یک فنجان چای با حسین سهیلی زاده (بخش پایانی)

وقتی که تکنیک مکمل حس می شود

من برای انتخاب هر کاری دنبال یک حرف هستم. حتی اگر آن حرف تکراری باشد. سعی می کنم نوع نگاهم را تغییر دهم و جور دیگری ببینم. من علوم اجتماعی خوانده ام با گرایش مددکاری اجتماعی، ارتباطم را با همکلاسی های قدیمی ام حفظ کرده ام. این دوستان امروز پست هایی دارند و در اجتماع فعالند. مذاکرات و دورهمی های مفید و خوبی با هم داریم و هر از گاهی معضلات اجتماعی مهم را من از لابه لای حرف های آنها در می آورم و سعی می کنم به آنها جدی تر فکر کنم.
بانی فیلم-گروه تلویزیون- مجتبی احمدی: در ساخت یک سریال قوی و پرمخاطب متریال های متفاوتی دخیل هستند که شاید مخاطب عام با جزئیات آن آشنایی نداشته باشد. اینکه در چه دوره ای و با سلیقه کدام مدیر یک طرح قصه را تصویب می کنی و قرار است آن اثر را با چه بودجه ای بنویسی و بسازی یک طرف، اینکه آن سریال را چه کسی می سازد و چه کسی بازی می کند و… بحث دیگری است، اینکه سریال تولید شده در چه کنداکتوری قرار می گیرد و کدام شبکه قرار است آن مجموعه را در چه فصلی روی آنتن ببرد را هم شما به عوامل تولید از مدیر تصویربرداری گرفته تا صدا، گریم، موسیقی و تدوین و… اضافه کنید تا بدانید ساخت یک اثر تلویزیونی موفق از چیدمان پازل های مختلفی در کنار هم اتفاق می افتد که البته اگر هر یک از این پازل ها در جای درست خود قرار نگیرند بی شک آنچه باید رخ نمی دهد. بی شک ساخت سریال های مختلف تلویزیون در ادوار مختلف حاصل تلاش و توجه و البته سیاست مدیریتی بوده است در غیر این صورت در همین تلویزیون کم نداشته ایم آثاری را که با یک قصه بی جان و کم تأثیر توسط یک کارگردان صاحب نام حتی، به ناکجاآباد رسیده اند و مخاطب با گذشت چند قسمت اول آن را پس زده است.
حسین سهیلی زاده که در شماره گذشته بخش نخست گفت و گوی ما را با او از نظر گذراندید به بهانه کارگردانی سریال «مرز خوشبختی» مهمان یک فنجان چای بانی فیلم شد تا با جزئیات تمام، از قصه و شکل گیری داستان مجموعه اخیرش گرفته تا سبک و سیاق انتخاب گروه بازیگران و… بگوید.
او که در کارنامه اش ژانرهای مختلف درام سازی برای تلویزیون از ملودرام های خانوادگی- اجتماعی بگیر تا طنز، قصه های سیاسی- تاریخی و حتی ورزشی را تجربه کرده است در حالی روی صندلی کارگردانی «مرز خوشبختی» نشست که اصولاً طنز را ژانر مدنظر خودش نمی داند. حسین سهیلی زاده می گوید این مجموعه را ساختم تا با زبان طنز نیز با مخاطب تلویزیون ارتباطم را حفظ کنم اما اصولاً ژانر من ملودرام است. تحصیلات و سواد اجتماعی او که در عرصه سریال سازی هم کمک حالش بوده، انگیزه ای است که کارگردان سریال «دختران حوا»، «سه پنج دو»، «آخرین گناه»، «عشق گمشده»، «نیاز»، «سراب» و… در پرداختن به آسیب های مختلف اجتماعی برای گروههای سنی مختلف پیشقدم شود و امروز جزو چند کارگردان مطرح سیما به عنوان سازنده سریال های هر شبی و… لقب بگیرد.
بخش پایانی گفت و گوی بانی فیلم با حسین سهیلی زاده در ذیل می آید.

رسیدیم به جذابیت کاراکترها و اینکه این شخصیت ها می توانستند پس از طراحی و شکل گیری شان بیشتر مورد استفاده داستانی داشته باشند، در واقع هر کدام می توانند صاحب قصه های پررنگ و لعاب تری باشند…
– بله. نظر تو را رد نمی کنم. از بحث فرصت که عبور کنیم اصولاً پس از دیدن هر کاری می توان به این حس رسید که هر کدام از شخصیت ها می توانستند صاحب قصه ای پر و پیمان تر باشند. اما چیزی که ساخته شده امروز اتفاقی است که در آن برهه زمانی از ذهن ما عبور کرده است.
این روزها در بسیاری از سریال ها شاهد حضور دوربین سیال هستیم، در واقع با هدف نمایش زندگی کارگردان ها با فاصله گرفتن از سبک کلاسیک به دنبال نمایش زندگی هستند… (البته این سبک کار قطعاً سرعت بالاتری هم در کار دارد).
– بله…
شما چقدر به این نگاه اعتقاد دارید؟ حس می کنم کماکان نمایش هدف اصلی شماست تا زندگی؟
– راستش من خیلی به زندگی جلوی دوربین معتقد نیستم.
چه جالب…
– (می خندد) من فکر می کنم سینما و تلویزیون تکنیک است. حس هم خیلی خیلی مهم است. اما اینکه حس و تکنیک چقدر به زندگی نزدیک باشد یا به نمایش مسئله من است. من همیشه نمایش را انتخاب کردم. اگر به دکوپاژهای من دقت کرده باشید مخصوصاً در ژانر درام به نمایش معتقد هستم. در کارهای طنز شاید یک مقدار بازتر کار کنم اما در ژانر درام قطعاً قاب بندی، کادرها، میزانسن و دکوپاژ من متفاوت است. چون باید نمایش رخ بدهد. این روزها به قول تو خیلی از کارگردانها دکوپاژ، کارگردانی و قاب بندی شان به سمت زندگی رفته و خیلی هم خوب است. طرفداران خودش را هم دارد. اما من به نمایش معتقدم. نه اینکه زندگی جریان نداشته باشد نه، اما تکنیک جای خود را دارد. من اعتقاد دارم تکنیک در سینما مهم است بخصوص تکنیک در خدمت حس که حتماً موفق است.
و این در اجرا کار سخت تری است؟
– بله قطعاً…
و بخصوص از موضع هدایت بازیگران؟!
– دقیقاً.
فکر می کنم باید قبل از هر برداشت کارگردان تمام خط و ربط را با بازیگرش ببندد و حتی تمرین خطی داشته باشد؟
– صد درصد، معتقدم تو در هر ژانر و گونه که بخواهی کار کنی باید با بازیگرت هماهنگ باشی. در واقع باید بده بستان بازیگر و کارگردان شکل بگیرد تا حاصل مورد نظر ایجاد شود. باید آنچه از دهان بازیگر خارج می شود هماهنگ باشد و دارای ضرباهنگ صحیح تا کلیت اش آنطور که باید شکل بگیرد. غیر از این باشد اصلاً کار در نمی آید. شاید در یک کار تکنیکی فقط تکنیک شکل بگیرد اما حس و حال شکل نگیرد. معتقدم تکنیک و حس باید مکمل هم باشند.
و این فاکتور به باور تماشاگر کمک می کند؟
– بله، باورپذیر بودن همین بحث است. در واقع در این شرایط هماهنگی تکنیک و حس به باور مخاطب کمک می کند.
این اولین تجربه شما در نوروزی سازی برای تلویزیون است؟
– بله…
چه تفاوتی میان ساخت سریال برای نوروز با کارهای هر شبی می بینید؟ در گم نکردن مخاطب، برقراری ارتباط اثر با بیننده و…
– همان طور که می دانید این اولین تجربه من برای نوروز بود. تجربه بدی نبود. اما شرایط خودش را دارد. تو وقتی سریال ۱۵ قسمتی می سازی نباید به دنبال مخاطب ۸۰ درصدی باشی، اگر در نوروز باشد که اصلاً ماجرا متفاوت است چون اصولاً نصف مردم در نوروز نیستند. مردم یا مسافرتند یا مهمانی و… در شلوغی و مهمانی که نمی توان نشست و سریال دید. من سریال خودم را وقتی مهمان داشتم نگاه نمی کردم. همه به ظاهر نگاه می کردند اما سوال داشتند، حرف می زدیم و…
فوکوس اصولاً در نوروز کمتر است؟
– بله، به همین دلیل من هیچ مهمانی نرفتم تا سریال را ببینم. دوست داشتم با تمرکز کار را روی آنتن ببینم. البته اعضای خانواده من شرایط را مهیا می کنند تا در سکوت با هم بنشینیم و سریال را ببینیم و من واقعاً ری اکشن های آنها را در نظر می گیرم، آنها نگاهی تخصصی به سریال ندارند، منتقدهای خیلی خوبی هستند. ضمن اینکه خیلی هم بیرحمند. کلی سوال دارند، سوالات جدی و گاهی خاص، من از همین فیزیک ها که با خانواده خودم شروع می شود می توانم برای کارهای بعدی ام تجربه کسب کنم. ساخت سریال نوروزی بد نبود، بیننده اش هم بیننده بدی نبود. اما مخاطبش را نمی توان با کارهای ۴۰-۵۰ قسمتی هر شبی مقایسه کرد.
یکی از تخصص های شما در ساخت ملودرام های اجتماعی، پرداختن به معضلات جامعه در حوزه های متفاوت است؟
– بله…
به نظرتان تلویزیون به عنوان پرمخاطب ترین رسانه در دسترس مخاطب و در رأس آن سریال سازی چگونه می تواند یک قدم از مخاطبش جلوتر باشد تا این بحث آسیب های اجتماعی در قالب پیشگیری در تلویزیون مطرح شود؟ قبول دارید رسانه باید از مخاطب پیش تر باشد؟
– بله درست می گویی!
اما امروز اینگونه نیست!
– (مکث می کند)
حسین سهیلی زاده چگونه خودش را با موضوعات جامعه آبدیت نگاه می دارد تا این توجه و تمرکز در اثرش محسوس باشد؟
– ببین من برای انتخاب هر کاری دنبال یک حرف هستم. حتی اگر آن حرف تکراری باشد. سعی می کنم نوع نگاهم را تغییر دهم و جور دیگری ببینم. من علوم اجتماعی خوانده ام با گرایش مددکاری اجتماعی، ارتباطم را با همکلاسی های قدیمی ام حفظ کرده ام. این دوستان امروز پست هایی دارند و در اجتماع فعالند. مذاکرات و دورهمی های مفید و خوبی با هم داریم و هر از گاهی معضلات اجتماعی مهم را من از لابه لای حرف های آنها در می آورم و سعی می کنم به آنها جدی تر فکر کنم. شاید یکی از دلایلی که در ژانر اجتماعی فعالتر هستم همین کدهایی است که از دوستانم می گیرم، فکر می کنم با این نگاه بتوانم حرف هایی بزنم نزدیک به واقعیت باشد.
برنامه بعدی شما چه خواهد بود؟
– در حال خواندن دو- سه فیلمنامه ام. هنوز انتخاب نکردم.
فکر کنم یک سریال برای محرم پیشنهاد دارید؟
– (می خندد) بله! هنوز در حد صحبت است. پیشنهاد یک سریال اجتماعی هم دارم که باید ببینم چه پیش می آید. شاید هم کنار این دو کار یک نفر سومی آمد و زد و برد! معلوم نیست! (می خندد)
همه سریال های نوروز امسال را تماشا کردید؟
– به طور کامل نه، ولی تا جایی که توانستم دیدم. از هر سریال شاید ۶۰ درصد دیدم.
کلیت حال و احوال سریال های نوروزی را چگونه دیدید؟
– امسال ظاهراً ۲۰ درصد آمار مخاطب تلویزیون بالاتر رفته بود. این برای مدیران محترم سازمان خوشحال کننده است. قطعاً سریال ها حرفی داشته که توانسته مخاطب را جذب کند. آن هم در تعطیلات نوروز، کار آقای سیروس مقدم بسیار کار پر زحمتی بوده، معلوم است که برای پلان به پلان این سریال زحمت کشیده اند و با حساب و کتاب پیش رفته اند. کار آقای سامان مقدم هم یک کار شاد و فان و مفرح است که بازی های خوبی هم داشت، من لذت بردم از دیدن هر دو سریال که همکارانم برای ساخت آنها بسیار زحمت کشیده بودند.
در پایان این فنجان چای…
– سریال «مرز خوشبختی» یک اتفاق جدید در کارنامه من بود. حتی در میان کارهای طنز من هم یک گونه نو بود. سعی کردم با تمرکز و نگاه جدیدی این سریال را بسازم و نمی دانم چقدر موفق بوده ام. خودم از سریال ناراضی نیستم. امیدوارم مخاطب هم این کار را پسندیده باشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *