نگاه سامان سالور به دو فیلم «مغزهای کوچک زنگ زده» و «عرق سرد»

 سامان سالور

 

«مغزهای کوچک زنگ زده» (هومن سیدی)
ساندویچ مغز با طعم خشونت!
آخرین فیلم هومن سیدی از اتفاقات مثبت جشنواره امسال است؛ فیلم در کارنامه فیلمسازش هم چند گام به جلوست و موفق عمل می کند؛ مجموعه ای همگون در جهت روایتی درست و دل نشین؛مغزها فیلمی جسور است که با ارائه ریتمی پرنفس؛ قصه سر راستش را درست و بی پرده بیان می کند؛ قصه ای در ارتباط با خشونت محلی که در بستر زندگی حاشیه نشینی و تولید و فروش مواد مخدر و تعصب و روابط بَدَوی خانواده ای پر مشکل ؛خوب کار می کند و پاداشش ؛همذات پنداری مخاطبانش است.
کارگردانی هوشمندانه سیدی که عوامل مختلف فنی را در پازلی قابل اعتناء و استناد جلو می برد بزرگترین خاصیت فیلم است؛ جایی که کارگردان با سپردن نقش های اصلی به دو بازیگر صاحب سبک این سالها یعنی فرهاد اصلانی و نوید محمد زاده (که اولی چون همیشه درخشان است و دومی تمام تلاشش را با گذاشتن پروتز دندان و عوض کردن لحن و سرعت و نوع دیالوگ گویی کرده )و میدان دادن و اعتماد به چند چهره کار کرده مانند فرید سجادی حسینی و چند بازیگر جدیددر نقش های فرعی برگ برنده اش را رو می کند چرا که با تلاش سیدی دسته دوم بازیگران نیز نقش هایشان را باور کرده و آن را به گونه ای ملموس و باورپذیر درآورده اند؛ که می توان نوید پورفرج در نقش امیر و مرجان اتفاقیان در نقش شهره و زن مسن در نقش مادر خانواده را کاملا باور کرد و چنین اتفاقی را به فال نیک گرفت؛ فیلمبرداری پویای پیمان شادمانفر و صدابرداری متناسب با عمق صحنه؛ چهره پردازی مستند و درست؛ طراحی صحنه محسن نصرالهی که چون همیشه سخت و با توجه به جزییات شکل گرفته و ساخته شده و تدوین و ریتم خوش آهنگ فیلم از خصوصیات بارز و نکات مثبت فیلم است؛ به نظر می رسد مغزهای کوچک زنگ زده با وجود متهم شدن به سیاهنمایی ، تأثیرپذیری از فیلمهای آمریکای لاتینی و خشونت ؛توانسته با تیزبینی؛قصه شخصیتها و حرف اش را بی رودربایستی و محکم بزند؛ آنقدر محکم که حتی مخالفان اش ( با درصد کوچکی از انصاف)نیز نمی توانند منکر جذابیت و تأثیر گذاری اش شوند.
شانس سیمرغ:فیلم در رشته های: فیلمنامه؛ کارگردانی؛ فیلم؛ فیلمبرداری؛ نقش اول و مکمل مرد؛ نقش مکمل مرد و زن؛طراحی صحنه و لباس؛ چهره پردازی و تدوین شانس دریافت سیمرغ بلورین دارد.

«عرق سرد» (سهیل بیرقی)
عرق سرد؛ زمین گرم
عرق سرد ظاهراً ایده فیلمنامه اش را از اتفاقی مستند که برای یکی از زنهای تیم ملی فوتسال ایران افتاده؛ به عاریه گرفته؛ خبری که در مقطعی در صدر لیست اخبار فضای مجازی و واقعی بود و نهایتن با رضایت همسر فوتسالیست مورد نظر برای طلاق و خروج از کشور حل و فصل و ختم به خیر شد.عرق سرد در کارنامه فیلمسازش قدمی هر چند کوتاه به جلو به نظر می رسد؛ فیلمی روان و ساده با موضوعی اجتماعی و ملتهب؛ فیلم اما به لحاظ فلسفه ساخت نهایتاً نمی تواند رعایت انصاف را به جا آورد و به اثری فمینیستی با لایه های ضد مرد تبدیل می شود؛و در این بین ارائه تصویری سنتی و با قالبهای کلیشه ای و ریا کارانه و شبه مذهبی برای کاراکتر یاسر شاه حسینی با بازی امیر جدیدی که اتفاقاً همچون خبر مستندش خود یکی از مجریان موفق برنامه ای ورزشی در صدا و سیماست (با ذکر این مهم که نوع پوشش و چهره پردازی و گفتارش بیشتر به مجری برنامه های مذهبی سیما شبیه است تا برنامه ای اجتماعی و ورزشی)به دام بی انصافی و یکسویه نگری می افتد؛ جاییکه عرق سرد در بسط و گسترش داستان ملتهب و معرفی پرسوناژهایش به هیچ عنوان خود را ملزم به نزدیک شدن به یاسر شاه حسینی نکرده و از او تصویری کاریکاتورگونه ؛ حریص و مریض جنسی ارائه می دهد و تا انتهای فیلم از هر کاری برای نشان دادن مظلومیت و حق به جانب بودن افروز اردستانی با بازی باران کوثری؛ فروگذار نمی کند که اوج این نگاه و تفکر را در سکانس بازگشت افروز به خانه و نگاهها و دیالوگ های اروتیک و بیمارگونه شوهرش و سپس  آن سکانس طولانی و اغراق آمیز مسواک زدن افروز( احتمالن پس از تن در دادن به رابطه با همسرش) می توان دید و به آن اشاره کرد.
عدم شخصیت پردازی مناسب فیلم و درگیر سانتی مانتالیسم لحظه ای شدن فیلمساز در سرتاسر عرق سرد موج می زند؛ جاییکه حتی کمترین انتظار مخاطب برای شناسایی بیشتر روابط موجود بین آدمها (مثلاً ارتباط بین دو دوست و همخانه دختر که در جاهایی می توانست گره گشای علت اختلاف بین افروز و یاسر شود) و منافع و عکس العملهایشان عقیم و بی پاسخ باقی می ماند و تلاش های مرد برای نگه داشتن زن و زندگی اش تنها با سادیسم مقطعی اش برای گرفتن حکم ممنوع الخروجی همسرش؛ سیاه و هیستریک نمایش داده می شود. از اتفاقهای خوب تجربه آخر بیرقی می توان به بازی روان بازیگران و تفاوت در لحن و بیان امیر جدیدی و بازیگری به اندازه باران کوثری و حضور لیلی رشیدی و سحر دولتشاهی در نقش های متفاوت اشاره کرد؛ فیلم می توانست با تمرکز و زحمت بیشتر در صحنه های ابتدایی مسابقه فوتسال بین ایران و تایلند و مهمتر از همه اینها بارعایت جانب انصاف و پرداخت مناسب دلایل حرکات و رفتارهای بی منطق یاسر گیراتر و دوست داشتنی تر شود و انقدر در سطح و به اندازه اخبار زردی که خیلی وقتها با موج سواری آدم زرنگها در جامعه بیمار امروز همراه می شود باقی نماند و به فیلمی ماندگار؛ منصف و اتفاقاً در رعایت حقوق زنان تبدیل گردد.
شانس سیمرغ:فیلم در رشته های بازیگر اصلی زن و مرد و نقش مکمل زن شانس دریافت سیمرغ بلورین دارد

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Solve : *
24 + 25 =