سکانس اول

هجرتی که همچنان نابهنگام است

مسعود داوودی سردبیر

دیروز یکشنبه سوم اردیبهشت چهلمین روز هجرت نابهنگام و ناباورانه علی معلم منتقد خوشنام، تهیه کننده صاحب سبک و دوست و رفیقی یکرنگ بود.

علی معلم نه به خاطر جایگاه ماهنامه معتبرش بلکه به دلیل شخصیت قابل احترام و ستودنی ای که داشت، طرف توجه همه بود؛حتی اندک کسانی که چشم دیدنش را نداشتند.

صراحت گفتار و قدرت بیان این دوست و همکار محترم، از او شخصیتی را نمایان می ساخت که در هر مراسم و رویدادی خط تمایزی آشکار میان او و دیگران را می شد دید!

علی معلم در عمر کوتاهش در برابر بسیاری از ناروایی ها و تضییع حقوق اهالی سینما ایستاد و در این عرصه، معدودی بودند که در کنارش و در حمایت از او پایداری کنند. علی «مزد شهامت» اش را در همراهی های هنرمندانی می دید که صمیمیتی غبطه برانگیز با او و مجله «دنیای تصویر»ش داشتند.

علی معلم هیچگاه حاضر نشد برای قرار گرفتن در فهرست از ما بهترانی قرار گیرد که از «بای» بسم اله تا «تای» تمت انواع و اقسام رانت های دولتی و شبه دولتی را میان خود و دوستانشان «تخس» می کردند و می کنند. او به صراحت و مدبرانه، خط خود را از این جماعت رانتخوار جدا می کرد. این یکی از دهها ویژگی علی معلم بود که او را در صف مستقل ها جزو نفرات اول قرار می داد.

الزامات مستقل بودن و مستقل ماندن این نیست که در یک میزانسن روشنفکرمابانه بایستید و «پز» طرفداری از این و آن را بگیرید؛ استقلال داشتن یعنی با کمال شهامت و بدون مصلحت اندیشی های منفعت طلبانه به دفاع از افرادی برخیزید که عده ای حق شان را ناحق کرده اند. علی معلم چنین بود.

مسلم است که نبود چنین شخصیت جسور و شجاعی برای جامعه منتقدان ضایعه ای خواهد بود  که جبرانش به سالها زمان نیاز دارد. از چنین منظری باید علی را به عنوان یک معیار برای سنجش میزان صداقت منتقدان و نویسندگان سینمایی دانست. معلم به واسطه دانش سینمایی اش و به دلیل احاطه مثال زدنی اش در تحلیل مسائل جامعه هنری می تواند الگویی از یک روزنامه نگار حرفه ای و یک نویسنده شجاع و یک سینماگر معتبر باشد.

این یک آسیب و نقصان است که فقدان شخصیت هایی مانند علی معلم، میدان منتقدان و سینماگران مستقل را برای کسانی خالی می کند که نوشتن و نقد کردن را نه در محضر شاگردی و دود چراغ خوردن، بلکه در مسند متوهم مجازی آغاز کرده اند!

خصوصیت بارز علی معلم در آگاهی دادن و توجه ویژه داشتن به سینمای ایران یک فصل الخطاب رفتاری و عملکردی برای او بود؛خصوصیتی  که دوستان فراوانش و دشمنان اندکش هم به آن معترف بودند.

غزلی از حضرت مولانا از دیوان شمس، روایتی ازشرح احوال این روزهای دوستان علی معلم است…

 

ای دوست ز شهر ما ناگه به سفر رفتی

ما تلخ شدیم و تو در کام شکر رفتی

نوری که بدو پرد جان از قفص قالب

در تو نظری کرد او در نور نظر رفتی

رفتی تو از این پستی در شادی و در مستی

آن سوی زبردستی گر زیر و زبر رفتی

مانند خیالی تو هر دم به یکی صورت

زین شکل برون جستی در شکل دگر رفتی

امروز چو جانستی در صدر جنانستی

از دور قمر رستی بالای قمر رفتی

اکنون ز تن گریان جانا شده ای عریان

چون ترک کله کردی وز بند کمر رفتی

از نان شده ای فارغ وز منت خبازان

وز آب شدی فارغ کز تف جگر رفتی

نانی دهدت جانان بی معده و بی دندان

آبی دهدت صافی زان بحر که دررفتی

از جان شریف خود وز حال لطیف خود

بفرست خبر زیرا در عین خبر رفتی

ور ز آنک خبر ندهی دانم که کجاهایی

در دامن دریایی چون در و گهر رفتی

هان ای سخن روشن درتاب در این روزن

کز گوش گذر کردی در عقل و بصر رفتی

 

خدا روح او را قرین رحمت بی کرانش گرداند.

نظرات 2
  1. درود به جناب داوودی که آنچه دردل دوستان شادروان معلم بود، جسورانه قلم زدند.آنجا که بحث تفکیک آدمهای ران خوار ونان حلال خور پیش میاید شمارا سپاس میگویم که شجاعانه حقایق را مطرح میکنید ولو رونامه بانی فیلم رابدلیل شهامت مدیرش ببندند!واین یعنی حق طلبی ودردمردم را مطرح کردن. بواقع تا کنون مدیر کدام نشریه ای این چنین بی مهابا قلم فرسایی نموده ؟لااقل اسم ببرید ماهم بدانیم. تمامی اساس آدمیت در صراحت گفتار ورو کردن دست مسئولینی است که آنچه میخواهند برسراین ملت نجیب درآورندو بعد توقع دارند عاقبت بخیری را برای خودشان به ارمغان آورده اند. سپاس ودرود به جناب داوودی وامثال ایشان که حق انسانیت و آدمیت را باقلم شیوا وجسورانه خود بجا میاورد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *