يك فنجان چاي با مهدي فخيم زاده - بخش نخست

وقتی بازیگرم به کارگردانی فکر نمی‏ کنم!

بانی فیلم – گروه تلویزیون – مجتبی احمدی: اگرچه قرار بود مهدی فخیم زاده به زودی کارگردان سریالی را برعهده بگیرد اما باید گفت جدیدترین خبر در خصوص این بازیگر ـ کارگردان و نویسنده سینما و تلویزیون ساخت فیلم سینمایی «مشت در وقت اضافه» است که اخیراً پروانه ساخت آن را از وزارت ارشاد دریافت کرده است. این فیلم کمدی اکشن که قرار است مهدی فخیم زاده ایفاگر یکی از نقش های اصلی آن باشد بعد از انتخابات کلید خواهد خورد.

شاید جالب باشد که بدانید فخیم زاده جزو معدود کارگردان هایی است که تمام ژانرها و گونه های نمایش را در سینما و تلویزیون تجربه کرده است.

کارنامه کاری فخیم زاده نشان می دهد جسارت در انتخاب ژانرهای مختلف دارد. فخیم زاده جدا از کار در ژانرهای پلیسی، اکشن، کمدی، اجتماعی و… حتی ژانر سیاسی و تاریخی ـ مذهبی را هم تجربه کرده است. کارگردان سریال های «تنهاترین سردار» و «ولایت عشق» که با ساخت مجموعه «خواب و بیدار»، اتفاق ویژه ای را در ژانر پلیسی برای تلویزیون رقم زد بعدها با «هم نفس»، «حس سوم»، «بی صدا فریاد کن»، «ساختمان۸۵» با تلویزیون همکاری داشت. ۸ ـ ۷ سال از تلویزیون فاصله گرفت و با بازی ویژه اش برای داود میرباقری در سریال «مختارنامه» نشان داد می تواند در مقام بازیگر نیز کار با کارگردان های مختلف را هم تست کند. پیش از اینکه سریال «فوق سری» را در دو نقش متفاوت کار کند با محمود معظمی و در کنار فرامرز قریبیان سریال «تکیه بر باد» را کار کرد و در دومین تجربه همکاری اش با داود میرباقری به «دندون طلا» رسید. فخیم زاده که امسال قرار است فیلم سینمایی اش را کارگردانی کند از سال ۸۲ و بعد از «هم نفس» به عنوان کارگردان سراغ سینما نرفت، اما هرگز از فضای سینما جدا نبود.

او نه تنها در مقام داور جشنواره که به عنوان بازیگر برای بهروز افخمی «آذر،‌ شهدخت و دیگران» را بازی کرد. کارگردان فیلم های «همسر»، «همسفر»، «تاواریش»، «ساده لوح» و… که فیلم «خواستگاری» را با مرحوم هادی اسلامی در ژانر کمدی ـ‌ اجتماعی کار کرد در سال ۱۳۶۴ در ژانر سیاسی فیلم «تشریفات» را ساخت و با فیلم «مسافران مهتاب» تحسین همگان را با نقش «نمکی» بر انگیخت. «جدال»، «فرار»، «خاک و خون»، «زخمه» دیگر تجارب او به عنوان بازیگر است و «میراث من جنون» و «به دادم برس رفیق» جزو اولین تجارب فیلمسازی فخیم زاده در عرصه سینما به شمار می روند.

مهدی فخیم زاده در متفاوت ترین تجربه هنری اش برای اولین بار جلوی دوربین سیروس مقدم رفت تا اتفاقی متفاوت را در عرصه بازیگری به کارنامه اش اضافه کند. شاید اتفاق ویژه بازی فخیم زاده رخ در رخ مهدی هاشمی افتادن و پاسکاری های این دو بازیگر با سابقه سینما و تلویزیون در نقش دو خان، خالق لحظات و موقعیت های کمیک سریال «علی البدل» شد. مهدی فخیم زاده مهمان یک فنجان چای بانی فیلم شد و مفصل از این روزهایش و همکاری با سیروس مقدم گفت:

 

|گویا سریالی که قرار بود بسازید کنسل شد، شرایط مهیا نبود یا اینکه به یکباره نظرتان تغییر کرد؟

ـ نه، اکثر موارد تأیید شده بود، هم تهیه کننده آماده بود، هم تلویزیون کار را تصویب کرده بود، ولی چون آنها توقع داشتند که کار ۴ ماهه تمام شود و امکان اینکه در این مدت بشود کار را انجام دهیم نبود بنابراین نشد کار را بسازیم.

|بی شک برای ساخت سریال پیشنهاد کم ندارید؟

ـ صحبت زیاد است، هر از گاهی با مدیران تلویزیون حرف می زنیم، اما هنوز به سرانجام نرسیده. موردی که خودم درباره آن به نتیجه رسیدم، نوشتن یک سینمایی است و کاری ندارم. اگر به تلویزیونی رسیدم که کار می کنم وگرنه که مشغول همان سینمایی هستم.

|و اما همکاری با سیروس مقدم، به نظرم این اتفاق مهمی بود، چرا که ۲ آرتیست که ۲ ذهنیت جدا دارند، حتماً می توانستند در یک نقطه مشترک، یک اتفاق متفاوت را رقم بزنند. باتوجه به اینکه می دانم شما در انتخاب نقش برای بازیگری حساس هستید و ترجیح می دهید تا در هر پروژه ای با یک ماسک جدید حاضر شوید و قطعاً جلوی دوربین سیروس مقدم نیز، چنین قصه ای وجود داشته…

ـ درباره سریال «علی البدل» ۳ عامل وجود داشت، اول خود مقدم بود، او آدمی است که به دلیل تجربه های عظیمی که در کار سریال سازی دارد، می شود به او راحت اعتماد  کرد. دوم اینکه من از طرح فیلمنامه و طرح اولیه ای که تنابنده برایم تعریف کرد،‌ خوشم آمد، طرح دو خطی که خان هایی در روستا هستند و با خبر آمدن رئیس جمهور همه چیز به هم می ریزد. عامل سوم نیز حضور مهدی هاشمی بود.

|شما بعد از اینکه مهدی هاشمی در فیلم «همسر» برایتان بازی کرد، دیگر با هم کار نکردید…

ـ خیر، ولی ما همدوره بودیم، او در دانشکده هنرهای زیبا و من در هنرهای دراماتیک بودم، من در دوره ای هنرهای دراماتیک را همزمان با ادبیات می خواندم و به جای درس های ادبیات سر کلاس هنرهای زیبا می رفتم که مهدی و داریوش فرهنگ هم آنجا بودند بعد در کاری با هم همکاری داشتیم و دیگر حتی یکدیگر را نمی دیدیم ولی گهگاهی دورادور حال و احوال هم را جویا می شدیم.

|مهدی فخیم زاده جزو معدود کارگردانانی است که تمام ژانرها از تاریخی و جدی گرفته تا کمدی و پلیسی را تجربه کرده، اما در بازیگری این اتفاق نیفتاده بود، چون حساسیت جنس بازیگری او قاعدتاً با کارگردانی فرق می کند، آنجا تجربه کردن و اینجا قصه متفاوت است. اینکه یکدفعه مهدی فخیم زاده بازیگر نقش نریمان شود، به تنهایی خودش ریسک بزرگی داشت، یعنی قطعاً فکر می کردید که اگر من بروم باید از کارنامه هنری‏ام هم مراقبت کنم، قصه شما بحث مالی و اقتصادی نیست و این روزها خیلی بیش از قبل باید مراقب بود.

ـ بله، واقعاً همین طور است که می گوید یعنی من حقیقتاً مدتهاست به دلیل تجربه ام، سر هر کاری می روم دیگر ترس و وحشت ندارم، اما زمانی که وارد این کار شدم ترس داشتم، اول این که خدا خدا می کردم تا قبل از شروع ماجرا، کار کنسل شود یا مقدم من را کنار بگذارد، چون واقعاً می ترسیدم و با توجه به اینکه فضا را می شناختم و می دانستم، قرار است از آدم های جدی، موقعیت طنز در آورند، نمی دانستم چه قدر از عهده اش بر می آیم، ذهنم درگیر بود و شاید تا جلسه دوم و سوم کار این دلهره را داشتم. در حالی که پس از مدت ها تجربه سالها کار در حوزه سینما اعم از تهیه کنندگی، کارگردانی، بازیگری و… این دلشوره از من دور شده بود، اما سر این کار مدت ها می ترسیدم که واقعاً چه خواهد شد؟! این نگرانی تا آخر با من بود. شما اطلاع دارید فقط تنابنده و مقدم مطمئن بودند. حتی شاید مهدی هم نگران بود چون او هم تنها یکبار در «سلطان و شبان» این جنس کار را تجربه کرده بود و من هم که اصلاً چنین تجربه ای نداشتم.

|شما از آن دست بازیگرانی هستید که به فیزیک و استایل و ایست بازیگر جلوی دوربین حساس هستید و مشخصاً در انتخاب نقش هایتان به این قضیه اعتقاد دارید، برای نریمان که قطعاً قرار است کاراکتری ویژه باشد چگونه شخصیت طراحی کردید؟ در حالی که در استایل اصلی شما در هر سن و سالی مراقب بوده اید که چه طور راه بروید، چگونه به دوربین نگاه کنید و… ، اما حالا باید همه این ها را خورد کنید…

ـ بله، من یادم است سر صحنه ای از زیر آب که بیرون می آمدیم، طناب دست مهدی بود. بدن و عضلات من مشخص بود، به همین دلیل پیشنهاد دادم طناب را روی من بیندازند تا فرمی که دارم شکسته شود و در واقع طناب بدنم را بپوشاند. در جلسات اول و دوم رسیدن به این استایل سخت و خالص مقداری مشکل بود اما وقتی پیدا شد، دیگر آن را نگه داشتم، این نگهداری در بحث سخن،‌ حرف زدن، راه رفتن و حتی کلاهی که بعد از امتحان چندین کالا به آن رسیدم، وجود داشت.

|یکی از نکاتی که کمک می کرد،این نقش در آید، وجود چهره جدی تان در کنار طنز ریز و نامحسوسی بود که در تعریف شخصیت شما وجود داشت، در «علی البدل» این طنز را به ویژه در لحظات تنهایی تان با مهدی هاشمی و زمانی که می خواستید به او تیکه بیندازید، یا یادآوری گذشته را، وجوه بیرونی بیشتری داشت. در این مورد هم صحبت کنید چرا که قطعاً مراقبت از کمدی که به سمت لودگی نرود، کار راحتی نیست…

ـ بله درست است. این طنزی که گفتی را من اولین بار در فیلم «جنون» متوجه شدم، در «جنون» نقش یک آدمکش روانی که چند نفر را می کشت و بعد قربانیانش را می خورد را بازی کردم. موقع نمایش فیلم کار را با تماشاچی در سینما بهمن دیدم در صحنه ای که چاقو را در شکم آرش تاج فرو می کردم تصورم این بود که کار هولناکی انجام داده ام، اما دیدم تماشاچی در حال خندیدن است، من تعجب کردم که قضیه چیست؟ من به بدترین شکل در حال کشتن یک آدم هستم و تماشاگر این طور می خندد، در چند صحنه دیگر هم این اتفاق افتاد و بعد متوجه شدم این مسئله در نوع و جنس بازی من است، اصلا هم ربطی ندارد که چه نقشی را بازی می کنم! این موضوع در سریال «مختارنامه» هم تکرار شد و برخی می گفتند بازی شیرینی کرده بودی! به همین جهت حتی وقتی نقش کاراکتر تلخ و منفی را نیز بازی می کنم، این حالت هست و شاید دست من هم نیست.

|پس به نظرم سیروس مقدم هم این فرمول را درباره شما شناخته و پیدا کرده، در صحبتی که بعد از «دندون طلا» با هم داشتیم این ذهنیت برایش ایجاد شده بود که می شود از نوع بازی فخیم زاده چیزی را در آورد که شاید تا به حال رو نشده باشد.

ـ‌ درست است، دقیقاً همین کار را کرد. با وجود این که خودم می دانستم چنین فضایی ایجاد می شود، مثل نقش اصغر کوپک که من هرگز تلاشی برای کمدی شدنش نداشتم ولی آنگونه آمده بود. البته در «علی البدل» ماجرا کاملاً فرق داشت چرا که اینجا فضا به سمت کمدی پیش می رفت و می دانستم که سیروس مقدم در حال هدایت کار به این سمت است به همین  دلیل باید حواسم بود و تمام تلاشم را می کردم که به لودگی نزدیک نشوم، چرا که نقش من، مهدی و حتی تنابنده به گونه ای نبود که جای لودگی داشته باشد.

|از فضای کلی قصه و اینکه قرار بود داستان از کجا به کجا برسد پیش از شروع کار خبر داشتید؟

ـ نه،‌ اصلاً من حتی نمی دانستم که کار کجا تمام می شود.

|اینکه نمی دانستید چه بلایی قرار است سر این آدم بیاید، در شکل گیری نقش شما مؤثر بود؟ چون در «علی البدل» همه در حال زندگی عادی شان بودند و بر اساس اتفاقاتی که می افتد شاید ذهنیتشان عوض شود و کاراکتر هم ماجراهای درونی و پیچیدگی های این چنینی ندارد ماجرا کاملاً فرق دارد. در این مواقع دست کاراکتر باز است و باید آماده هر اتفاقی باشی! کار شما به لحاظ بازیگر راحت تر نیست؟

ـ در این مورد ۲ روش وجود دارد، مثلاً کسی که کارگردانی تئاتر می کند، شب تمام میزانسن ها را طراحی و صبح به بازیگران و عوامل جزء به جزء کار را توضیح می دهد، اما در سوی دیگر یکی هست که می گوید برو و خودت کارت را انجام بده، سمندریان این گونه کار می کرد و ما هم که شاگرد او بودیم، همینطور، یعنی من هم میزانسن به آن شکل نمی نویسم، پیش زمینه ای آماده می کنم و بعد سر کار آن را اصلاح می کنیم. اما در سینما این گونه نیست و ماجرا کاملاً عکس شده است، چرا که من تربیت بخش خصوصی را دارم و در آنجا وقتی ما از ابتدا در سر لوکیشن حاضر می شدیم باید تمام صحنه ها را می گرفتیم، یعنی کسی حق نداشت دو دفعه به یک لوکیشن برود. این عادت باعث شد همیشه در سینما سناریوی کامل باشد. در کارهای تاریخی هم همینطور، چرا که گاهی آن دکور خراب می شد و باید حواسمان به این نکته هم بود. به طور مثال در سریال «ولایت عشق» قصر مأمون را خراب می کردند و بعد جای آن قصر امیر را می ساختند و بعد هم حرم یا فضای دیگری جای آن می آمد، در نتیجه باید سناریو از قبل کامل بود، به همین دلیل من به یاد ندارم که لوکیشنی را ۲ بار رفته باشم. در «علی البدل» هم تیم آگاه بود. زمانی که مقدم «نرگس» را می ساخت، به طور کامل یک آپارتمان را گرفته بود، به همین دلیل این روش را بلدند و سالها با این شیوه کار کرده اند. مثلاً در سریال «علی البدل» یک لوکیشن در ورکانه بود، دیگری با فاصله یک ساعته از ما قرار داشت و موارد دیگر همینطور، اینجا مقدم با فضاها بازی می کرد، یعنی تا یکی را آماده می کردند، لوکیشن دیگر را ضبط می کرد و همینگونه کار ادامه یافت و البته این به سرعت کار کمک می کرد.

|این مسئله گاهی اوقات شما را به عنوان بازیگر آزار نمی داد؟ اینکه نتوانید تمرکز کامل روی نقش داشته باشید.

ـ من اصلاً به این موارد توجهی نداشتم و تنها حواسم به نقش خودم بود. گاهی با جوانی کار می کنی که نگرانی الان در حال ضبط هست، نیست، کار چه طور پیش می رود، آیا همه چیز آنطور که باید باشد هست یا خیر و… اما من در مورد مقدم نگرانی بابت دوربین نداشتم، چون تنابنده هم کنار دستش بود و حواسشان به کار بود. من در این فضا بیشتر دغدغه خودم را داشتم و می ترسیدم از خودم، اینکه در نهایت نقش من چه در می آید، چون این یک ژانر متفاوت بود. من آدمی هستم که اصولاً با حساسیت روی لحظه لحظه نقش جلوی دوربین می روم و چرایی های کاراکتر را در نظر دارم اما این ژانر را قبلاً کار نکرده بودم.

|وقتی سریال را روی آنتن دیدید از اتفاق رخ داده راضی بودید؟

ـ ‌حقیقت این است که هم مقدم بهتر از چیزی بود که من فکر می کردم و هم سریال بهتر از آن چیزی شد که در ذهنم بود. مقدم سر کار انسان بسیار آرام و شریفی است که بسیار خوب کار می کند. من یک بار صدای بلند او را نشنیدم و او حتی زمان حرکات دوربین را نیز به تنابنده می گفت و او اعلام می کرد. مقدم سر صحنه بسیار پر کار است و گاهی حتی زمانی که ما تعطیل می شدیم، مقدم همین طور ادامه می داد، در صورتی که خود من هم این طور کار نمی کنم و اگر صبح شروع کنم، ۶ بعدازظهر دیگر تمام می کنم اما او توان خاصی داشت..

|حضور بازیگری با سابقه کارگردانی سر صحنه کمی او را معذب می کند در مورد شما چنین نبود؟

ـ من در اینجا دیگر کارگردان نبودم و گاهی حتی متوجه جای دوربین هم نمی شدم. زمانی که سر کار دیگر نمی بینم کارگردان محل کاشت دوربین را به تصویربردار درست می گوید یا نه، چرا که من باید حواسم به کار خودم باشد.  در واقع اینجا کار من بازیگری است و باید به نقشم فکر کنم. سر و شکل دادن به نقش و در آوردن کاراکتری که برعهده ام است وظیفه اصلی من در آن پروژه بود که باید بر آن تمرکز کنم. این مسئله زمانی است که کاری را می پذیرم که در آن نقش بازی کنم. اما خیلی اوقات هم مثل چند وقت پیش نقش هایی را رد کرده ام که اگر بگویم شاخ در می آورید؟

 

ادامه دارد…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *