یک فنجان خاطره؛گفت و گوی بانی فیلم با ستاره اسکندری

نیّر در «دندون طلا» نقش سختی بود

ستاره اسکندری بازیگری که این اواخر در سریال «گمشدگان» حضور داشت، در سال ۹۴ با بانی فیلم گفت و گوی مفصلی درباره «دندون طلا» و فعالیت هایش داشته که بخشی از آن را در ادامه می خوانید:
وی درباره تئاتر و تغییراتی که در طول این سالها داشته گفت: من و همه معتقد تئاتر مثل زندگی است. تمام لذتی که دارد سپری می‌شود و همیشه با یاد و خاطره‌اش زندگی و آن را مرور می‌کنی. تئاتر مثل دوران کودکی و نوجوانی است که می‌گذارد حالا فکر کن شرایط طوری رقم خورده که می‌توانید کودکی کنی! این بار با لذت و آگاهی بیشتری حتماً به گذشته‌ات می‌رسی! در ذات نمایش «سعادت لرزان» واقعاً این اتفاق رخ داده است. اگر پانزده سال پیش با کلی اضطراب و تنش، به عنوان یک آدم خام‌تر دست و پا می‌زدم، امروزه و در این چهل شبی که روح انگیز روی صحنه رفته طعم خوشی را مزه مزه کردم و با آگاهی و پختگی بازی کردم و از این اتفاق بسیار لذت بردم. نگاه محسن علیخانی نسبت به ۱۵ سال پیش هم تغییر کرده بود و کلاً این تغییر اندیشه و نگاه، جذاب و دوست‌داشتنی بود. همه چیز خوب و عالی اتفاق افتاد.
وی درباره بازی در «دندون طلا» و همکاری با میربراقری هم افزود: من یک نقش کوتاه در فیلم «مسافر ری» هم داشتم، اما پیش نیامد که با آقای میرباقری کار کنم. بامزه است بدانید در تمام این سالها که من تئاتر کار می‌کنم هیچوقت پیش نیامد که آقای میرباقری تماشاگر نمایش ما باشند. برای اولین بار بعد از ۱۵ سال ایشان توسط دخترشان الهه میرباقری برای نمایش «هم هوایی» آمدند و خیلی خیلی کل کار و مرا تشویق کردند. ایشان می‌گفتند بعد از ۱۵ سال که تو را می‌بینم و باید بگویم اصلاً عوض نشدی…
آنجا گفتند که من برای تو فکرهایی دارم و بعد از ۱۵-۲۰ روز وقتی اطلاع دادند که می‌خواهند «دندون طلا» را به مینی سریال تبدیل کنند، من خودم گفتم شاید برای این نقش دیگر مناسب نباشم. به هر حال سالها گذشته و شاید سن من برای آن نقش مناسب نباشد. آقای میرباقری با اعتماد و لطفی که داشتند گفتند هیچ‌کس غیر از خودت نمی‌تواند «نیّر» را بازی کند. این اعتماد آقای میرباقری را دوست داشتم، وقتی به دل کار رفتیم دیدند که چه انرژی و انگیزه‌ای داشتم. این کار اولین تجربه حرفه‌ای من روی صحنه تئاتر بود. کلی بازخورد مثبت در آن سالها داشتم هر چند وقتی شما بعد از ۱۵-۱۶ سال فیلم آن کار را می‌بینی خودت از بازی‌ات خنده‌ات می‌گیرد و متوجه خامی‌هایت در بازیگری می‌شوی. این کار هم مثل «سعادت لرزان…» بسیار جذاب بود و شاید «دندون طلا» جذاب‌تر، چرا که دیگر ثبت و جاودان می‌شود در مقابل دوربین، من می‌توانم ۲۰ سال بعد DVDهای «دندون طلا» را بگذارم و از نیّر حرف بزنم. این دو اتفاق جذاب امسال برای کمتر بازیگری رخ می‌دهد.
آقای فخیم زاده به طور مثال نقشی را ایفا کردند که آقای ارجمند با آن روی صحنه تئاتر بودند. خب این لذت برای من مضاعف بود. من تمام توانم را گذاشتم تا از پس این نقش سخت در لوکیشن‌های متعدد بر بیایم. یک بچه پانزده کیلویی به پشت، در شرایط تولیدی مشکل که خبر دارید زمان کم بود و ما باید با وسواس‌های آقای میرباقری کار را به نتیجه می‌رساندیم. برای خودم تجربه بسیار خوبی بود، خوشحالم که توانستم بازخوردهای مردم و نظر آقای میرباقری را جلب کنم.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Solve : *
12 − 3 =