد که این اولین انتخاب برای این نقش است، آن را پذیرفتم و وقتی که سرکار رفتم، دیدم که بازیگران در حال دورخوانی هستند. راستش ابتدا این به نظرم بعید بود که چنین گروهی برای یک سریال دور هم جمع شوند، اما شد. من هم ابتدا پنج قسمت اول را خواندم و خیلی بهرام را دوست داشتم، البته به من گفتند که نقش زامیاد را هم بخوان، اما بهرام برایم جالب بود و الان هم خوشحالم که با سامان مقدم و این گروه کار کردم، البته پیش از این تجربه کار با خانم ویشکا آسایش و صمدی را داشتم، ولی افتخار همکاری با بقیه را نداشتم که در این کار نصیبم شد.

| با وجود تفاوت کاراکتر پژمان و بهرام، بالطبع هر بازیگری ویژگی های ثابتی دارد، اما در «دیوار به دیوار» شما چقدر تلاش کردید و حواستان بود که این تفاوت بین بهرام و سریال قبلی تان ایجاد و حفظ شود؟ این مسئله چقدر دغدغه تان بود؟

– بله، درست می گویید. تفاوت بین نقش ها وجود دارد و البته خود من معتقدم که بهرام هیچ وقت پژمان جمشیدی نمی شود، اما همانطور که به ویژگی های ثابت هر فردی اشاره کردید، طبق آن، مگر شما همیشه از هر بازیگری مثل آقای عطاران، پرستویی و… یک شخصیت کاملاً جدید می بینید؟ بالاخره هر کسی ویژگی هایی دارد که او را شکل داده و آدم نمی تواند به کل خودش را بکوبد و دوباره بسازد! بهرام هم به نظرم کاراکتر شیرینی است که وضعیت مالی خوبی ندارد و با لاف هایی که می زند، نمی خواهد تا جلوی بقیه این وضعیت و سطح پایین مالی اش، آشکار شود. به نظرم همین لودگی ها و خالی بندی ها به شکلی او را جذاب می کند. ویژگی دیگری که وجود دارد، واقعی بودن شخصیت او است، چرا که نمونه این فرد نیز دور و بر همه ما زیاد است، خود من هم زیاد بهرام را دیدم و با چنین پرسوناژی از قبل آشنایی داشتم! از سوی دیگر سال گذشته در تئاتری که برای خانم صامتی بود و در آن بازی کردم، نقش پسری که شاگرد سوپر بود را بازی کردم و تقریباً بهرام را از همان نمایش «یادم تو را فراموش» وام گرفتم. با همه اینها، تمام بازیگران خط قرمزهایی برای خودشان دارند و نمی شود که هیچ کاراکتری شبیه آن نباشد، اما خب درصدهایش فرق می کند و کسی موفق تر است که بتواند در نقش های مختلف این درصد شباهت را با کارهای قبلی اش کمتر داشته باشد، ولی اینکه صرفاً کسی بگوید من کلاً یک بازی جدید ارائه دادم، خیلی کار سختی است و شاید بزرگترین بازیگران دنیا هم نتوانند همه ویژگی هایشان را از بین ببرند، اصلاً لطف کار در بودن همین ویژگی هاست، چون به عنوان مثال اکثراً می روند که آقای عطاران را در یک نقش دیگر ببینند، یعنی او امضایی دارد و حال نقش های متفاوتی را نیز با همان امضا بازی می کند و همین است که جواب داده.

| در سریال «دیوار به دیوار» همان طور که اشاره کردید و می بینیم، بازیگران خبره، کاربلد و پیشکسوتی حضور دارند و نقش آفرینی می کنند. می خواهم بدانم که این مسئله کار را برای شما سخت نکرد؟ و اینکه خودتان فکر می کنید تا چه حد از پس نقش بر آمدید و توانستید که در این بین توانایی هایی هایتان را نشان دهید؟

– واقعیت این است که مردم باید بگویند، که تا چه حد به نظرشان من خودم را نشان داده ام یا نه، اما کار در کنار چنین گروهی برای من نوعی کمک بود و بازی کردن کنار کسانی که کارشان را خوب بلد هستند، خیلی کار را راحت تر می کند.

| هیچ وقت نگران نبودید که در این جمع اتفاقی بیفتد و مثلاً کار خراب شود.

– نه، من کاملاً ریلکس بودم. (باخنده)

| به نکته خوبی اشاره کردید، شما همیشه به قول خودتان یک ریلکسی و شاید بی خیالی را در چهره و کارهایتان به همراه دارید…

– من اعتقاد دارم و مطمئن هستم آدمها با تلاش می توانند کاری که دوست دارند را انجام دهند و من هم اتفاقاً خیلی چیزها را از این گروه یاد گرفتم و بدون آنکه خودشان بدانند، در یک ورکشاپ کامل، به صورت رایگان از این هنرمندان آموختم.

| اگر بخواهیم جزئی تر نگاه کنیم، ابتدا از همکاری با آزاده صمدی که تا حدی نقش مقابل شما محسوب می شود، بگویید.

– من پیش از این کار، همانطور که گفتم تجربه همکاری با او را داشته ام و معتقدم که خانم صمدی بازیگر خوب و توانمندی است. او بازیگری و ریتم را می شناسد و درسش را خوانده است. در بخش هایی که داستان بین بهرام و ایشان پیش می رفت، این روند به شکل روان و خوبی شکل می گرفت. می توانم بگویم آنقدر که ما جلوی دوربین در حین ایفای نقش راحت بازی می کردیم، در مواقع دیگر اینطور نبودیم؛ یعنی تنها در صحنه، هنگام ضبط تمرین می کردیم و کار به خوبی جلو می رفت. در هر صورت این همکاری با همه تجربه خوبی بود.

| این تجربه با بازیگران پیشکسوت تر، مثل خانم خیراندیش، تیموریان و فرهاد آئیش چطور بود؟

– این هنرمندان واقعاً فوق العاده بودند، آنها علاوه بر اینکه بازیگران خوبی هستند، آدم های بسیار حرفه ای و منظمی هستند. وقتی که در چنین گروهی می روی، می فهمی که هیچ چیز بی دلیل نیست و موفقیت آدم ها یک شبه بدست نمی آید. قطعاً ما بازیگران و آدم های زیادی داشتیم که دوست داشتند بازیگران خوبی شوند، اما تنها یکی می شود آئیش، خیراندیش و همچنین یا تیموریان و… این مسئله را دقیقاً اینجا متوجه می شوی، از نظم، احترامی که برای کارشان قائل هستند، تلاشی که می کنند و از انگیزه ای که در این سن برای ایفای نقش و خوب دیده شدن دارند، اینها نشان می دهند که همه سر جای خودشان هستند!

| و در مورد امیرمهدی ژوله که قرار بود نقش او را بازی کنید چطور؟ بازیگری که برای اولین بار در سریال این چنینی حاضر شده و در کار، با هم کشمکش های گاه بانمکی دارید…

– پیش از این هم استعداد ژوله را احساس کرده بودم و برای تئاتر «دوباره زنگ را بزن» نقشی را به من پیشنهاد کردند که احساس کردم به کاراکتر، شخصیت و فیزیک من نمی خورد و ژوله را پیشنهاد کردم؛ او آمد و الان همچنان کار تئاتر هم می کند. او به خودی خود آدم بامزه ای است و در حال تجربه بازیگری است، ولی به نظرم ژوله اگر کاری هم نکند، همین گونه بامزه هست، یعنی یک بی تفاوتی و سردی خاصی در چهره و بیانش دارد که خودش جالب و بامزه است. من هم سکانس هایی که با ژوله و علی شادمان همبازی بودم را خیلی دوست داشتم.

| به علی شادمان اشاره کردید، بازیگر جوانی که در قالب تازه ای در این سریال حاضر شده، او را چطور می بینید؟

– بسیار علی شادمان را دوست دارم و معتقدم که او پسر آینده داری است. با او به من خیلی خوش گذشت و ارتباط عاطفی خوبی بین ما وجود دارد. وی بازیگری است که برای این حرفه احترام قائل است و با سن کمی که دارد، سالهای زیادی است که جلو دوربین بازی می کند، من حس می کنم که او صحنه و نقش را به خوبی درک می کند و هوش بالایی در این زمینه دارد.

| و اما بداهه گویی! شما در کار تا چه حد متکی به متن هستید و چقدر از بداهه استفاده می کنید؟

– من هر از گاهی این کار را می کنم و بیشتر با اجازه و هماهنگی است. در هر حال هر بازیگری خصوصیات و تکه کلام هایی با خودش دارد که در خور در کار و نقش آن را با مشورت با کارگردان وارد کار می کند.

| در این سریال چطور؟ سامان مقدم چقدر دست شما را برای این عملکرد باز می گذاشت؟

– تا حد امکان این اتفاق وجود داشت، البته در این کار من لحن تازه ای گرفتم، که از لحن نوید محمدزاده در «ابد و یک روز» برداشتم، بخشی که او در کارش جدی می گفت و من از آن در کمدی استفاده کردم و خیلی هم به نظرم بامزه شد و در برخی موارد کمکم کرد.

| چقدر جالب، دقیقاً از کدام قسمت الگو گرفتید؟ فکر می کنم به سکانس التماس های نوید محمدزاده به خواهرش در کار برمی گردد؟ درست است؟

– بله، من آن را از حیاط خانه «ابد و یک روز» برداشتم، همانجایی که نوید می گفت سمیه نرو… و در این سریال هر زمان که در خانه کارم گیر می کند، از آن استفاده می کنم، مثلاً بخشی که با همان لحن می گویم «زن من به من ویار دارد، ببینید!» اما شما که به اینها دقت نمی کنید، فقط حواستان هست که من شبیه پژمان شدم. (باخنده!)

| به خود نوید محمدزاده هم از این بهره برداری چیزی گفتید؟!

– نه، شاید خودش هم هنوز چیزی نمی داند، فقط گاهی زنگ می زند و صحبت می کنیم، اما من هنوز به او چیزی نگفتم. شاید هم فهمیده باشد و به روی من نمی آورد!

| صحبت از بداهه گویی کردیم، داشتید از میزان باز بودن دستتان برای این ویژگی می گفتید.

– بله، همان طور که گفتم تقابل بین نویسنده و بازیگر در این مورد وجود دارد و من هم با خشایار مشورت می کردم که بالاخره به عنوان نویسنده ناراحت نشود، از سوی دیگر چون من آدم تازه کاری هستم، همیشه مقداری دستم را باز می گذارند، پیمان قاسم خانی هم در همکاری های قبلی این کار را کرد و حتی آقای حقیقی در «۵۰ کیلو آلبالو» و موارد دیگر نیز این اجازه را به من می دادند، البته من ابتدا می گفتم و اگر بانمک می شد، تأیید می کردند، ولی سعی می کردم چیزهایی بگویم که در راستای متن باشد و خیلی تغییر ایجاد نشود. این مقدار خیلی کم و در حد چند کلمه رخ می داد.

| اتفاق دیگری که در مورد شما وجود دارد، این است که برخلاف خیلی ها که از حوزه های دیگری به این عرصه آمدند و به دلایلی نماندند، پژمان جمشیدی کم و بیش هست و با همه حرف و حدیث ها همچنان قوی به کارش ادامه می دهد. خود شما فکر می کنید رمز این ماندگاری تا به الان چه بوده است؟ و چه اقدامی در این مسیر انجام دادید که به این روند دست پیدا کردید؟

– روزی که من تصمیم گرفتم این کار را ادامه دهم، با خودم عهد بستم و می دانستم دنبال چه هستم، نه دنبال پول بودم و نه شهرت؛ بلکه بیشتر دوست دارم کاری کنم که بعد از مرگم حداقل قابل ذکر باشد، حال چه این اتفاق در عرصه کمدی بیفتد، چه تئاتر و چه سینما، فرقی نمی کند. از سوی دیگر چون اولین نفری هستم که این راه را آمدم، می خواهم آن را شریف طی کنم. در هر کاری به هر قیمتی هر نقشی را بازی نکنم، اگر شما هم دقت کنید می بینید که در این ۴ سال، پیشنهادات زیادی چه در سینما چه در تلویزیون وجود داشته، اما من تنها ۳ فیلم سینمایی کار کردم و این سومین سریالی است که کار کردم، علاوه بر اینها سعی کردم خیلی کار نکنم و در این مدت بیشتر تئاتر کار کردم تا چیزهایی که لازم است را یاد بگیرم و مطمئن باشید تا روزی که در این عرصه هستم این روند را حفظ خواهم کرد. من فکر می کنم چیزی که در این مسیر به من کمک کرد، انتخاب های من بود. انتخاب هایی که بخشی از آن به جهت شناختی که در این مدت از سینما و تئاتر داشتم اتفاق افتاد و پیمان قاسم خانی هم در این مسیر به من کمک کرد، به همین دلیل فکر می کنم مهمترین مسئله برای من انتخاب های درست و شانس وجود پیشنهادات خوبی بود که باعث شد تا ۳ فیلم سینمایی با آقای قاسم خانی و مانی حقیقی، خانم تهمینه میلانی داشته باشم، همچنین همکاری با سامان مقدم نیز از جمله دیگر اتفاقات خوب در این عرصه بود که به من کمک کردند.

| و فکر می کنم در این راه اذیت هم شدید، چون از ابتدای حضور شما در این عرصه، هجمه هایی از انتقادات گروههای مختلف به این رخداد وجود داشت…

– بله، دقیقاً انتقاداتی وجود داشت و البته هنوز هم هست.

| یعنی با وجود دیدن کارهایتان و شیوه ای که در پیش گرفتید، این حرف ها کمتر نشده اند؟

– چرا، در هر حال کمتر شده، اما تمام شدنی نیست و گاهی به جایی می رسد که می گویند آقا اصلاً همه چیز عالی است اما چون فوتبالیست است، نباید می آمد. به عقیده من هرکس اگر استعدادش را دارد، می تواند حداقل شانس خودش را امتحان کنند و خود هنر است که در نهایت انتخاب می کند. من آنقدر ایمان دارم که بازیگری کار سخت و تخصصی است که مطمئن هستم کسی نمی تواند جای کسی را بگیرد و همچنان بی هیچ ادعایی در حال یاد گرفتن هستم و امیدوارم روزی بتوانم نظر همه اساتید را در سینما، بینندگان و مخاطبان را جلب کنم.

| باز هم به سراغ بهرام برویم؛ یک بامزگی هایی در این کاراکتر وجود دارد که آن را جالب کرده است، می خواهم بدانم چند درصد از این بامزگی ها برای بهرام است و چقدر از آن به خودتان برمی گردد یا در موفقیت خلق می شود؟ چون فکر می کنم شخصیت خودتان هم عاری از این ویژگی نیست…

– واقعیت این است که بهرام زاییده ذهن گروه نویسندگان کار است و بامزگی های این شخصیت برای خشایار الوند و آدم هایی است که این کاراکتر را خلق کرده اند، من آن را بازی کردم اما در هر صورت هر کسی که بهرام را بازی کند، آن را به طریقی ارائه می دهد، واقعاً همه یک شکل نمی توانند بازی کند. در این مسیر هر کسی برای خودش استانداردها و شیرینی دارد که با دیگری متفاوت است، مثلاً اگر جواد عزتی، محسن کیایی و یا رضا عطاران آن را بازی می کرد، حتماً ویژگی های دیگری پیدا می کرد. در هر صورت من بهرام را اینگونه دیدم و بعد از خلق توسط گروه به آن روح دادم و زنده اش کردم.

| برخی ها معتقدند که در «دیوار به دیوار» اگر یک کاراکتر مقابل و مکملی که ثابت و دائمی باشد، رو به رو شما بازی می کرد و مدام با آن پاسکاری و تقابل، قطعاً اتفاقات بامزه تری رخ می داد…

– در واقع اینجا آزاده صمدی نقش مقابل من است، ولی فکر می کنم در یک سریال پر بازیگر وقتی در این حد دیده شودی، قطعاً شخصیتی که داری مورد اقبال قرار گرفته، من که خیلی راضی هستم و فکر می کنم به ۹۰ درصد آنچه که از سریال «دیوار به دیوار» می خواستم رسیده ام و فکر می کنم بهرام یکی از شخصیت های شیرین این کار است که مقابل هر که قرار می گرفت این شیرینی اتفاق می افتاد، ولی در سریالی که چندین سوپراستار در آن بازی می کنند، طبیعی است که نفر اولی وجود ندارد و به اندازه ای که باید، می توانی دیده شوی.

| کمی هم از سینما بگویید، شما امسال با فیلم «خوب، بد، جلف» عضو یکی از کارهای پرفروش سینما بودید، تصمیم تان چیست؟ می خواهید در حوزه کمدی بمانید؟

– بله، من کمدی را دوست دارم، ولی در کل به نقش های شیرین علاقه مند هستم، حال اگر در قصه درام شخصیت دوست داشتنی وجود داشته باشد، آن هم قابل تأمل است.

| چقدر به فضای جدی فکر می کنید؟ آیا پیشنهادی در حوزه درام داشتید؟

– این موضوع بستگی به فیلمنامه و اینکه چه کسی قرار است آن را بنویسد و بسازد دارد، ولی اگر به کاری مطمئن نباشم، نه، قطعاً در آن کار شرکت نمی کنم، چون کار سختی است. در حال حاضر چند سال است که من در حال تلاش هم تا این شخصیت فوتبالی را، در قالب یک کاراکتر کمدی جا بیندازم و حال اینکه این شخصیت کمدی را در قالب رئال جا بیندازم، کار راحتی نیست، مگر اینکه کارگردانی باشد که به او ایمان داشته باشم. بدانم کارش را بلد است و خودم را به دستش بسپارم. پیشنهاداتی در حوزه درام بوده، اما ترجیح دادم که بازی نکنم.

| برای نزدیک تر شدن و ورود حرفه ای تر به فضای بازیگری، در کل چقدر تلاش می کنید؟ چه تمرین ها و یا اقداماتی انجام میدهید؟

– بالاخره قطعاً فعالیت هایی دارم، از دیدن فیلم های گوناگون و به ویژه رصد سینمای ایران گرفته تا تمرینات دیگری که اگر می کنم بهتر است در مصاحبه آنها را نگویم. به هر حال چیزی که اهمیت دارد پژمانی است که مردم در قاب تصویر می بینند و صحبت یا عدم گفتن از این موضوع تفاوت چندانی ندارد.

| ترجیح تان برای ادامه فعالیت در دنیای تصویر بیشتر در کدام حوزه است؟

-اگر بخواهم به ترتیب اولویت بگویم، تئاتر، سینما و تلویزیون

| پخش سریال «دیوار به دیوار» در ایام نوروز، از جمله اتفاقاتی است که منجر شد به گونه ای این کار شکل مناسبتی پیدا کند و اغلب کارهای مناسبتی، مخاطبان خاص و گسترده خود را دارند، شما این اتفاق را چطور می بینید؟

– از آنجایی که ما از ابتدای کار ۵۰ قسمتی بودیم، بنابراین مبنایمان را روی نوروز نگذاشتیم و قرارگیری این کار در آمارگیری نیز اشتباه است. ما می دانستیم ۵۰ قسمت هستیم و تلاشی برای این ایام نکردیم که در آن روزها به سرانجام برسیم و در شروع ۱۲ یا ۱۳ قسمت یکی یکی بازیگران وارد قصه می شدند، فکر می کنم کسانی که حتی یک قسمت از کار را هم دیده اند، این روزها کار را دنبال می کنند.

| رفتن جلوی دوربین سامان مقدم چطور بود؟

– فوق العاده بود، او خیلی دوست داشتنی است و همه چیز با حضور وی آرام و خوب پیش می رود، چه جلو دوربین و چه در پشت صحنه، فقط سرکار تنقلات خوشمزه زیاد می آورند و تنها نگرانی من از سامان مقدم، برای اینکه دفعه بعدی با او کار کنم همین مسئله است چرا که وزنم اینگونه بالا می رود و این موضوعی است که باید حواسم به آن باشد.

*می دانم که این شب ها مشغول تئاتر هم هستید، کمی از این حوزه و فعالیتتان در آن هم بگویید.

-بله، مدتی است که در حال اجرای نمایش«پیرونی برای دیکتاتور» هستم، تئاتری که مورد استقبال قرار گرفت و از روی یک متن فرانسوی نوشته شده است و فکر می کنم اجرای آن همچنان ادامه خواهد داشت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *