گفت و گو با مهدی فقیه

کاری که در شأن مردم نباشد بازی نمی کنم

گروه تلویزیون – زینب علیپور: پرداختن به جوانان، نوجوانان، خانواده و ارتباطات فامیلی و قومی‌ و فرهنگ قومیت های مختلف از جمله منطقه جنوب کشور و عجین بودن و ارتباط عمیق مردم منطقه با آبهای خلیج نیلگون فارس از جمله محورهای موضوعی سریال «سامو بندری» است که به کارگردانی ابراهیم فروزش در حال تولید است. مهدی فقیه بازیگر سریال هایی چون: شوق پرواز، کت جادویی و نردبام آسمان از جمله بازیگران این سریال است. از این رو بانی فیلم با او گفت و گویی داشته که در ادامه می خوانید:

گویا این روزها سخت مشغول بازی در سریال «سامو بندری» هستید؟
– بله. همانطور که می دانید آقای فروزش تا به سریال کار نکرده بودند. به نظرم یکی از کارگردان های فرهیخته و کاربلد سینمای ایران است که خوشحالم در این کار در خدمتشان بودم.
 البته شما هم به نسبت قبل کم کار شده اید!
– من کاری که در شأن این مردم نباشد، بازی نمی کنم و مهمترین دلیل کم کار شدنم همین نکته است. برای من ژانر خیلی فرقی نمی کند. دفاع مقدس باشد یا کمدی و یا جدی. فقط باید کاری باشد که در آن مفاهیم انسانی وجود داشته باشد و در شأن مردم مهربان و فهیم ما باشد.
با این حساب برای شما ژانر چندان تفاوتی ندارد. مهم خود کار است و مفاهیمی که به واسطه آن به مخاطب منتقل می شود؟
– بله. به نظر شما چرا چارلی چاپلین در ژانر کمدی موفق است؟ به این دلیل که مفاهیم انسانی بسیاری در کارهایی که بازی کرده وجود داشته است. به عقیده من و بسیاری از بزرگان بزرگ ترین مطالب، مفاهیم انسانی است که باید دید چقدر در سینما به این مفاهیم ارزشی نزدیک شده ایم.
منظورتان فقط در سینماست و یا تلویزیون هم مدنظرتان هست؟
– بیشتر منظورم سینماست که مخاطبانش توده مردم هستند. این خیلی نکته مهمی است. بنابراین باید دید که در فیلم های سینمایی ما تا چه حد این مفاهیم انسانی نمود پیدا می کند. الان حدود ۵ سال است که در هیچ فیلمی بازی نکرده ام. با وجود اینکه این کار حرفه من است و در این زمینه تحصیل کرده ام. اما چون کارهایی که پیشنهاد شده در شأن مردم نبوده، بازی نکردم. با وجود اینکه احتیاج داشتم بازی کنم، اما به چه قیمتی باید بازی می کردم؟! به نظر من هر چیزی قیمتی دارد و وظیفه ما هم در رابطه با سینما که یک رسانه بسیار بزرگی و برای مردم است، این است که ببینیم تا به امروز برای این مردم چه کرده ایم. در این ۷- ۸ سال گذشته چه چیزی به خورد مردم داده ایم!
 شاید برای کسانی که در رأس هستند، این مفاهیم چندان مهم نیست که شرایط تلویزیون و سینمای ما اینگونه است!
– دقیقا. در سینما فقط به دنبال ساخت فیلم هایی هستند که بتواند مردم را بخنداند. اما به چه قیمتی؟!
در چنین شرایطی که اوضاع سینما و تلویزیون ما بدین گونه است و شما هم جزو تحصیلکرده های این حرفه هستید، چرا خودتان دست به کار نمی شوید و کارگردانی نمی کنید؟
– من بارها دست به کار و دست به قلم شده ام. سال ها پیش سریالی به اسم «اچ و مچ» را کار کردم که البته در دو نسخه ساختم که بدون هیچ مسائلی این مجموعه ۲۶ قسمتی را در شیراز ساختم. چون تخصص اصلی من در فرانسه کارهای عروسکی است. اما متاسفانه کار عروسکی نمی خواهند! تازه امکانات ساخت آثار عروسکی مثل امروز نبود. سیستم ضبط فیلم ما وی‌اچ‌دی بود. نمی‌توانستیم نوار‌ها را در شیراز مونتاژ کنیم و باید به تهران می‌آمدیم. از طرف دیگر امکانات نور استودیو مناسب نبود و مجبور بودیم دو یا سه لامپ هالوژن را در لوله‌های فلزی بگذاریم و نور‌پردازی را با آن‌ها انجام بدهیم. ما در چنین شرایطی کار می کردیم. اما الان که امکانات بهتر شده نمی توانیم باز هم از آن کارها بسازیم. متاسفم که عروسک‌های «اچ و مچ» که سال‌ها برایشان زحمت کشیدم، در تلویزیون تکه‌تکه شد و در طول این سال‌ها هر چقدر به تلویزیون مراجعه کردم که شاید به حمایت آن‌ها بتوانم بازهم کار عروسکی انجام بدهم، هیچ کسی حرف‌های من را نشنید.
فکر می کنم «کلاه قرمزی» تنها مجموعه عروسکی است که مورد توجه همه قرار می گیرد.
– این مجموعه هم که فقط سالی یک بار در نوروز پخش می شود تا مردم بنشینند و ببینند و بخندند. وگرنه کاری مثل «مدرسه موشها» دیگر اجازه ساخت ندارند. می گویند باید یکی دو عروسک به همراه مجری باید باشد! نمی تواند یک داستان کلی عروسکی باشد. اتفاقا من روی شاهنامه ۱۲ سال برای کودکان کار کردم. طرحی ارائه دادم که حدود صد و اندی قسمت بود تا کودکان ما بتوانند با شاهنامه اشنا شوند. اما اجازه تولید آن را به من ندادند. به هر جا که ارائه کردم، مورد توجه قرار نگرفت.
 شاید مهمترین دلیل این مهری بودجه کار است. گویا هر طرحی که به تلویزیون ارائه می شود، باید به همراهش اسپانسر هم ارائه بدهید!
– خب این کار من که نیست. اگر من خودم پول و بودجه کار را داشتم که خودم انجام می دادم. شرایط موجود را که همه می دانند. دوستان و بزرگان من که در این حرفه سالها زحمت کشیده اند، همه گرفتار هستند و حتی برخی از آنها در مخارج روزمره خود مانده اند.
 شما درباره فضا و شرایط سینما گفتید که چند سالی هم هست کار نکرده اید. اما در تلویزیون هم کم کار بوده اید!
– من خیلی سریال بازی نکرده ام. بیشتر سینمایی کار می کنم.
خودتان سینما را به تلویزیون ترجیح می دهید و یا شرایط ایجاب می کند؟
– دعوت می شوم، می روم و مخالفتی با کار تلویزیونی ندارم. اما همانطور که پیش از این هم گفتم، تا چه حد آن کار در شأن مردم باشد. این مهم است.
 با توجه به حضورتان در سریال «سامو بندری» دربراه نقشی که در این کار بازی کرده اید، توضیح می دهید؟
– من در این سریال نوه ای دارم که روزنامه نگار است و من برایش سوژه پیدا می کنم. موضوع بسیار خوبی است و به نظرم سریال خوبی خواهد شد. افتخار من بود که با آقای فروزش کار کنم. چنین کارهایی که پیشنهاد می شود، آدم حس بهتری دارد و من هم وقتی فیلمنامه را خواندم، با کمال میل پذیرفتم. از این دست کارها در تلویزیون پیشنهاد شود، می پذیرم و بازی می کنم. در صورتی که کار در بوشهر بود و در گرما و شرایط سخت آنجا. اما به دلیل خوب بودن کار دوست داشتم در این سریال بازی کنم. البته به دلیل گرما گویا کار تا مهر متوقف شده است و بعد ادامه خواهد داشت. پس من دوست دارم در کارهای تلویزیونی هم بازی کنم. اما کارها همه آپارتمانی شده اند! به نظر شما آنچه که در سریال ها می بینید، تا چه اندازه در واقعیت هم وجود دارد و چند درصد از مردم ما در چنین آپارتمان هایی زندگی می کنند؟
 شاید بتوان گفت یکی از دلایلی که باعث شده کارها کمتر مورد توجه مخاطبان قرار بگیرد، همین مسئله است.
– بله دقیقا. دوستان هنرمند ما رویایی فکر می کنند! اصلا فضای سریال های ما شبیه به زندگی حقیقی مردم نیست.
 و دلیل جذب مخاطب به سریال های ماهواره ای همین نکته است؟
– به یقین نمی توانم بگویم. اما شاید فکر می کنند چون مردم ماهواره تماشا می کنند، پس ما برای چه به خودمان زحمت بدهیم و کار خوب بسازیم! آن وقت سریال هایی مثل «سربداران» و «مریم مقدس» و از این دست کارها ساخته می شد. الان شده «خندوانه» و مردم فقط می خندند و در این گونه برنامه ها دیگران را مسخره می کنند تا مردم را بخنداند. اما به چه قیمتی؟!

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *