نگاهی به فیلم «راهبه»؛کمی ترس لطفا!

یاسمن خلیلی فرد
«راهبه» فیلمی به کارگردانی کورین هاردی است که به تازگی به اکران عمومی در سطح بین المللی درآمده است.
فیلم «راهبه» روایت یک راهبه با بازی شارلوت هوپ، یک کشیش کاتولیک با گذشته‎ای تاریک با بازی دیمین بایکر و یک راهبه تازه‎کار جوان با بازی تیسا فارمیگا را دنبال می‎کند که توسط واتیکان برای بررسی و تحقیق در مورد خودکشی مرموز یک راهبه به صومعه‎ای در رومانی اعزام می‎شوند. طبیعتا، این خودکشی مربوط به شخصیت منفی فیلم یعنی والاک با بازی بونی آرونز است.
از همین خلاصه‌ مختصر و مفید می‌توان دریافت که تازه ترین فیلم هاردی مانند بسیاری دیگر از فیلمهای ژانر وحشت که مضمون مذهبی دارند، به تقابل میان خیر و‌ شر یا همان مذهب و نیروهای اهریمنی می‌پردازد.
به باور من،«راهبه» بزرگترین لطمه را از فیلمنامه اش خورده است، فیلمنامه ای بسیار خام و پرداخت‌نشده؛ فیلمنامه ای که رسماً در حد یک طرح اولیه باقی مانده است و سعی بر آن دارد تا با بهره گیری از دیگر عناصر فیلمهای ژانر وحشت همچون حرکات دوربین، موسیقی متن، چهره پردازی ، طراحی صحنه و لباس، فضاسازی و میزانسن و البته تدوین نقصان های متن خود را جبران کند.
فیلمساز در جاهایی از فیلم تلاش می کند لحنی کمدی به کار ببخشد، اما بهره گیری نامناسب از دیالوگ‌های کمیک و قرار دادنشان در بخش های نادرست از فیلم نه تنها بر بار طنز فیلم نمی افراید، بلکه به مثابه وصله ای ناجور از آب درآمده است که هرگز با فیلم و فضای آن همخوانی ندارد.
برخی از نقاط اصلی، از درام حذف شده اند و احتمالاً اصلی ترین دلیل بی کششی فیلمنامه همین است؛ اساساً فیلمنامه در بخش بحران باقی مانده و با پرشی، ناگهان به فصل گره‌گشایی و حل و فصل می رسد؛ گرچه گره گشایی هم آن چنان که باید گره ای از پرسش های پیش آمده برای مخاطب نمی گشاید و فیلم خیلی زود به مرحله حل و فصل می رسد و مجدداً شوکی که با فلش فوروارد به بیست سال بعد به مخاطب وارد می کند که البته این دسته از تمهیدات روایی نیز به عقیده نگارنده دیگر‌ خیلی تکراری شده اند و برای مخاطبان همیشگی فیلم‌های وحشت کاملا قابل حدس اند.
به زعم من «راهبه» فاقد بسیاری از المان های ترس آور و مهیج فیلم هایی از این دست است، درواقع نه فیلمنامه و نه عناصر بصری هیچ کدام منجر به آن نمی شوند که فیلم مخاطب را غافلگیر کند یا حقیقتاً بترساند. شاید اصلی ترین تمهیدات فیلمساز برای القای حس ترس به مخاطب، بهره گیری ماهرانه اش از فضاسازی باشد. فیلم با طراحی صحنه گوتیک وار، نورپردازی اکسپرسیونیستی و خلق فضاهایی تاریک و نمور می تواند تا حدودی مخاطب را دچار دلهره کند، اما به سبب فیلمنامه ی نه چندان تاثیرگذار و دیالوگ های کلیشه ای، این احساس در حد همان دلهره باقی می ماند و بیش‌تر نمی شود. بازی های فیلم هم متوسط اند؛ شاید بازی ها نیز تا حد زیادی در سایه عناصری چون موسیقی متن، صداهای فیلم، طراحی صحنه و … قرار گرفته اند.
به زعم من، «راهبه» فیلمی متوسط و تا حدودی ساده انگارانه در ژانر خود است که در حین تماشایش بارها به ساعت خود نگاه خواهید انداخت.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *