مصاحبه اي با كريس مك كي، پيرامون نسخه كارتوني و موفق «بت من»

همه الزام های گریز ناپذیر مرد خفاشی

بانی فیلم – گروه سینمای جهان – وصال روحانی: کریس مک کی سالها در مدیوم تلویزیون در آمریکا روی برنامه ها و نمایش هایی مانند «جوجه روپوتی»، «مورل اورل» و «حد نهایت تایتان» کار کرد تا این که هدایت و کارگردانی فیلم سینمایی «لگو» را که محصول ۲۰۱۴ است،‌ به طور توامان به وی و فیل لورد و کریس میلر سپردند و این فیلم چنان موفق بود که همانند موارد مشابه دنباله هایی را در پی داشت که «لگو نینجاگو»، «لگو ۲» و «لگو بت من» نام داشته اند و در فیلم آخر (لگو بت من) ویل آرنت رل خود «مرد خفاشی) را که در فیلم «لگو یک» مشاهده شده بود، تکرار کرده و به روایت بهتر باز هم به جای او صحبت کرده است. مشخصه مهمتر «لگو بت من» این است که برادران وارنر کمپانی تهیه کننده این فیلم ها کارگردانی را به کریس مک کی سپرده و بدون این که مثل «لگو» دستیارانی را برای او بتراشد و این خبر از اطمینانی می دهد که آنها نسبت به کریس مک کی پیدا کرده اند. آنهایی که «لگو بت من» را بسیار پسندیده اند می گویند این فیلم حتی از ۸ فیلم بلندی که با در بر داشتن بازیگران زنده درباره «مرد خفاشی» ساخته شده، از برخی دیدگاهها بهتر است و با این که می توان این نظریه را به سادگی رد کرد اما شکی نیست که کریس مک کی یک کمدی از نوع Absurd و با سرعتی ویژه تهیه کرده است که در عین حفظ اصول کارتون ها و انیمیشن واره های مدرن، قواعد فیلم های کمیک استریپی مرتبط با مافوق قهرمانان و به ویژه بت من را هم رعایت و ارائه کرده است. در این فیلم ریشه یابی روحی و روانی روی کاراکتر بت من با وسعت انجام پذیرفته است و صداپیشه های هنرمندی نیز کار را تقویت کرده و بر جذابیت فیلم افزوده اند. این چنین است که صدای رابین را مایکل سرا، صدای الفرد را رالف فاینس، صدای جوکر را زاک گالی فیاناکیس و صدای دختر خفاشی را روزاریو داوسون تامین کرده اند. همه اینها می طلبد پای صحبت کریس مک کی بنشینیم و از زبان او از مسایل مختلف مرتبط با «لگو بت من» مطلع شویم.

  • ··

| «آقای مک کی» وقتی بر شما مشخص و محرز شد که لگوبت من را زودتر از قسمت دوم «لگو» عرضه می کنند، واکنش شما چه بود؟

ـ طبعاً از آن استقبال کردم زیرا از دوستداران قدیمی فیلم های کمیک بوکی هستم و به ویژه بت من را بسیار دوست دارم. باید از کمپانی برادران وارنر و همچنین کریس میلر و فیل لورد که این بار از تهیه کنندگان فیلم هستند و همچنین دن لین و کمپانی دی سی کمیکز تشکر کنم که اجازه دادند کارگردانی این ورسیون را به تنهایی عهده دار شوم. هر چه بود آنها تصمیم گرفتند این فیلم زودتر از دو سه فیلم دیگر که در دستور کار قرار داشت، عرضه شود. اکران این فیلم و موفقیت بزرگ آن در گیشه ها یک دستاورد عالی است زیرا وقتی دو سال و نیم پیش پایه های این فیلم را می گذاشتیم به واقع هیچ چیز در اختیارمان نبود و حتی یک سناریوی مشخص دو سه برگی هم نداشتیم و فقط یک ایده اولیه بدون حمایت های لجستیکی لازم بود.

| شما البته سالها در مدیوم تلویزیون کار کرده اید و در فیلم اول «لگو» هم یکی از کارگردانان مشترک بودید اما اولین فیلم تحت کارگردانی واحد شما چه میزان فشار روحی به شما وارد کرد؟

ـ بدیهی است که تحت فشار زیادی قرار گرفته باشم. همین که فیلم من اولین فیلم بعد از «لگو» در این فرانچیز جدید به حساب می آید مسئولیت های مرا بیشتر کرده بود. به اینها اضافه کنید دریای توقعات هواداران سرسخت «مرد خفاشی» را که هیچ چیز جز کمال و کاری بی نقص را در ارتباط با فیلم های مرتبط با این کاراکتر نمی پذیرند تا دریابید کار من چقدر سخت بوده است. هر فیلم پیرامون مرد خفاشی چه کارتونی و چه با بازیگران زنده باید واجد شرایط و الزام هایی باشد که آنها برای هر اثر هنری پیرامون این کاراکتر الزامی می انگارند و گریزی از این نیست. پول قابل توجهی هم صرف تهیه این فیلم شد و این نیز به ما تکلیف می کرد که تمامی کوشش خود را به کار گیریم تا فیلم خوبی را تحویل بیننده ها بدهیم.

| مردم معتقدند شما بهتر و بیشتر از هر هنرمندی در ترسیم کاراکتر بت من به روح و جان و جوهره اصلی وی پی برده و آن را به نمایش گذاشته اید.

ـ اگر واقعاً این طور باشد، بیش از پیش احساس افتخار خواهم کرد اما حقیقت امر این است که از ۱۹۸۹ به بعد در ۸ ورسیون اغلب خوب از بت من نیز در این زمینه کوشش های قابل توجهی صورت پذیرفته بود. البته هر فیلمسازی می کوشد در عین حفظ ریتم و روال همیشگی بت من چیزی را هم بر آن بیفزاید و هر یک نیز توانسته اند به بخشی از واقعیت وجودی این کاراکتر جالب کمیک استریپی دست یابند و او را جلوه گر شوند. خود من تریلوژی بت منی کریستوفر نولان را بسیار دوست می دارم و این بخصوص در مورد «شوالیه تاریکی» صدق می کند. با این اوصاف برایم شگفت انگیز و غیر قابل باور است که فیلم کارتونی مرا بالاتر از این تریلوژی و در رسیدن به بطن و قلب افسانه بت من موفق تر بیانگارند.

| راه ترسیم درست و کامل «بت من» واقعاً چگونه است؟

ـ لایه های متفاوت کشیده شده روی این قهرمان و حالات چند وجهی او کاری را که گفتید، سخت کرده است. البته هنرپیشه های با کلاس متعددی طی این سالهای طولانی در قالب او فرو رفته  و کوشیده اند وی را به درستی به تصویر بکشند. باید به یک حد و میزان درست از بالانس و توازن در این کار رسید وگرنه تصویر و تجسم حاصله ناقص خواهد بود. مرد خفاشی در زندگی شخصی اش به رغم ثروت فعلی و زندگی پرشکوه زیرزمینی و مخفی اش با ضایعات متعددی روبرو شده و به گونه ای یک زخمی اجتماعی است و آثار این زخم هر از چند گاه وسیعتر و بیشتر چهره می نمایاند. هر کس که خواهان ساخت فیلمی درباره بت من است، باید این موارد را در کارش لحاظ کند و معتقدم هم تیم برتون و هم کریستوفر نولان این زخم ها را به بهترین شکل در آثار بت منی خود جلوه گر شده اند.

| شما این موهبت را داشتید که آدم هایی مثل ویل ارنت، چانینگ تاتوم و همچنین جونا هیل مثل فیلم اول لگو به جای کاراکترهای بت من، سوپرمن و فانوس سبز صحبت کردند اما آیا مورد و نفری هم بود که حضورش در لگو بت من بر خلاف توقعات قبلی شما بوده  و باعث شگفتی تان شده باشد؟

ـ بله، انتظار این را که رالف فاینس هم با ما همراهی کند، نداشتم زیرا او اصولا یک هنرمند کاملا دراماتیک و نقش های کمدی و سبک اش آن قدر کم است که انگار اصلاً وجود ندارد. با چنین پیش زمینه ای ما از او خواسته بودیم در یک کمدی فانتزی آن هم از جنس کارتونی اش شرکت کند و در اثری هنری که عملا تبدیل به یک تبلیغ بزرگ برای معرفی و فروش عروسک های نمایشی می شود. همین مسئله که گفتم در مورد مایکل سوا هم صدق می کند و حضور او هم در این پروژه حیرت آور بود زیرا وی اهل این فانتزی ها و افکار کودکانه نیست و تخصص و دغدغه او فیلم های مستقل و معنا گرا و سنگین و چیزهایی است که بت من از چند فرسخی آنها هم عبور نکرده است!

|لابد ویل آرنت اضافه بر آنچه در متن «لگو»ها آمده است، در بهبودی و ارتقای بت من و عالم و کارهای او دست به کارهای فی البداهه و بر اساس غرایز شخصی هم زده است.

ـ درست حدس زدید. بالای ۳۰ درصد دیالوگ ها و حرف های بت من بر اساس صلاحدید و نظر شخصی او بهتر شد و این امر به لطف سرعت انتقال و هوش و مهارت او در این حرفه صورت پذیرفت. همکاری با ارنت و همچنین مایکل سرا و زاک گالیفیاناکیس در طول این فیلم هم اسباب افتخار من شد و هم بارها لبخند را بر چهره من نشاند زیرا آدم های طناز و فرصت شناسی هستند و می دانند که ریتم یک فیلم را چطور تنظیم کنند و شرایط را چگونه به پیش ببرند.

|چطور شد که از بیلی دی ویلیامز برای ایفای نقش «دو چهره» و بهتر بگوییم تامین صدای این کاراکتر سود جستید؟

ـ با ادای احترام برای تامی لی جونز و آرون اکهارت که در نسخه های بت من با بازیگران زنده در قالب تو فیس (دو چهره) ظاهر شده اند، باید متذکر شوم که این حق بیلی دی ویلیامز بود که در این زمینه نادیده گرفته شد. آنها حتی در دو سه قسمت از فیلم های مرد خفاشی سهم و جایی را به تو فیس ندادند و وقتی هم این کاراکتر در فیلم «بت من برای همیشه» ظاهر می شود، به اندازه کافی به او بها نمی دهند و انگار توضیح خاصی نمی خواهد و از اول همین تو فیس بوده و آدم مهمی نیست. در نتیجه و با احتساب سوابق همکاری ام با دی ویلیامز در فیلم های جوجه روبوتی، حد نهایت تلیان و قسمت اول لگو از او برای ارائه صدای «دو چهره» بهره گرفتم و به گونه ای کم لطفی صورت گرفته به وی را جبران کردم.

| لابد آدم های دیگری از دور و بری های مرد خفاشی را هم برای به تصویر کشیدن و انجام کارهایی در قسمت های بعدی «لگو بت من» مدنظر دارید.

ـ طرح هایی را در این مورد در ذهنم دارم اما فعلاً در مرحله بررسی اند و قابل اعلام نیستند و سر فرصت در این مورد اقدام خواهم کرد.

منبع: Entertainment Weekly

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *