چشم انداز صنعت تلویزیون در پنج سال آینده

احسان حلمی*

پنجاه سال پیش، تصور تماشای تلویزیون در هر نقطه و حتی در حال حرکت، یک رویا علمی تخیلی بود. اما در حال حاضر، پیشرفت تکنولوژی بسیاری از رویاها را عملی کرده است.
حتی شرایط به گونه ای پیش رفت که فضا و محیط رسانه های نسل گذشته و جدید با سرعت باورنکردنی در حال حرکت است.
در این بین رسانه های جدید تلویزیونی با بهره گیری از فضای مجازی هم با قدرت هرچه تمام تر قد علم کردند و از نسل تازه دستگاه هایی که محتوای آنها را مشاهده می کنیم، به طیف وسیعی از خدمات آنلاین جدید، یک موج نوآوری در دهه گذشته در سرتاسر مبحث «تلویزیون» گسترده شده است.
همه چیز بسیار سریع رشد پیدا کرد. شاید باور نکنید که یوتیوب جشن ۱۳ سالگی خود را برگزار خواهد کرد و Netflix (شبکه استریم آنلاین ویدئو ) در اروپا شش سال پیش راه اندازی شده است. و این اتفاقات به سرعت چشم بر هم زدنی گذشت.

بنابراین، چشم انداز ۵ سال آینده تلویزیون چیست؟

صنعت به ظاهر قرص و محکم «تلویزیون» مدتی پیش با چالشی عظیم روبرو شد. زمانی که سهام مربوط به شرکت های تلویزیونی افت شدیدی را شاهد بود، کاهش قابل توجه مشترکان در ESPN (شرکت وابسته به دیزنی) هم موجب نگرانی صنعتگران و فعالان رسانه تلویزیون گردید.
این وضعیت وخیم اقتصادی، منجر به فروش گسترده دارایی های شرکت های تلویزیوی و رسانه های غول پیکری مانند «کامکست» (Comcast)، «دیزنی» (Disney)، «فوکس قرن بیست و یکم»(۲۱st Century Fox) و «تایم وارنر» (Time Warner) گردید.
پاسخ به اینکه چه اتفاقی برای این صنعت رخ داده، بسیار پیچیده است، اما به تعبیر یک تحلیلگر برجسته صنعت رسانه ، «صنعت تلویزیون از لحاظ ساختاری ضعیف است».
به این ترتیب، تعجب انگیز نیست که «ان.بی.سی یونیورسال» (NBC Universal) (متعلق به کامکست و GE) طی اطلاعیه ای اعلام کرد که سرمایه گذاری قابل تأمل ۴۰۰ میلیون دلاری در رسانه های نوظهور دیجیتال Buzzfeed و Vox Media خواهد داشت و قطعا این سرمایه گذاری عظیم، نقش اساسی در جذب نسل جوان علاقه مند به رسانه های دیجیتال را به رسانه های کلاسیک در بر خواهد داشت.
با وجود همه اینها، شبکه های تلویزیونی هنوز با مشکلات جدی روبرو بودند. آنها نمی توانستند جوانانی را که در زمان پخش برنامه های تلویزیونی، تماشاگر آنها نبودند را جذب رسانه های خود کنند و این به معنی از دست دادن بسیاری از مخاطبان و ضعف گسترده در صنعت تلویزیون است.
تغییر رویکرد نسل جدید جامعه، در ارتباط با رسانه های کلاسیک و رسانه های نوین، دلیلی بر کاهش درآمدزایی رسانه های کلاسیک در مقابل رسانه های نوین گردیده و آگهی دهندگان شبکه های کلاسیک (که درواقع هزینه های فعالیت تلویزیون ها را تأمین می کنند)، بر اساس آمار و نظر سنجی ها رغبت در سرمایه گذاری در این رسانه ها را از دست دادند.
پس از اعلام سرمایه گذاری شرکت «ان.بی.سی یونیورسال»، خبرهایی منتشر شد که شبکه A&E (وابسته به شرکت دیزنی و هیرست) هم مبلغ ۲۵۰ میلیون دلار برای گسترش رسانه های نوین سرمایه گذاری کرده است. همچنین اعلام شد که شرکت News corp برای همین منظور سرمایه گذاری ۷۰ میلیون دلاری داشته است.
همچنین خبرهایی از خرید شرکت Thrillist توسط شرکت Viacom منتشر شد. تریلیست یک شرکت رسانه ای دیجیتال است که شامل سه محصول «غذا»، «نوشیدنی» و «خدمات مسافرتی» می باشد.
چنانچه اخبار منتشره حاکی است که فقط شرکت های فعال در زمینه رسانه های نوین مانند Thrillist, Vice, and Buzzfeed در این زمینه سرمایه گذاری نکرده اند. مثلا شرکت «دیزنی» با سرمایه گذاری ۵۰۰ میلیون دلاری در Maker studios شوک بزرگی را در صنعت رسانه های نوین ایجاد کرد و اکنون این شبکه ویدیویی ماهانه میلیاردها بیننده در یوتیوب دارد.
در این شرایط می توان این استنباط را داشت که این سرمایه گذاری های عظیم شرکت های بزرگ رسانه ای، در واقع قدم بزرگی در تغییر نگرش مخاطبان، دوام و البته درآمدزایی صنعت رسانه است که البته مورد استقبال عموم مخاطبان در سراسر جهان هم قرار گرفته است.
آنچه که امروزه رخ داده، در اصل تغییر نگرش از سرمایه گذاری در «رسانه های کلاسیک» به «رسانه های نوین» است. این در حالیست که بسیاری از صنعتگران رسانه های نوین، درآمدهای حاصل از آن را در رسانه کلاسیک هزینه می کنند!
یکی از مهم ترین دلایل سرمایه گذاری در رسانه های کلاسیک با توجه به درآمدهای پایین آن، وجود «مخاطبان کلاسیک» است که هنوز به رسانه های نوین منتقل نشده و به آنها ایمان ندارند.
بنابراین تحلیل، تنها دلیلی که این فضا شکل گرفته، این است که درآمدزایی در رسانه های نوین نسبت به رسانه های کلاسیک بسیار بیشتر است. با این وجود،فراوانند رسانه های کلاسیکی که مجبور به عرضه محصولات خود در رسانه های نوین خواهند بود تا بتوانند به حیات روزمره خود ادامه دهند.
با این توصیف واقعا امروزه ما چقدر به رسانه های نوین توجه کرده و چه استراتژی و راهکارهایی برای انتقال به مرحله بعدی خواهیم داشت؟!
سرمایه گذاری ما در این حوزه، آیا مطابق پیشرفت حاصل از تکنولوژی رسانه های نوین است؟!
به راستی در سال ۲۰۲۳ رسانه های کلاسیک چه مقدار مخاطب می تواند داشته باشد؟!
اگر منطقی بیاندیشیم، پژوهش در رسانه های نوین و تشکیل گروه های پژوهشی که بتوانند ذائقه مخاطب را به درستی سنجیده و آن رابه راهکارهای عملی تبدیل کنند یکی از مواردی است که امروزه بسیار ضروری و ناگزیر است.
در نهایت توصیه اکید به تصمیم سازان و نهادهای قدرت این است که پیش از آنکه قطار رسانه های نوین که با سرعت نور در حال حرکت است، غیر قابل دسترس شود، باید به آن بیش از گذشته توجه کنیم تا حداقل بتوانیم فاصله های مان را با آن کمتر کنیم.

*مدیر شبکه هدهد

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *