نگاهی به سریال «پدر»؛اندر مصائب «عشق»!

بانی فیلم، گروه تلویزیون: سریال «پدر» که این شبها روی آنتن شبکه دو است، جدیدترین ساخته بهرنگ توفیقی با متنی از حامد عنقاست که پیش از این قرار بود در ۳۰ قسمت در ماه رمضان پخش شود که به دلایلی به زمان دیگری موکول شد و جالب اینکه به دلیل استقبال مخاطبان به تعداد قسمت هایش نیز افزوده شد. حضور بازیگرانی چون مهدی سلطانی و لعیا زنگنه از همان ابتدا باعث شد تا توقع مخاطبان از این سریال بالا برود. گرچه به دلیل فضاهایی که نویسنده و کارگردان در این سریال ترسیم کرده اند و داستان عاشقانه لیلا و حامد و مثلث عشقی که به واسطه مسعود در داستان شکل گرفت، توانست مورد توجه مخاطبان بسیاری قرار بگیرد، اما می توانست ریتم تندتری داشته باشد و داستان ها و آدم هایش نیز باورپذیرتر که متاسفانه این اتفاق نیفتاد.
در سریال «پدر» بیننده با داستان عاشقانه و مثلث عشقی روبروست که پیش از این کمتر در سریال های تلویزیونی شاهد بوده است که از این رو توانسته مخاطبان بسیاری را به خود جلب کند. اما علی رغم پرمخاطب بودن سریال و محبوبیتی که در بین خانواده ها کسب کرده، داستان چند ایراد اساسی دارد که به آنها می پردازیم.
حاج علی تهرانی پدر حامد که نقش کلیدی تری در داستان دارد، نمونه یک پدر مهربان و خانواده دوست و ایده آل ایرانی است که برخلاف اغلب سریال هایی که تاکنون دیده ایم و مرد متمولی چون او معمولا درگیر عشق شده و زندگی و آبرویش تحت تاثیر آن عشق قرار می گیرد، اما حاج علی از این گونه مردها نیست. مردی خانواده دوست و عاشق همسر و فرزندانش است که از روی سادگی به کسانی اعتماد می کند که در حال خیانت به او هستند. با توجه به پیشینه ای که از حاج علی در ذهن مخاطب نقش بسته و اصطلاحا بچه کف بازار است، اما به قدری ساده لوح است که به راحتی به افرادی اعتماد می کند که باعث نابودی اش می شوند. گرچه او از دزدی های دامادش باخبر است، اما به راحتی به رفاقت با توفیق اعتماد می کند. مردی که به عروس او نظر سوء دارد و درصدد نابودی حاج علی است. در صورتی که مردی چون حاج علی تهرانی به قدری سرد و گرم روزگار چشیده است که به راحتی به کسی اعتماد نمی کند. از طرفی علاقه و احساس مسئولیتی که به عروسش لیلا دارد، باعث شده که حسادت همسر، دختر و داماد و بقیه را در پی داشته باشد. حال آنکه لیلا عروس باب میل خانواده تهرانی نبوده و والدین حامد صرفا به خاطر فرزندشان حامد تن به این ازدواج داده اند. از این رو توجه بیش از حد حاج علی به عروسش چندان باورپذیر نیست.
با این حال مهدی سلطانی به قدری زیبا و دوست داشتنی این کاراکتر را ایفا کرده که به راحتی می توان از ایراداتی که در فیلمنامه و شخصیت پردازی این کاراکتر وجود دارد، چشم پوشی کرد. اما شخصیت شریفه که لعیا زنگنه پس از مدتها توانسته نقشی این چنینی بازی کند هم گاهی دارای بدجنسی هایی از نوع مادرشوهری است که آن هم جای بحث دارد. شریفه را از ابتدا به واسطه شغلی که دارد، می شناسیم. اما پس از فوت پسرش او را بیشتر در خانه می بینیم تا محل کار. اما یکی از ویژگی هایی که این کاراکتر در فیلمنامه دارد و می تواند الگوی مناسبی برای زنان جامعه باشد، حرمتی است که برای مرد خانه نگه می دارد و حتی به تنها دخترش این اجازه را نمی دهد که مقابل پدرش بایستد و یا درباره او حرف نامربوطی بزند.
و اما لیلا که نام لیلا گویا برای نویسنده به نام مقدسی تبدیل شده است. عنقا پیش از این در سریال «لیلا» نیز نگاه خاصی به این شخصیت داشته و حال در سریال «پدر» هم نگاه خاصی به این کاراکتر دارد. گرچه ماجرای عاشق شدن لیلا و تغییراتی که در شخصیت وی به وجود آمد، باورکردنش کمی سخت است. با این حال او توانست سیر تحولی یک دختر جوان شرور و یاغی را به یک مادر عاشق به خوبی طراحی کند. قطعا چنین شخصیت هایی در تلویزیون دارای خطوط قرمزی هستند که در نگارش مانعی برای نویسنده محسوب می شوند. با این حال سکانس هایی که از لیلا پیش از ازدواج در دانشگاه و جمع دوستانش می بینیم تا زمانی که عاشق حامد می شود، روند رو به صعودی از این کاراکتر می بینیم که برای مخاطب جذاب است.
البته این نکته را هم نمی توان نادیده گرفت که محیط دانشگاه در سریال های تلویزیونی تبدیل به مکانی برای آشنایی و عاشق شدن جوانان شده است و حتی در این سریال هم پس از مرگ حامد ارتباط لیلا با دانشگاه قطع می شود.
حامد که حضور فیزیکی نه چندان طولانی در قصه داشت، اما یکباره عاشق لیلا می شود. بی آنکه او را درست دیده و بشناسد. حافظ قرآنی که قصد دارد در مسابقات قرآنی شرکت کند، یکباره عاشق دختری می شود که فاصله شخصیتی آنها از زمین تا آسمان است که شاید نویسنده می توانست این عشق را باورپذیرتر از چیزی که شاهد بودیم، دربیاورد. ضمن اینکه افسردگی لیلا پس از مرگ حامد به نسبت حسی که مادر حامد نسبت به تنها فرزند پسرش دارد، کمی اغراق آمیز است. به نحوی که شریفه نسبت به رفتار لیلا معترض است.
و اما مهمترین نکته این داستان، ماجرای تصادف حامد به همراه پدر و مادر لیلاست که خیلی زود فراموش شد. در صورتی که بیننده این تصور را دارد که ممکن است این تصادف از روی عمد اتفاق افتاده باشد. با این وجود ما هیچ پلان و یا سکانسی از نحوه تصادف آنها و یا تحقیقات پلیس در سریال نمی بینیم که می تواند جزو نقاط ضعف کار باشد.
به هر حال شاید در قسمت های بعد پاسخ این سوالات را دریابیم. اما تا اینجا «پدر» توانسته مورد توجه مخاطبان بسیاری قرار بگیرد که از تلویزیون فاصله گرفته بودند و به دنبال یک سریال جذاب خانوادگی بودند. از این رو می توان خوش بین بود که پایان داستان هم بتواند برای مخاطبی که شخصیت ها را همراهی کرده، جذاب باشد. بنابراین باید منتظر بود و دید نویسنده چه تدابیری برای پایان این داستان در نظر گرفته تا بتواند رضایت مخاطبانش را بدست بیاورد.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *