گفت و گویی با کوین هوک

پیرامون سریال دیرپا و موفق «پرونده های ایکس»؛ نوآوری در یک بافت سنتی

بانی فیلم، گروه سینمای جهان: دپارتمان تلویزیونی استودیوی فاکس طی سالهای اخیر مجموعه های موفقی مثل «فرار از زندان»، «۲۴»، «استخوان ها»، «Lost»، «ماوراءالطبیعه»، «مجازات کننده» و البته «پرونده های ایکس» را که این آخری از همه پرسابقه تر و عمرش حدود ۳۰ سال است تهیه و پخش کرده است. این در حالی است که کوین هوکز در زندگی هنری ای که وی را در مسیر کارگردانی اپیزودهای متعددی از این سریال ها قرار داده، هرگز با «پرونده های ایکس» همسو نشده و با خالقان این مجموعه جنایی و علمی- تخیلی ظاهراً پایان ناپذیر به همکاری نپرداخته بود. چنان رسم و روالی اخیراً برچیده شده و هوکز به ساخت یک اپیزود از این سریال محبوب و دیرپا و محبوب همت گماشته و روندی را پایه گذاری کرده که بدون شک ارائه قسمت های دیگری از «پرونده های ایکس» را نیز به وی در آینده نزدیک موجب خواهد شد. هوکز می گوید همیشه مطمئن بود که دیر یا زود اداره قسمت هایی از این سریال مبتنی بر اتفاقات غیرمعمول و ماورایی در دنیای جنایت و زیاده خواهی را به وی خواهند سپرد و این امر چندی پیش با تماس تلفنی کریس کارتر خالق و تهیه کننده نام آشنای این سریال دیرپا با او عملی شد. هوکز کارگردانی اپیزودی از این مجموعه را برعهده گرفته که «به اضافه یک» نام دارد و درباره برادر و خواهری با کاراکترهای چندگانه و مخدوش است که دست به جنایت ها و کارهای مخل آسایش جامعه می زنند و نقش هر دو نفر را کارین کونووال با هنرمندی ایفا کرده است هوکز در این قسمت همکاری مؤثر دو کاراکتر اصلی و مأموران ویژه تحقیق و بازرسی یعنی مولدر و اسکالی با بازی دیوید دوچوونی و جیلیان اندرسون را هم با روش مخصوص خود به نمایش می گذارد و با این اوصاف بد نیست ببینیم خودش چه می گوید.

 حتماً قبول دارید که طبایع و مفاهیم «پرونده های ایکس» با شرایط سریال های دیگر فرق دارد و از دنیای دیگری می آید. آیا همین مسئله دلیل اصلی کشش شما به این مجموعه نبود؟

– من چون خودم قبل از کارگردانی سالها بازیگری می کردم، حسی قوی درباره نحوه برخورد با بازیگران دارم و چگونگی کار با آنها و راههای پیشبرد یک اثر هنری بر پایه این فاکتور را به خوبی آموخته ام. این امر در مورد اپیزود «به اضافه یک» در مجموعه «پرونده های ایکس» بسیار به کارم آمد زیرا دو کاراکتر اصلی تبهکار ماجرا هر کدام حداقل دو شخصیت داشتند و یک آدم واحد (کارین کونووال) باید رل همگی را بازی می کرد و سر و کله زدن با چنین موجود چند گانه ای از اولین چیزهایی بود که مرا به سوی این سریال و این اپیزود خاص کشاند. نحوه ترسیم حالات مختلف و شخصیت های متعدد این آدمها نیز جذابیت خاص خود را داشت و این امر در عرصه فیلم های سینمایی نیز بخشی از دلمشغولی های اصلی کارگردان هایی است که فیلم هایشان مربوط به اینگونه سوژه ها است.
 آیا برای گرفتن ایده ها و راهکارهای لازم به برخی قسمت های گذشته این سریال نیز روی آوردید؟
– بله، در مجموعه کارهای موجود در آرشیو بزرگ مجموعه، یک دیسکت را پیدا کردم که از ۱۰ اپیزود محبوب کریس کارتر شکل می گرفت و من با تماشای آنها هم حس و دید کلی ام را نسبت به این مجموعه و باخت آن تقویت کردم و هم از آن قسمت هایی که برخی موارد شبیه به اپیزود «به اضافه یک» چیزهایی در آن وجود داشت، یادداشت برداری کردم.
 لابد بسیار سخت است که به طور همزمان هم حس و حال سنتی یک سریال قدیمی پربیننده را حفظ کنید و هم در پی نوآوری در آن باشید.
– این حالت و دوگانگی همیشه وقتی به یک سریال قدیمی روی می آورید، وجود دارد. وقتی به سریالی ثبات یافته و رسوخ ناپذیر مثل پرونده های ایکس رجوع می کنید، همه چیز آن تغییر ناپذیر است. مشتی کاراکتر که پیش از یک ربع قرن روی آنها کار شده و دیگر نمی توان آنها را به طور اساسی عوض کرد و همین هستند که همیشه بوده اند. نمی توان به بهانه رو کردن وجوه پنهان مانده شخصیت های آنان دست بر کارهای بزرگ و عجیب زد زیرا بیننده ها بر نمی تابند و اصولاً قابل فهم نیست. در نتیجه تنها کار امکان پذیر برای من این بود که یک ارتباط کاری قوی با آنها برقرار و براساس آن، داستان «به اضافه یک» را تشریح و ترسیم کنم.
 صحنه های متمرکز بر شخصیت های چند گانه و خطرناک برادر و خواهر قاتل چطور پیش رفت؟
– طبعاً تدارکات و مقدمات زیادی می خواست و زمان فراوانی برد. هم باید بازیگران و به واقع شخص کاین کونووال مثل بالرین ها از ظریف ترین شرایط عبور می کردند و هم بخش اسپشیال افکت ما به گونه ای کارش را انجام می داد که همه چیز رنگ و نما و جلوه لازم را پیدا می کرد و تبدیل به چیزی می شد که ما در پی آن بودیم و موضوع این اپیزود آن را می طلبید. دو جور برخورد و روش کار با صحنه های مرتبط با آدمهای چند شخصیتی وجود دارد، یکی تقسیم صحنه تلویزیون (یا پرده سینما) به حداقل دو قسمت و بازی گرفتن از یک هنرپیشه در هر دو حالت متضاد و به نمایش گذاشتن همزمان آنها و Insert و فید کردن یکی در دیگری برای نشان دادن روحیات چند گانه و پرخاشگرانه آن کاراکتر و دیگری استفاده از صفحه ای واحد و تغییر حالت دادن های مکرر آن آدم و هر لحظه در آمدن او به رنگ و رفتاری متفاوت است که بسیار سخت تر می نماید زیرا شما باید بیننده را متقاعد کنید که اینها اداهای بازیگر نیست و او واقعاً سرشار از تضاد و چندگانگی است. ما بیشتر روی روش اول و کار سنتی تر در این خصوص روی آوردیم.
 این بار بیشتر از همیشه روی روابط و زندگی مولدر و اسکالی نیز تکیه و تاکید می شود و آنها به جاهایی می روند که در گذشته طولانی سریال نیز اشاره ای به آن نشده بود.
– هم طبق داستان های متعدد این سریال ارتباط کاری نزدیکی بین مولدر و اسکالی وجود دارد و هم دیوید دوچوونی و جیلیان اندرسون به سبب سالها سابقه همبازی بودن با یکدیگر فهم و درکی قوی نسبت به هم دارند و کاملاً هماهنگ اند. این هم به ما کمک می کرد تا با کمترین توضیحات و تدارکات صحنه های مربوط به آنان را که تعدادشان اصلاً هم کم نبود و نیست بگیریم و هم بر پایه آن به سمت صحنه ها و قسمت های غیراستوارتر قصه به حرکت در آییم. آنجا که اتفاقات و آدم ها تازه تر هستند و برخلاف مراودات دو مامور امنیتی مستقر در مرکز سریال، بدیع به نظر می رسند و احتیاج به توضیحاتی بیشتر دارند.
 به واقع شما هم به جمع تحسین کنندگان این دو هنرمند اصلی سریال اضافه شدید.
– غیر از این نیست ولی من کوشیدم بطن داستان این اپیزود و برداشت شخصی و سالهای طولانی خود از این سریال را هم به اطلاع دوچوونی و اندرسون رساندم و دنیای پیش رویم و تبعات آن را برای آنها ترسیم کردم و از این طریق می خواستم بازی آنها لااقل در این قسمت از سریال «هم مسیر» با چیزی باشد که قصه می طلبد و الزام ها و اتفاقات، طلب می کند. البته هیچ تحمیلی در کار نبود و تصمیم گیری نهایی در این زمینه را به خود آنها سپردم زیرا پس از فزون تر از ۲۵ سال بازی در این رل ها بهتر از «من تازه وارد» می دانند که به چه مواردی برای کامل شدن هر اپیزود نیاز است.
 به واقع این نمادی از اصل مشورت و همیاری در ساختن یک اثر هنری است که شما ظاهراً به آن اعتقاد دارید.
– وقتی شما با افرادی پرسابقه در یک پروژه کار می کنید و عمر آن پروژه از ۲۰ سال هم می گذرد، کم لطفی به خودتان و عین بی تدبیری است که از تجربه و دانش بیشتر آنها استفاده نکنید. اضافه بر این چه سیزون اول یک مجموعه باشد و چه سیزون یازدهم آن، شما موظف به انجام یک کار تیمی و بهره گیری از عقاید- شاید بهتر- سایرین هستید و اصلاً این طور نیست هر چه شما می گویید و فکر می کنید، بهترین باشد.
 و سوال آخر اینکه فرض کنید الان به خیابان رفتید و به سبک و سیاق سریال «پرونده های ایکس» یک ورسیون منفی و خطرناک از روی خودتان را مقابل خود دیدید و در آن صورت چه خواهید کرد؟
– طبیعی است که فرار کنم و در بین راه هر چه تیز و سلاح واری را محو خواهم کرد تا مبادا به دست نمونه بد خودم بیافتد!
منبع: Den of Geek

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Solve : *
6 + 15 =