کارگردان فیلم در گفت و گو با بانی فیلم:

پایان «مادری» تلخ تر از چیزی بود که روی پرده می بینیم

زمان اکران ما خیلی بد است
گروه سینمای ایران- نسرین بختیاری: رقیه توکلی از جمله فیلمسازانی است که حدود ۱۱ سال فیلم کوتاه ساخته است و حالا با «مادری» شاهد اولین فیلم بلند این کارگردان روی پرده سینما هستیم. او در مقطعی که دانشجوی ارشد فیلمنامه نویسی بود، این فیلمنامه را نوشته است و چندسالی با موضوع عشق زنان از لحاظ ذهنی درگیر بوده است. قصه فیلم «مادری» درباره دو خواهر با بازی هانیه توسلی و نازنین بیاتی هستند که یکی عشق خود را رها کرده و دیگری به شدت تلاش می کند با کسی که دوست دارد، ازدواج کند. توکلی در آن زمان درگیر این احساسات و مشکلات زنانه بود و  به دلیل اینکه فکر می کرد ظرفیت این فیلم از فیلم کوتاه بیشتر است، تصمیم می گیرد آن را در قالب بلند روایت کند. «مادری» قصه ای زنانه با دغدغه های زنانه دارد که به عنوان فیلم اول یک کارگردان اثر قابل اعتنایی است، اما خود توکلی هم اعتقاد دارد که این فیلم را زمانی ساخته است که احساساتش با حالا که فیلم را روی پرده می بینیم، متفاوت شده و در حقیقت این فیلم برآیند احساس او در آن مقطع زمانی خاص است. یک هفته از فروش «مادری» می گذرد و حدود ۵۰ میلیون تومان فروش کرده است که البته توکلی نسبت به زمان بدی که فیلم اکران می شود، گلایه هایی دارد. دقایقی با این کارگردان همراه شدیم تا درباره ساخت «مادری» صحبت کند:
 «مادری» قصه ای زنانه با دغدغه های زنانه دارد. از این نمی ترسیدید زمانی که فیلم ساخته می شود، به آن برچسب هایی نظیر فمینیستی بودن زده شود؟
– من خیلی در آن زمان درگیر احساسات و عشق های زنانه بودم و به این جور چیزها فکر نمی کردم. دوست داشتم احساساتی که خودم تجربه کردم و در اطرافیانم دیدم، نشان دهم و فیلمی بسازم که این مسائل را داشته باشد. نمی خواستم مردها را بد نشان دهم، بلکه صرفا احساسات زنانه را نمایش دادم. خیلی به اینکه برچسب فمینیستی بودن بزنند، فکر نمی کردم و تنها دوست داشتم فیلم اولم را در این حال و هوا بسازم. الان حال و هوای درونی خودم به گونه ای است که چندان درگیر مسائل احساسی زنان نیستم. در آن زمان زندگی دانشجویی داشتم و با دوستانم زندگی می کردم، اما حالا ازدواج کردم و فضایی که تجربه می کنم، متفاوت است. شاید اگر ۱۰ سال دیگر این فیلم را ببینم، متوجه شوم چه احساسات متفاوتی داشتم.
 بعد از ساخت فیلم برچسبی به آن نزدند؟
– همه نوع بازخوردی شنیدم. یک نفر می آید و می گوید فوق العاده است!… چقدر احساسات را خوب نشان می دهید. یک نفر دیگر می گوید فیلم را دوست نداشتم، اما در زمان اکران نظرات خیلی خوبی دریافت کردم. در این چند روز که فیلم اکران شد و آن را با مردم دیدم، متوجه شدم در این کار موفق شدم، چون خانم ها ارتباط خیلی خوبی با فیلم برقرار کرده بودند و بعد از پایان فیلم من را بغل کرده و گریه می کردند. انرژی ای که از مردم دریافت کردم، خیلی مثبت بود. به دلیل اینکه شخصیت ها از آدم های واقعی اطرافم بودند، این اتفاق افتاده بود کسانی که فیلم را می دیدند، تحت تأثیر آن قرار گرفته بودند. در مورد برچسب ها ممکن است فیلمساز، در مقطعی از زمان درگیر موضوعی باشد، اما فیلم های بعدی خود را به شیوه دیگری بسازد. به عنوان مثال، در فیلم دومی که قصد ساختن آن را دارم، مثل «مادری» درگیر احساسات زنانه نیستم. بنابراین، باید چند فیلم بسازم تا قضاوتی در این خصوص صورت بگیرد و صحبت در این رابطه زود است.
 پس شاید بتوانیم بگوییم ناخودآگاه شما در ساخت فیلم «مادری» تأثیرگذار بوده است؟
– بله، در آن مقطع از زمان احساساتم تأثیر گذاشت و این فیلم را ساختم و اگر این طور نبود، به طور مسلم این فیلم را نمی ساختم. اتفاقا فکر می کنم هرچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند و همان تعداد آدم هایی که فیلم من را دیدند و با آن گریه کردند، همین احساسات من را تجربه کردند.
 به رغم اینکه به نظر می رسد سعی کردید نگاه عادلانه ای نسبت به مردان و زنان در فیلم داشته باشید، اما اکثر مردان در این فیلم بی مسئولیت و خیانتکار و زنان مظلومند.
– در فیلم من دختری نسبت به دوستش خیانت می کند و این خیلی فجیع تر است که دوست به ما خیانت کند تا نامزد!… خیانت اصلی را در این فیلم یک زن انجام می دهد و واقعا نگاهم در این فیلم مرد ستیز نبوده است و این طور نگاه نکردم؛ هرچند شاید دوسال پیش که این فیلم را ساختم، احساس می کردم زنان در این فیلم مظلوم واقع شدند و وقتی زنان درگیر ماجرای احساسی می شوند، کاملا فکر و ذهنشان تعطیل می شود.
 یزد شهر مادری شماست، اما شکل و شمایل و نوع طراحی لباس و آدم ها در این فیلم کاملا مدرن هستند و به نظر می رسد با بافت سنتی و مردم یزد متفاوتند. تصور شما نسبت به این موضوع چیست و علت انتخاب این شخصیت ها در شهر سنتی که آدم های آن دغدغه های مدرن دارند، چیست؟
– یزد هم مانند بسیاری از شهرهای دیگر مدرن شده است، اما شخصیت های اصلی فیلم مهاجر و جزو آدم هایی هستند که اهل آن شهر نیستند. یزد اخیرا ثبت جهانی شد و هم دانشجوپذیر است و تا حدودی در حال فاصله گرفتن از نگاه سنتی خود است. به نظرم چیزی که در فیلم نشان داده شده، خیلی واقعی است؛ اما اگر می خواستم واقعی تر شود باید تلاش بیشتری می کردم. نسبت به کسانی که از بیرون به یزد می آیند فکر می کنم من می توانم موفق تر باشم، چون بچه این شهر هستم و تمام این مسائل را لمس می کنم. به نظرم بهتر از آن ها می توانم در نمایش این فضاها و تصاویر موفق باشم.
 چرا تصمیم گرفتید که قضیه بیماری شخصیت گلنار در اواسط فیلم مشخص شود؟… چون این امکان وجود داشت که مخاطب در صورت اطلاع از وجوه این شخصیت، بیشتر با او همذات پنداری کند.
– فکر می کردم اگر مشکلات این شخصیت تا بخش هایی گنگ باشد، می تواند برای مخاطب جذاب باشد. البته در زمان ساخت و تولید گاهی دوست داریم موضوعات و مسائلی را اعمال کنیم، اما در زمان ساخت مشکلاتی به وجود می آید؛ به خصوص که فیلم اولی بودم و چندان شرایط ساخت فیلم به شکل ایده آل برایم فراهم نبود. مجبور بودم تعداد روزهای فیلمم را کم کنم تا هزینه کمتری برای تولید داشته باشیم. امیدوارم روزی این اتفاق برای من هم بیفتد که مثل کارگردانان بزرگ بتوانم فیلمم را با فراغ بال بسازم. کاملا با مشکلات فیلمم آشنا هستم، اما معتقدم در آن شرایطی که فیلم ساختم، بهترین کارهای ممکن را انجام دادم. در خصوص ماجرای گلنار، دوست داشتم بیشتر به این بیماری بپردازم، اما بنا به دلایلی نشد. فیلم نوعی گنگی دارد که ممکن است مخاطبان از او بدشان بیاید، اما به تدریج که با مشکلات او آشنا می شوند، این نگاه تدافعی از بین می رود. من زنانی را دیده بودم که از زندگی خود خسته شده بودند و دوست داشتند به خودشان برسند و به فکر خودشان باشند.
 معمولا ساخت اولین فیلم خیلی سخت است. چطور توانستید به نگاه مشترکی بین خودتان و بازیگران فیلم از جمله هانیه توسلی و نازنین بیاتی برسید؟
– من رزومه خوبی در فیلم کوتاه داشتم و سال های طولانی فیلم ساخته بودم و جایزه گرفته بودم. این یکی از مسائلی بود که وقتی بازیگری در یک فیلم می خواهد بازی کند، در نظر می گیرد. دومین موضوع مربوط به فیلمنامه می شود که تم زنانه داشت و فیلمنامه را خواندند، دوست داشتند و حتی زمانی که اولین بار با آقای سیدی جلسه گذاشتم، نکات مثبت خوبی در خصوص فیلمنامه گفت. تمام این مسائل تأثیر خود را گذاشته بود که این بازیگران در فیلم حضور پیدا کنند. به جز این، واقعا دوست داشتم که مردم فیلم را ببینند و زمانی که بخواهیم مردم فیلمی را ببینند، باید از بازیگران حرفه ای و شناخته شده استفاده کنیم.
 چرا پایان «مادری» این قدر تلخ تمام می شود؟
– به طور کلی «مادری» فیلم تلخی است و تمام این ها مربوط به زمانی است که حال من چندان خوب نبود و این روی خودم تأثیر گذاشته بود و نمی توانستم پایان شیرینی برای فیلمم رقم بزنم. هرچند که پایان تلخ تری برای آن نوشته بودم، اما اداره پروانه ساخت آن را رد کرد و گفتند که پایان را بهتر کنم تا پروانه بدهند. در حقیقت این پایانی هم که شما می بینید، تصحیح شده است.
 برای ساخت اولین فیلمتان با چه مشکلاتی رو به رو بودید؟
– هر مشکلی که تصور کنید می تواند در دنیا وجود داشته باشد، با آن رو به رو بودیم و یکی از مهم ترین آن ها مشکلات مالی بود. من دو سرمایه گذار از یزد انتخاب کرده بودم که یک نفر چند روز بعد از فیلمبرداری اعلام کرد که نیستم و ما تنها ماندیم و مشکلات مالی روی ما فشار مضاعفی آورد. اکثر دوستانی که فیلم اول خود را ساختند با مشکلاتی که دست و پنجه نرم کردم، رو به رو بودند.
 انگار خیلی سریع به شما اطلاع دادند که قرار است فیلمتان اکران شود.
– همیشه معتقدم اگر فیلمسازی فیلم را می سازد و اکران نشود، انگار این فیلم را نساخته و داخل کمدش در خانه گذاشته است. وقتی فیلم اکران شد، متوجه این موضوع شدم. زمان اکران ما خیلی بد و سه روز قبل از اینکه زمان اکران مشخص شود، در صفحه ام نوشتم که اردیبهشت ماه اکران داریم، اما به یکباره خبر دادند که باید فیلم را اکران کنیم و این خیلی سخت بود. ۱۱ صبح چهارشنبه دوم اسفند و روزی که قرار بود فیلم را اکران کنیم به ما خبر اکران دادند و خیلی با عجله از فیلم خروجی DCP گرفتیم و به تدریج تبلیغات آن را شروع کردیم؛ یعنی هیچ فرصت قبلی برای اکران آن نداشتیم. وقتی آقای مجیدی انصراف داد، فردای آن روز خبر دادند که قرار است فیلم ما اکران شود.
 از اکران تا اینجا راضی هستید؟
– من فیلم اولی ام و تا همین جا که قرار است فیلم اکران شود، باید خوشحال باشم. قبول دارم که وقتی کسی فیلم اول خود را می سازد، شرایط سخت تری دارد.

اشتراک گذاری در:

نظرات 1
  1. عجیب است رسم این طایفه فیلم اولی ها
    رفته در سنتی ترین شهر ایران در مورد مسائل طبقه متوسط شهری فیلم ساخته و اسمش را هم گذاشته مادری که اساسا همه چیز دیده میشه جز مادری، اسم فیلم رو دایگی میذاشت برازنده تر بود

    هجو و دستبرد به ارزشهای تمدنی و انگاره ای هرز فمینیسمی، بعدش معترض هم هستند…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *