بررسي فيلمهاي ثور 1و2 (بخش نخست)

چگونگی بروز اساطیر اروپایی در رسانه سینما

سلاله خیری نیا*

چکیده: این مقاله تحت عنوانِ «چگونگی بروز اسطوره های اروپایی در رسانه سینما»، به تأثیرپذیری و تأثیرگذاریِ اساطیر و سینما بر یکدیگر پرداخته و استدلال میکند که اساطیر چگونه واردِ سینما شدند و سینما چگونه تبدیل به رسانهایی ایده آل برای بازنمایی دنیای خارق العاده اساطیر شد. در این مقاله به طور مختصر مبحثِ اسطوره از دیدگاههای مختلف، جایگاه اسطوره و کارکرد آن موردِ بررسی قرار گرفته و نتیجه گرفته میشود که اساطیر شامل الگوهای ازلی و سرنمون بوده اند که به انسان ابتدایی و چه بسا انسانِ امروزی در تنگناها کمک کرده و معنای زندگی وی را ارتقا داده است. همچنین با معرفی نظریه-پردازانِ ساختار اسطورهای، چهار نوع برخوردِ سینما با اساطیر مطرح و شرح داده شده که جلوه های ویژه و تکنولوژی معاصر چه تأثیری در بازنمایی بهترِ اساطیر داشته است. در ادامه مقایسه ای تطبیقی بین اساطیر و فیلمهای «ثور ۱ و ۲»، صورت گرفت و نتیجه گرفته شد که تمایل ذهنیِ انسان به تصویرسازی و روایتِ داستانها، به سینما برای بازسازیِ اساطیر کمک کرده است. بهره گیری سینما از جلوه های ویژه، نشان دادنِ نیرویی برتر، قدرت بخشیدن به انسان عادی و پیشرفت تکنولوژی علل موفقیتِ سینما در بازنمایی اساطیر است.

کلید واژه: اسطوره، سینما، بازنمایی، دوران کهن و معاصر، جلوه های ویژه

مقدمه: اساطیر نمونه ای از فرهنگ و نحوه تفکر مردمان در ادوار کهن، نماینده تداوم زندگی فرهنگیِ ملل و به نوعی تاریخ آن محسوب میشوند. اسطوره، همواره به عنوان یکی از منابع اصلی آفرینش در ادبیات و داستانگویی به کار میرفته است. بسیاری از بنمایه ها، شخصیتها و حوادث در افسانه ها و اساطیر ملیت-های مختلف تکرار میشوند و قصه ها، حتی داستانهای سینمایی، مستقل از ملیت خالق آنها از یک ساختار مشخص داستانی (ساختار اسطوره ای) تبعیت میکنند. روایت این سرگذشتها، سوالات بیشماری را برای انسان امروزی به وجود آورده که یکی از ابزارهای پاسخگویی به این سوالات و ابهامات، رسانه سینما است.

اساطیر به دنیای باستان تعلق دارند، از اینرو انسان معاصر به راحتی قادر به درک آن نیست. سینما تلاش میکند با بهره گیری از جادوی خود، مخاطب را به این جهان ماورایی پیوند زده و اساطیر را به بطن زندگی امروزی وارد کند. از ابتدای تاریخ سینما خلق آثاری فراتر از ذهن و موضوعات عادی، مورد توجه بوده و شاید به تعبیری همین امر باعث به وجود آمدن جلوه های ویژه، گسترش تکنیکی و کاربرد آن در فیلمهای تخیلی شده است.

از جمله ژانرهای پر مخاطب سینما، فیلمهای تخیلی هستند که فیلمهای مربوط به اساطیر را میتوان در این دسته قرار داد. قهرمانانی خداگونه که در گذشته نقش اساطیری داشتند، توسط رسانه سینما وارد زندگی انسان معاصر شد و بدین طریق مورد توجه بیشتر مخاطب قرار گرفت. از جمله دلایل اهمیت دادن به اسطوره در سینما میتوان به چگونگی به کارگیری اساطیر و تبدیل آنها به روایات تصویری در قالب سینما اشاره کرد.

در این مقاله سعی شده تا پیوند میان اسطوره و سینمای هالیوود نشان داده شود؛ اساطیری که منشا آنها فرهنگ بومی آمریکا نبوده و ترکیبی از اساطیر اروپا و اسکاندیناوی است. اما آنچنان درونی شده که گویا از فرهنگ قهرمانساز این ملت بی اسطوره برآمده است. فیلمهای ثور ۱ و ۲، محصول سالهای ۲۰۱۱ و ۲۰۱۳ میلادی، به عنوان نمونه های موردی برای این نوشتار انتخاب شده است که به تفصیل مورد بررسی و تحلیل قرار خواهند گرفت.

اهمیت موضوع و دلایل انتخاب آن:  از دلایل انتخاب این موضوع توسط نگارنده، میتوان به چیستی اساطیر، چینش آنها در کنار یکدیگر و تبدیل آنها به تصاویری جذاب اشاره کرد. چگونگی به تصویر کشیدن اساطیر، قهرمانان و ارتباطِ داستان های این چنینی از جمله موارد مهم برای نگارنده بوده است. به گفته «ویلا کثیر» تنها دو یا سه داستان انسانی(در داستانهای اسطورهای) وجود دارد و آنها هر بار در داستانهای تمدنهای متفاوت خود را چنان سرسختانه تکرار میکنند که گویی هرگز پیش از این اتفاق نیفتاده اند. شاید این وجه شباهت یا ریشه مشترک بینِ همه داستانها باعثِ جذب مخاطبان میشود.

اهداف تحقیق: همانگونه که گفته شد، اساطیر همواره در زندگی انسانها حضور داشته اند و اعتقادات و آیینهای بسیاری، حتی در عصر حاضر، به ریشه های اسطوره ای باز میگردد. سینما به دلیل ماهیت جذاب خود، همواره سعی کرده در کنار موضوعات این چنینی، به نمادپردازی و معماگونگی بپردازد. به همین دلیل فیلمهایی که مورد تحلیل نگارنده قرار گرفته، سرشار از نمادهای اسطورهای هستند و سعی شده تا حد امکان به این نشانه ها رجوع شود. از سوی دیگر سینما تلاش کرده تا با استفاده از داستانهای متعدد در یک مسیر داستانی به جذابیت فیلم بیفزاید؛ حتی اگر آنها در خط داستانی اصلی آن اسطوره قرار نداشته باشند. در واقع این پژوهش میکوشد تا اساطیر به کار رفته در سینمای معاصر را که برخی از آنها متعلق به اسکاندیناوی هستند، مورد بررسی قرار دهد و به پاسخ این پرسش دست یابد که تلفیق اسطوره و سینما چگونه میتواند باعث شناخت تفکر گذشتگان و جایگاه انسان در عالم شود. از سویی دیگر این سوال پیش می آید که از میان این قومیتها چرا اساطیر اروپایی، بیشتر مورد توجه فیلمسازان قرار گرفته است؟ این پژوهش سعی دارد با نگاهی دقیق به سوالات مطرح شده پاسخ دهد و جایگاه اساطیر را در دنیای باشکوه و پر رمز و راز اسطوره به مخاطبان خود بشناساند.

*کارشناس ارشد پژوهش هنر

ادامه دارد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *