به بهانه ساخت و انتشار کلیپ های بدون مجوز و چارچوب سریالها و فیلم های سینمایی در شبکه های اجتماعی

هر آهنگ ۷۰ میلیون؛ گران فروشی در فضای ارزان مجازی!

بانی فیلم-گروه تلویزیون- مجتبی احمدی: در روزگاری که فضای مجازی بیشترین مخاطب را دارد و انواع کانالها و صفحات شخصی و عمومی با تعداد بالای بیننده و تاثیرگذاری می توانند بازخورد بیرونی و اجتماعی حتی داشته باشند، اهالی فن که همان کاربلدان استفاده از این پتانسیل هستند و به سرعت توانسته اند از فرصت موجود در این پدیده نوظهور (البته در کشور ما) نهایت سود را ببرند با طراحی ترفندهای مختلف اقدام به استفاده های هدفمند در گونه های مختلف داشته اند.
قطع به یقین کاربردی کردن این پتانسیل نیازمند یک فکر از پیش تعیین شده است چرا که نیاز است محصول با هدف مدنظر اولاً اعتماد کاربر را به خود جلب کند و ثانیاً در حجم وسیعی مدیا و مطالب موجود در این فضا استعداد دیده شدن داشته باشد. استفاده های موفق تجاری، سیاسی، فرهنگی، تبلیغاتی و… در فضای مجازی محصول توانمندی افراد هوشمند است که البته گاه کار به سوء استفاده نیز می کشد اما تاثیرگذاری آن بر کاربران در این محیط بدون چهارچوب بر می گردد به سطح فرهنگی و میزان آشنایی مخاطبان با آنچه در سبد مجازی این روزها عرضه می شود.
در کشور ما اصولاً ساخت هر اثری در حوزه فرهنگ و هنر از نقطه A تا Z (شکل گیری فکر و ایده تا عرضه کالا و رساندن آن به مخاطب چه در تلویزیون و چه در بازار فرهنگی نیازمند تصویب و تایید است. در واقع هیچ اتفاق هنری بدون مجوز اجازه توزیع و انتشار ندارد. ساخت هر اثر نمایشی از فیلم و سریال گرفته تا کلیپ های نمایشی مستلزم مجوزهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است و در واقع در این حوزه اخذ مجوز تایید و به قولی پروانه ساخت و نمایش و… یکی از سخت ترین مراحل در یک اقدام فرهنگی محسوب می شود. در حالی که فضای مجازی، کانال ها، صفحات شخصی با حجم وسیع مخاطب گاه پیش از سینما و تلویزیون گویا از این قاعده مستثناست. این فرصت تبلیغاتی که به سرعت در عرصه تجاری مدنظر تجار قرار گرفت بعد از مدت کوتاهی محلی برای عرضه و تبلیغ کالاهای فرهنگی نیز شد با این وصف که بدون مجوز و اخذ هیچ پروانه ای آثار در شکل و شمایل مختلفی بدون رعایت چهارچوبی معین و مشخص منتشر شدند تا بانیان فرهنگ و هنر نیز از غافله استفاده سوء یا حسن استفاده به شرط رعایت موازین مشخص اجتماع- عرف و اعتقادی از غافله جا نمانند.
ساخت ویدیو کلیپ های بدون مجوز با صدای خوانندگان مشهور و انتشار و دست به دست شدن آنها به تعداد بی نهایت فرصتی است تبلیغاتی چه برای خوانندگانی که قرار است شناخته شوند و چه برای خوانندگانی که قرار است از شهرت شان به اقبال یک اثر کمک کند.
سریال «شهرزاد» یکی از مجموعه های موفق شبکه نمایش خانگی بود که به لحاظ کیفی توانست مخاطب خود را جلب کند و به قول صاحبان کالا با موفقیت تجاری هم روبرو شد. بی شک جدا از استعداد خود سریال در قصه گویی- بازیگری- کارگردانی و… صدای محسن چاوشی نیز از وجوه موثر در دیده شدن مجموعه بود. نمی توان کتمان کرد که صدای این خواننده گران که شنیده می شود برای آماده سازی هر تراک ۷۰ میلیون تومان دستمزد می گیرد از دستمزد ترانه سرا تا ساخت (ترانه، موزیک، تنظیم و تنظیم) در اقبال سریال «شهرزاد» و کشاندن مخاطب و طرفداران خواننده به سمت این مجموعه بی تاثیر بوده اما جای تعجب دارد که امروز صدای چاوشی بر روی کلیپی با بازی شهاب حسینی، ترانه علیدوستی، پرویز فلاحی پور و… به یک فرصت تبلیغاتی برای فصل دوم سریال تبدیل شده و در واقع بدون هیچ مجوزی از سوی سازندگان یک فرصت تبلیغاتی پیش از توزیع اولین قسمت از فصل دوم سریال ایجاد شده است. در واقع این فضای ارزان پر مخاطب فرصتی برای تبلیغات وسیع مجانی شده تا سریال به اصطلاح درگام اول دانه های لازم را برای جلب مخاطب پاچیده باشد. قطع به یقین هیچگاه تلویزیون نمی تواند تا این اندازه بازخورد (فرصت دیده شدن) داشته باشد آن هم به ارزانترین شکل ممکن به دست مخاطب برسد اما نباید این فرصت تبلیغاتی که قرار است به تبلیغ یک اثر فرهنگی کمک کند بدون مراقبت های فرهنگی عرضه شود. در واقع نیاز است این فرصت تبلیغاتی نیز با یک نظارت منطقی و در خور فرهنگ و اعتقاد ایرانی ساخته و به دست مخاطب انبوهش برسد.
در واقع دور از شأن است که فرصت بدون چهارچوب و نظارت، محلی باشد برای جلب مشتری به هر قیمتی چرا که این اتفاق نه تنها یک لطمه فرهنگی محسوب می شود که به دلیل عدم توانایی در کنترل می تواند تاثیرات اجتماعی ناگواری را نیز به همراه داشته باشد. فراموش نکنیم اینکه ما در ساخت کلیپ ها و نماهنگ ها از انواع و اقسام موسیقی و ترانه پیش از اخذ مجوز می توانیم استفاده کنیم فرصتی است برای سوء استفاده گران که از تولیدات فرهنگی ما به نفع خودشان در جلب مشتری برای فروش کالاهای غیرفرهنگی نیز سود ببرند. استفاده از انواع نماهنگ با صدای خوانندگان مشهور و مونتاژ آن با وله ای تبلیغاتی برای فروش بهتر انواع و اقسام قرص های لاغری و لوازم آرایش و… نه تنها به جایگاه اثر هنرمند لطمه وارد می کند که به بدنه کلان فرهنگ اجتماعی و جامعه هنری نیز صدمه خواهد زد.
استفاده از تصاویر دور از شأن جامعه و خانواده ایرانی در برخی از کلیپ ها با هدف جلب و جذب نظر مخاطب در نمایش و فروش یک کالای تجاری شاید یک امکان تبلیغاتی و تجاری محسوب شود اما در نهایت یک شکست فرهنگی است و نیازمند نظارت جدی تر است.
بدون تردید صدای همایون شجریان با توجه به جایگاه هنری اش بر روی تیتراژ فیلم «رگ خواب» (حمید نعمت اله) مخاطب خودش را دارد و انتشار آن در شبکه های اجتماعی می تواند در بهتر دیده شدن فیلمی که در جشنواره فجر روی پرده رفت موثر باشد اما استفاده از این قطعه جذاب بر روی کلیپ های دیگر که مشخصاً نمی تواند مجوز مدنظر را داشته باشد یک سوء استفاده فرهنگی است که باید با نظارت بیشتر از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و حتی پلیس فتا جدی گرفته شود.
یادمان نرود:
حالا که فضای مجازی فرصت ارزان و البته بدون چارچوبهای نظارتی سنتی را با حجم وسیع مخاطب در دسترس انواع و اقسام مخاطب قرار داده است نباید این امتیاز و موقعیت محلی برای جولان کاسبان و بازاریان که از هر محلی (مجازی و واقعی) ماهی خود را می گیرند و با هدف دستیابی به پول بیشتر از این جریان و پدیده نو نهایت استفاده را می برند نباشد.
ترانه «فندک تب دار» با صدای محسن چاوشی و سینا سرلک به عنوان اولین موزیک ویدئو از فصل دوم سریال «شهرزاد» این روزها بهترین فرصت تبلیغات برای انتشار فصل دوم سریال است اما آیا این کلیپ که قطعاً بعدها فرصت بسیاری از کالاهای تجاری برای تبلیغات خواهد شد مجوز مورد نیاز پخش را دارد یا خیر؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *