گفت و گو با تهیه کننده و کارگردان سریال روی آنتن شبکه دو

نوید محمودی:«سایه بان» از آثار کیمیایی تقلید نکرده است

گروه تلویزیون – زینب علیپور: نوید و جمشید محمودی را شاید پیش از این بیشتر در سینما و با فیلم «چند متر مکعب عشق» می شناختیم. فیلمی تحسین برانگیز که در جشنواره های داخلی و خارجی توانست جوایز بسیاری را از آن خود کند و مورد توجه مردم و اهالی هنر و منتقدان قرار بگیرد. آنها پس از فیلم های «رفتن» و «چند متر مکعب عشق» امسال در ۳۶ جشنواره فیلم فجر با فیلم «شکستن همزمان بیست استخوان» حضور خواهند داشت که با توجه به نوع فیلمسازی شان می توان به این فیلم خوش بین بود. البته پیش از این هم برادران محمودی همکاری هایی با تلویزیون داشته اند، اما «سایه بان» نخستین تجربه متفاوت این دو برادر در تلویزیون است. آنها این شبها نخستین سریال تلویزیونی درام اجتماعی خود را روی آنتن شبکه دو دارند. سریال «سایه بان» که شخصیت ها و داستان هایشان بی شباهت به آدم های پیرامون ما در جامعه نیست و به راحتی می توان ما به ازای آنها را در جامعه دید. شاید یکی از دلایلی که باعث شد مخاطبان تلویزیون از همان ابتدا با این مجموعه ارتباط برقرار کنند، همین نکته بود. از این رو بانی فیلم با نوید محمودی یکی از برادران محمودی که این روزها مشغول تدوین قسمت های بعدی این مجموعه است و طرح اولیه داستان نیز متعلق به اوست و یکی از کارگردان های این سریال است، درباره این سریال و ریزه کاری های این کار گفت و گویی داشته که در ادامه می خوانید:
 در ابتدا درباره طرح این داستان که متعلق به شماست و نحوه شکل گیری آن بگویید و چه زمانی طرح اولیه «سایه بان» شکل گرفت؟
– حدود ۵ سال پیش قصه ای با عنوان «سایه بان» داشتیم که با همین مشخصات کلی بود. یعنی قصه دو تا دوست به نام های سهراب و سعید که یک سری مسائلی اتفاق می افتد و تمام ماجراهایی که برایشان پیش می آید، رفاقت آنها را به خطر می اندازد. اما این دو به خصوص سهراب تلاش خود را می کنند که این دوستی و رفاقت پابرجا باقی بماند. این فضای کلی داستان بود که از ابتدا شکل گرفته بود.
 چرا همان ۵ سال پیش آن را نساختید؟
– شرایط تلویزیون و تغییر مدیران باعث می شد که مدام از این شبکه به شبکه دیگر و از یک مدیر به مدیر دیگر انتقال پیدا کند و شاید یکی از مهمترین دلایلی بود که این سریال در این زمان ساخته شد و همان سال فضا برای ساخت «سایه بان» مهیا نشد.
 درباره این پروسه ای که طی شد تا «سایه بان» ساخته شود، می گویید؟
– در ابتدا قرار بود که این سریال با آقای سیفی آزاد و در شبکه اول ساخته شود. بعد قرار شد با مدیر دیگری این کار انجام شود. بعد از آن هم من از آقای کرمی خواهش کردم که کار را برای شبکه دو و با آقای صباح انجام بدهیم. چون با ایشان صحبت های ضمنی درباره سریال کرده بودیم. بنابراین کار به شبکه دو آمد و به برآوردی هم که رسیدیم، آقای صباح رفتن و دکتر حاتمی به جایشان آمد و طبیعتا به دلیل اینکه در حال نگارش فیلمنامه بودیم، کار اوایل امسال جدی شد و کلید زدیم و الان هم که روی آنتن است.
 از ابتدا هم طرح این سریال برای ۵۰ قسمت طراحی شده بود؟
– بله.
 گفتید که طرح اصلی متعلق به ۵ سال قبل است. چه کردید تا داستان به روز شود و مخاطب بهتر بتواند با آن ارتباط برقرار کند؟ اصولا چه کاراکترها و داستان هایی به طرح اولیه اضافه شدند؟
– قصه تغییراتی می کرد که این تغییرات ساختمان اصلی داستان را خراب نمی کرد. به عنوان مثال شخصیت ناصر با بازی کامران تفتی به مرور پررنگ تر شد و یا شخصیت الهام که چند شبی است قصه او آغاز شده است و ماجرای علاقه حمید به او به مرور جدی شد. اما ساختمان اصلی قصه که ماجرای ارتباط سعید و سهراب است و یا سارا و آرمان از ابتدا برقرار بود. یعنی از ابتدا سهراب یک خواهر و برادر داشت، اما به مرور نقش بابک برادر او پررنگ تر شد. در اصل شاید بتوان گفت که ما ۵ سال پیش به بابک به این شکل فکر نمی کردیم. اما احساس کردیم نیاز امروز جامعه ما روابط و جوان هایی که احساس می کنند خیلی سریع تر باید به هدفشان برسند و در دیالوگ های بابک هم بیان می شود مهم است. بنابراین به مرور همه چیز درباره بابک شکل گرفت و به تعبیری جدی تر شد.
 احساس می کنم که در قهرمان پروری که در داستان این سریال دارید و رفاقت سعید و سهراب نگاهی به آثار مسعود کیمیایی داشتید. این طور نیست؟
– صادقانه نه. واقعیت این است که شاید آقای کیمیایی در نمایش این رفاقت ها و ماجراها در فیلمهایش این نگاه را داشته و این تصور برای شما به وجود آمده است. ولی واقعیت این بود که از ابتدا و در پیرامون ما آدم هایی بودند و زندگی کردند و دوستانی داشتیم که در اصل آدم های پیرامون همه ما هستند. شاید برخی از آدم هایی که می شناسید، شبیه به آدم های «سایه بان» باشند.
 پی می توان گفت که از نزدیک با چنین آدم هایی در ارتباط بودید و برایتان ملموس بودند که توانستید به راحتی مخاطب را با این شخصیت ها همراه کنید؟
– دقیقا. ما در یک محیط کاملا جنوب شهری بزرگ شدیم و با این آدم ها بودیم و با آدم هایی شبیه به آنها زندگی کردیم و حرف زدیم و دوست بودیم. طبیعتا وقتی در چنین محیطی بزرگ می شوی، خصلت ها و رفتارهای مردم آن محیط در تو ته نشین می شود.
 به نظر شما در روابط بین آدم های «سایه بان» به خصوص ارتباط ناصر با نسترن و سهراب با سارا کمی اغراق شده نیست؟ به این دلیل که روابط خواهر و برادری این روزها تا این حد گرم و صمیمانه نیست! بنابراین در این سریال قصد داشتید یک سری مسائل مهم را الگو سازی کنید؟
– ما برای اینکه الگو سازی کنیم، «سایه بان» را نساختیم. نیامده ایم بگوییم که ما بلدیم به شما الگو ارائه بدهیم. ما قصه برخی آدم هایی که در اطراف همه ما زندگی می کنند و وجود دارند را انتخاب کرده ایم و به تصویر کشیدیم که اگر تو می گویی که سهراب خوب است، با این کار بگوییم که تو می توانی مثل این آدم خوب باشی. چیزی که درباره ناصر و سهراب وجود دارد این است که مهمترین مشخصه سهراب این است که از هر نشدنی می خواهد شدن کند. سهراب شخصیتی است که می خواهد بگوید نشدن وجود ندارد و آدم با تلاش می تواند هر نشدنی را به شدن تبدیل کند که این یکی از مهمترین شعارهای زندگی من است. برای من هیچ نشدنی معنا ندارد. وقتی تو اعتقاد داشته باشی که خدا وجود دارد و در تمام رسیدن ها به تو کمک می کند، همه چیز خود به خود حل می شود. چون احساس نمی کنی که تلاش بیهوده می کنی. به همین دلیل سهراب شخصیتی با این مشخصات است و رابطه اش با خواهرش بسیار امروزی است. در سکانسی که به خواهرش می گوید تو نباید از غیرت من بترسی، در اصل به خواهرش می گوید که این احساس من برای این است که مراقب تو باشم و برای تو محیط امنی را ایجاد می کنم. ما درباره آدم هایی که در این قشر از جامعه زندگی می کنند صحبت می کنیم که برادرها شبیه به سهراب هستند. یعنی این برادرها تا خواهرشان و برادر کوچک ترشان ازدواج نکند، آنها ازدواج نمی کنند.
 البته این تفکرات متعلق به گذشته بوده و درگیریها و مشغله های زندگی به قدری زیاد شده است که هر کسی به فکر آینده و زندگی خودش است.
– ما فکر می کنیم که متعلق به قبل بوده است. هنوز هم چنین افرادی هستند و وجود دارند. اما چون ما نمی بینیم فکر می کنیم که نیستند. شاید کمرنگ شده باشند، اما وجود دارند. «سایه بان» قصد دارد به آنها رنگ آمیزی جدیدی بدهد. در مورد ناصر هم باید بگویم که موجودی است که با تلاش از نگاه خودش به جایگاهی رسیده که این تلاش و نوع زرنگی که در نظر اوست را در سعید نمی بیند. این برایش آزار دهنده است و از این رو تلاشش را می کند تا خواهرش را از آن زندگی بیرون بیاورد. بنابراین آن چیزی که مهم است این است که این آدم ها با این خصوصیات در جامعه ما هستند. یعنی شما قطعا در جامعه امثال سعید و سهراب و ناصر پیدا می کنی.
 من هم با این نظر شما موافقم که این آدمها شخصیت های ملموسی هستند و ما به ازای واقعی در جامعه دارند. اما منظورم ارتباط خواهر و برادری این افراد بود که خیلی عمیق تر از چیزی است که در جامعه می بینیم.
– تاکید اینکه یک برادر برای خواهر پشتوانه است خیلی نکته مهمی است. چرا در این سریال تا این حد به آن تاکید شده است، چون واقعیت همین است. یعنی برادر برای خواهر یک پشتوانه است. وقتی ما روی اینها تاکید می کنیم، یعنی غیر مستقیم به دخترها می گوییم که به راحتی با یک پسر ارتباط برقارار نکنید و اگر مسئله ای در این زمینه وجود دارد، با برادرت در این باره مشورت کن. همه دغدغه و حرف همین است که باید خواهرها متوجه باشند که برادرانشان امن ترین مردهای زندگی شان هستند.
 یکی از ویژگی مثبت سریال شما این بود که در سریال های تلویزیونی تا این حد به زندگی قشر کارگر جامعه و مشکلات و دغدغه هایشان پرداخته نشده بود! شما در این سریال حرف دل افراد بسیاری از جامعه را بیان کردید.
– از ابتدا هم یکی از مهمترین هدف ما در ساخت این سریال همین نکته بود.
 چرا این قدر دیر به فکر ساخت سریالی از این دست شدید؟
– واقعیت این است که به نظر من محمودی ها در بهترین زمان این سریال را ساختند. یعنی ما احساس کردیم که آن چیزیهایی که می خواهیم در این سریال درباره آنها صحبت کنیم، الان در جامعه وجود دارد. من نمی خواهم که از کار تعریف کنم. اما واقعیت این است که سریالی با این ریزه کاری کم می توان دید. این قدر همه چیز مهم باشد. به عنوانمثال لوکیشن کارگاه فقط یک جایی برای کار کردن نیست.
 اتفاقا نکته جالبی را اشاره کردید. انگار که کارگاه برای سهراب خانه دوم است نه فقط محل کار و این خیلی مهم است که فقط به عنوان مکانی برای کسب درآمد به آن نگاه نمی کند!
– به این دلیل که معمولا برای کارگرها همین است. برای قشر کارگر کار و محیط کاری تبدیل شده به یک خواستگاه مهم. انگار کار مث ناموس برای آنهاست. برای همین است که معمولا با همه توانشان کار می کنند.
 در تیتراژ سریال اشاره شده کاری از برادران محمودی. این بدین معنی است که تقسیم کار نکرده اید که چه کسی تهیه کننده و چه کسی کارگردان است؟
– ما هر دو با هم کار را ساختیم.
 در هدایت بازیگرها به مشکل برخورد نکردید؟
– ما وقتی شروع به کار کردیم، چون برای ما تاریخ پخش مشخص کرده بودند، تقریبا از همان ابتدا مجبور شدیم دو گروه شویم. برای اینکه به پخش برسیم. نکته جالب هم برایتان بگویم که ما در گروه ها هم گاهی جایمان را عوض می کردیم و من با گروه برادرم کار می کردم و او با گروه من. از آنجایی هم که ما از ابتدا با هم در این زمینه کار را شروع کردیم و در تله فیلم ها و سینمایی با هم بودیم، در اصل ما به یک زبان مشترک رسیدیم. در طراحی قصه با هم بودیم و این با هم بودن باعث می شود که به مشکلی برخورد نکنیم و به مشترکات بسیاری هم برسیم.
 در انتخاب بازیگران به خصوص نقش های اصلی از ابتدا به نتیجه کار اعتماد داشتید که بازیگران جوانی را انتخاب کردید که مخاطب تلویزیون کمتر با آنها آشناست و یا به نوعی نگران این ریسک کردن بودید؟
– خیلی در انتخاب بازیگر تلاش کردیم تا به آدم های درست برای این نقش ها برسیم. تقریبا این افراد هم جزو گزینه های اول ما بودند.
 فارغ از آمار صداوسیما بازتاب سریال را تا به امروز چطور دیدید؟
– چیزی که برای من جذاب و مهم است این است که می بینم آدم های اطرافم راجع به یک کاری حرف می زنند. یعنی کار را می بینند و مخصوصا قشری که ما احساس می کردیم باید بیشتر ببینند. به نظرم خیلی با قصه همراه هستند. بنابراین از آمارها و اعداد مهمتر خود مردم هستند که کار راددیه و دوست داشته باشند.
 البته می دانید که به هر حال مدتهاست که بین مردم و تلویزیون به دلایلی فاصله افتاده است و همین امر در میزان مخاطب تاثیرگذار است.
– بله.
 چطور شد که گرجستان را برای بخشی از این سریال انتخاب کردید؟
– واقعیت این است که از ابتدا هدف ما این بود که حتما سفری به یک کشور خارجی داشته باشیم و یکی از چیزهایی که همیشه به کارهای ما آسیب می زند این است که حرف از یک کشور خارجی در کار زده می شود، اما در یک ویلا خلاصه می شود. چون هزینه هایی که این کار دارد باعث می شود عده ای از رفتن به خارج از کشور منصرف شوند.
اما ما همه انرژی مان را گذاشتیم تا کشوری را انتخاب کنیم که به بهترین امکان تصویری که می خواهیم برسیم. «سایه بان» به معنی واقعی تنها سریال است که در این سالها اگر برای خارج از ایران ۲۵ سکانس طراحی کردیم، همه ۲۵ سکانس را همانجا گرفته ایم.
 یعنی سکانس های داخلی را هم در گرجستان گرفتید؟ چون معمولا در برخی کارها این اتفاق می افتد!
– حتی یک فریم هم در ایران نگرفتیم. اتفاقا لوکیشن را هم به نوعی انتخاب کرده ایم که بیننده متوجه بشود که اینجا ایران نیست. چون این سکانس ها هنوز پخش نشده نمی توانم در این باره بگویم. اما همه سکانس ها و پلان های مربوط به گرجستان را همانجا گرفتیم.
 پس با این حساب یک سریال پرخرج ساختید؟
– با معمولی ترین برآورد تلویزیون کار کردیم. ما می گوییم در یک سریال حرف از رفتن به خارج نزنید و نسازید. ما حتی برای یک کارگاه مبل سازی ۱۴۰۰ متری، از صفر تا صد دکور زدیم و کار کردیم. قرارمان این بود. می توانستیم در یک کارگاه کوچک و یا زیرزمین کار کنیم، اما خب نتیجه این نمی شد که دیدید.
 یکی از اتفاقات خوب سریال شما صدای محسن چاووشی بود که تا به حال هیچ تیتراژ سریال تلویزیونی را نخوانده بود و اینکه شما پیش از آغاز پخش سریال این تیتراژ را منتشر کردید. از ابتدا هم به صدای این خواننده برای تیتراژ سریال فکر کرده بودید؟
– بله. ما احساس می کردیم که جنس صدای محسن چاووشی خیلی به این سریال نزدیک است. بنابراین به او پیشنهاد دادیم و ایشان هم بدون هیچ ماجرا و قصه ای با ما همکاری کردند. در مورد اینکه زود هم منتشر کردیم باید بگویم که احساس می کردیم برای تبلیغ سریال کمک خوبی است که بود. اگر یادتان باشد «شهرزاد» هم همین کار را کرد. ما هم از قصه با صدای چاووشی کلیپ ساختیم و منتشر کردیم.
 قطعا می دانید که یکی از معضلات سریال های ما پایان بندی سریال است. شما برای اینکه پایان بندی خوب و متفاوتی داشته باشید به این موضوع چقدر اهمیت دادید و فکر می منید راضی کننده باشد؟
– متفاوت ترین پایان بندی است که تا به حال برای یک سریال در نظر گرفته شده است و معمولا در سریال ها دیده اید. به تعبیری باید بگویم که پایان بندی ویژه خود سریال است و این قصه همنی پایان بندی را می خواست که ما برایش تعریف کردیم.
 عنوان سریال را هم از همان ابتدا «سایه بان» انتخاب کرده بودید؟
– بله. ما احساسمان این بود که همه ما سایه بالای سر همدیگر هستیم. مادر و پدر سایه بالای سر ما هستند و ما هم سایه بالای سر برادر و خواهر کوچکترمان هستیم. بنابراین چه بخواهیم و چه نخواهیم محبت مان نسبت به یکدیگر سایه بان همدیگر است. این چیزی بود که از ابتدا درباره شخصیت ها تعریف شده بود. فکر می کنم احترام به مخاطب و کسی که تلویزیون تماشا می کند و برای دیدن یک اثر وقت می گذارد، به همه ما این را گوشزد می کند که همه تلاشمان را برای به تصویر کشیدن قصه ها بکنیم.
 گویا امسال هم با یک فیلم در جشنواره حضور خواهید داشت؟
– بله با فیلم «شکستن همزمان بیست استخوان».
 امیدوارم که این فیلم هم مانند فیلم قبلی تان مورد توجه اهالی هنر در جشنواره قرار بگیرد؟
– امیدوارم. ما مثل همیشه تلاش خودمان را کرده ایم.

(بازدید: 222)

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Solve : *
14 − 5 =