گفت و گو با جان كرازينسكي درباره فيلم تازه اش

«هولار»ها و درس های مفید اجتماعی

بانی فیلم –  گروه سینمای جهان – وصال روحانی: جان کرازینسکی با این که اصولا آدم مسنی نیست اما سابقه اش در کارهای هنری و در صحنه بازیگری طولانی است و به همین سبب است که توانسته است در هر عرصه و هر رلی حق مطلب را ادا کند و برابر بازیگران بزرگ کم نیاورد و همان چیزی باشد که از وی انتظار آن می رود. این تجربیات و آشنایی ها کمک کرده تا کرازینسکی در موارد کارگردانی اش هم به هر بازیگر مورد نظر خویش دسترسی داشته باشد و دعوت های او از این و آن بجز جواب مثبت با واکنش دیگری روبرو نشود. رویکرد موفقیت آمیز کرازینسکی به چارلی دی و همچنین مری الیزابت وین استد و جاش گروبان برای فیلم جدید وی به نام «هولارها» نیز نشانه صحت این ادعا و مصداق مسئله موردنظر است و حالا که او در مقام یک کارگردان نمره قبولی گرفته، اولین فرضی که می توان به آن اندیشید، کم شدن حجم بازیگری اش و ایستادن هر چه بیشتر او پشت دوربین و هدایت سایر بازیگران است.

جان کرازینسکی آمریکایی در مقام یک بازیگر با حضور در سریال تلویزیونی پرطرفدار «اداره» در سالهای نخستین دهه ۲۰۰۰ معروف شد،‌ولی او به این اکتفا نکرد و کوشید با کارگردانی فیلم «مصاحبه های کوتاه با آدم های پنهانی» بر اساس رمانی از دیوید فاستر در سال ۲۰۰۹ تصویری تازه و متفاوت را از خود ارائه بدهد و سه سال بعد از آن سناریوی فیلم «سرزمین وعده داده شده» را هم به اتفاق مت دیمون نوشت.

کرازینسکی حالا با فیلم جدیدش به نام «هولارها» به صندلی کارگردانی برگشته و این یک کار کمدی ـ درام است که در آن کرازینسکی بازی هم می کند و البته نقش اصلی را که یک هنرمند اهل نیویورک به نام جان هولار است،‌ به خود اختصاص داده است. وی بعد از ابتلای مادرش سالی (مارگو مارتین دیل) به عارضه تومور مغزی به شهر زادگاهش بر می گردد و با این که این موضوع یک تم تیره نشان می دهد اما جان در این شهر با حرکات عجیب و خنده دار برادر بزرگش ران (شارلتو کوپلی) که قادر به زندگی بدون مادرش نیست،‌به سوی شیرینی های زندگی هم کشیده می شود و در ضمن در می یابد که پدرش (ریچارد جنکینز) هم دچار مشکلاتی در شغل و حرفه خود شده است. خیال او بابت همسرش ربه کا (آنا کندریک) هم که در نیویورک مانده و باردار است،‌ نگران است. مجموعه این مسایل و زندگی حرفه ای جان کرازینسکی سوالاتی را به روال ذیل در ارتباط با او الزامی ساخته است.

 

***

 

۳جیم استراس که سناریوی این فیلم را نوشته، معمولا مضامینی از این دست را خودش کارگردانی می کند. چه شد که این امر را به شما سپرد؟

ـ قراردادی هم که در ابتدا با من بسته شد،‌ فقط برای بازیگری بود و قرار بود فقط جان هولار باشم،‌ شرایط خانواده به هم ریخته او به کلی متفاوت با ویژگی های خانواده منسجم من است اما به نوعی خودم را یکی از آنها تلقی کردم. چند سالی است در ساخت فیلم تاخیر افتاد و وقتی دوباره با من تماس گرفتند، به دلیل گرفتاری های شغلی ای که برای جیم استراس به وجود آمده بود کارگردانی را هم به من پیشنهاد دادند و من نیز پذیرفتم. در هر حال من فیلم های قبلی استراس مثل «گریس رفته است» و «فصل پیروزی بار» را بسیار پسندیده بودم.

۳آیا در زمانی که قرار بود استراس فیلم را کارگردانی کند، بر سر کیفیت سناریو با او چانه زنی کرده بودید؟

ـ‌ سناریو آن قدر خوب بود که نیازی به ترمیم اساس نداشت و فقط در تکه های کوچکی از آن دست بردم.

۳اکثر قهرمانان داستان های جیم استراس یک شکل هستند. آنها معمولا به کارهای هنری مشغول اند و یکی دو دختر دارند و شما با قرار گرفتن در چنان قالبی عملاً فرق زیادی با کاراکترهای جان کوزاک، ژرمن کله مان و برخی بازیگران فیلم های دیگر او ندارید.

ـ شاید همین طور باشد اما او طوری بین لایه های مشترک کمدی و درام مانوور می دهد که کمتر هنرمند دیگری در آمریکای شمالی و اروپا طی سالهای اخیر بدان همت گماشته است. سناریوها و داستان های استراس واقعی است و رویای صرف نیست و مثلا او تاکید می کند که زندگی یک انسان نمی تواند همیشه مناسب و موفق باشد. پیام نهایی او برای دردمندان این است که به اعتقادات ارزشمند پای بند بمانید و به خانواده های سالم خود تکیه کنید. این یک درس و توصیه مفید و صحیح اجتماعی است.

۳کاراکتر چارلی دی پس از ورود به ماجراها با کارهای ویژه اش بسیاری از چیزها را عوض می کند.

ـ بله، ولی من این نقش را نسبت به سناریوی اولیه عوض نکردم و این خود چارلی بود که برخی نکات جالب را به فیلم و شخصیت اش افزود. وقتی ابتدا با او تماس گرفتم و گفتم مایلم این نقش را بازی کند،‌ گفت آیا واقعاً مطمئنی. بعدا او با در آوردن رل محوله به شکل و روالی که من بر اساس قصه می طلبیدم، صحت انتخاب مرا نشان داد.

۳آیا وقتی نقش اول را برای خودتان در نظر گرفته اید، برای انتخاب سایر هنرپیشه های فیلم به مشکل برخورد نمی کنید؟

ـ ابتدا باید توضیح بدهم که بر اساس اهمیت کاراکتر اول این قصه خاص و اشراف بیشتری که نسبت به سایرین بر موضوع داشتم، لازم بود نقش اول را خودم بازی کنم. گاهی باید در ذهن تان شبیه سازی کنید و خانواده خیالی مورد نظرتان را بر اساس خانواده خودتان در ذهن و یا روی تخته سیاه و به واقع در «استوری بورد» پیاده کنید و سپس قطعه به قطعه در آن تغییرات لازم را اعمال کنید تا تبدیل به چیزی بشود که در قصه آمده است. بحث انتخاب بازیگران یک چیز است و سپس سر و کله زدن با آنها به قصد ایفای بهتر رل ها در هر یک از روزهای فیلمبرداری، مسئله ای دیگر. از نظر من قسمت دوم مهمتر است و من هر روز آن قدر با آنها چانه زنی می کنم تا به آنچه می خواهم،‌ برسم.

۳جیسن بیتمن هم مثل شما معتقد است اگر در فیلم کارگردانی شده توسط خودش ایفای نقش هم بکند، بهتر است. آیا تقابل عملی با سایر بازیگران در صحنه فیلمبرداری بیلان کاری شما و آنها را بالاتر می برد؟

ـ بله، سطح کار بالاتر می رود و اصولا تقابل رخ به رخ سبب می شود هر دو گروه کامل تر در چارچوب وظایف خود فرو بروند. این امر برای فیلم های دراماتیک بیشتر صدق می کند زیرا در این جور موارد باید حتماً حس و اندیشه بازیگران به یکدیگر نزدیک شود و در مسیری که در قصه آمده است، همپا با یکدیگر حرکت کنند. حسن کارگردانی که در فیلم بازی هم می کند، همین مسئله است. منظورم برقراری ارتباط حسی و فکری بین هنرپیشه های اصلی به قصد فرو رفتن در قالب های مورد نظر است.

۳اگر پروژه های بزرگتر از این را بر عهده بگیرید، دیگر کنترلی را بر موضوع فیلم و مشکل ساخت آن نخواهید داشت و مجبورید به خواسته سران استودیوها حرکت کنید. آیا جز این است؟

ـ‌ در همه حال تا یک سناریوی قوی را در دست نگیرید فیلم تان جواب نخواهد داد و بزرگ و کوچک بودن آن تفاوتی در قضیه ایجاد نخواهد کرد. من این نکته را که یک فیلم را کمپانی های بزرگ یا کوچک تولید می کنند، اهمیتی نمی دهم و زمانی آن را می پذیرم که احساس کنم همه چیز در آن سر جایش است و اگر به این احساس رسیدم امکان ندارد به مدیران استودیوها اجازه دخالت در امور را بدهم. امثال دیوید اوراسل و دیوید فینچر نیز همین راه را رفته اند و مغلوب تهیه کنندگان نشده اند.

۳فیلم اخیر شما به وضوح مشخص نمی کند که محل زندگی خانواده هولار دقیقاً کجا و در کدام منطقه از آمریکا قرار دارد.

ـ در سناریوی جیم استراس به گونه ای اشاره و تاکید شده که محل مورد نظر ایالت ایندیانای آمریکا است اما حرف من این است که این اتفاقات خاص می تواند در هر جا و استانی روی بدهد. تلاش من در این راستا بود که بینندگان حس کنند این اتفاقات قابل تحقق در خانه و ایالت آنها هم هست. این به واقع یک موضوع با شمولی بسیار وسیعتر از یک شهر و یک ایالت صرف است.

منبع: Den of Geek

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *