فیلم کوتاه را بی ارزش می دانند

گفت و گو با کارگردان «کله سرخ»؛فیلمی که در هنر و تجربه اکران می شود، قرار نیست پول برگرداند

 گروه سینمای ایران-بهاره گل پرور: کریم لک زاده یکی از فیلمسازانی است که کار خود را با فیلمسازی در دنیای فیلم کوتاه آغاز کرد. اولین فیلم بلند او با نام «قیچی» در گروه هنر و تجربه سی و چهارمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر و سیزدهمین دوره جشن تصویرسال اکران شد.او همچنین سابقه عضویت در هیات انتخاب سومین جشنواره فیلم «پرواز» و نویسندگی سریال «نوار زرد» به کارگردانی پوریا آذربایجانی را در کارنامه خود دارد. به بهانه اکران دومین فیلم بلند او «کله سرخ» با او به گفت و گو نشستیم.
 «کله سرخ» بعد از «قیچی» دومین اثر بلند شماست. چرا باز هم در گروه سینمایی هنر و تجربه فیلمتان را اکران کردید؟
-اتفاقا مسئله سر این است که مکانیزم فیلمسازی و سیستم بروکراسی آن در کشور ما پر از چاله و حفره است که راه انتخاب زیادی برای ما باقی نمی گذارد. من این فیلم را با دغدغه سرگرمی مخاطب نساخته ام. ما چند جوان سعی کردیم با هم فیلمی بسازیم که فکر می کنیم این هم یک پیشنهاد برای فیلمسازی و به ذات خودِ سینما نزدیک تر است. با دغدغه های سینمایی شروع به ساخت این فیلم کردیم. چنین فیلمی در پروسه پخش در سینمای ایران جایگاه ویژه ای ندارد و خوشبختانه جایی مثل هنر و تجربه وجود داشت که آن را اکران کنیم. هر چند خود گروه هنر و تجربه ممکن است دارای ضعف هایی هم باشد، ولی در نهایت در این گروه سینمایی اکران شد.
 با توجه به اینکه نویسنده کار هم خودتان بودید، چه شد که به قصه «کله سرخ» رسیدید؟
-خود قصه از جایی می آید که اصل وراثت و چیزی که به ارث می رسد، در گذشته یک فرد است. ممکن است چیزی که به ارث می برد خاک و زمین باشد و یا ممکن است یک خصلت خوب یا بد باشد. در واقع آن اصل وراثت و درگیری که بر سر اصل وراثت ژنتیکی و یا وراثتی که از طریق زمین و پول و ثروت است، دعوای بین دو برادر و این پروسه ای که باعث می شود کاراکتر ما در جستجوی این وراثت، به گذشته اش برگردد و سپس به خودشناسی اش برسد. درست است که کمی پیچیده است، ولی دغدغه اصلی من بود.
 فکر می کنید مسئله وراثت را توانسته اید به خوبی به مخاطب منتقل کنید؟
-البته این مسئله زیر لایه های پیچیده ای در فیلم قرار دارد، چون در لایه اول شما با بحث انتقام روبرو هستید. یک نفر می خواهد به خاطر برادرش انتقام بگیرد که کشته شده، اما اینکه چرا این آدم به زادگاهش برمی گردد، به نظر می رسد دغدغه اصلی، زمین بوده است، اما بعدتر، آن خشم و خشونتی که در خانواده و پدر آنها و به نحوی در خون آنها وجود داشته و این خشونتی که در خونشان است کم کم او را به سمت تبدیل شدن به پدرش می برد، شاید چیزی باشد که مخاطب مستقیم با آن روبرو نشود. اما بعد از چند لایه فکر کردن شاید بتواند به آن برسد.
 چه شد که باز هم از بهزاد دورانی به عنوان بازیگر استفاده کردید؟
-بهزاد بازیگر بسیار خوب و توانمندی است و شاید بتوان گفت که به نوعی نقش را بر اساس او نوشتم، چون به نظرم بازیگرانی نظیر او و در این سن و سال کم داریم که چهره شان برای این جهان از سینما خوب باشد. چهره ای که نه تلویزیونی شده و نه در انواع نقش ها تکرار شده باشند، او چهره ای دست نخورده و بکر دارد و بازیگر خوبی است.
 خودتان تمایل داشتید که از چهره ای استفاده کنید که برای مخاطب تکراری نشده باشد؟
-همین طور است. از طرفی هم شرایط تولید ما شرایطی نیست که هر بازیگر مشهور و سلبریتی ای بتواند تحمل کند. به هر حال ما فیلمسازانی مستقل با امکانات بسیار کم هستیم که در شرایط بسیار سخت با عشق به فیلمسازی کار می کنیم. این شرایط را سلبریتی ها سخت تر می توانند قبول کنند.
 یکی از نقدهایی که به این فیلم می شود استفاده از دوربین روی دست و کلوزآپ های زیاد است. در این خصوص چه نظری دارید؟  
-این نقد برای کسی که وارد جهان فیلم نشود واقعا پذیرفتنی است. نمی دانم این موضوع تا چه حد می تواند برای مخاطب مسئله شود، اما برای خود من از این قرار بوده که ما قرار است فیلمی ببینیم تا ما را وارد فضای مالیخولیایی و جادویی – نمی گویم سوررئال- کند. این برای من دغدغه بود. با توجه به اینکه این موضوع را قبلا در فیلم کوتاه «قمارباز» تجربه کرده بودم به نظرم جواب داده بود، لذا در این فیلم هم به همان شکل پیش رفتم. اینکه ما برای اینکه یک جهان غیرواقعی را نشان دهیم، آن را تشدید کنیم، اتفاقا دوربین ما همانند یک دوربین فیلم مستند باید حرکت کند و اگر مثلا قرار است صداگذاری شود، صداگذاری عجیب و غریبی نداشته باشیم. باید همه چیز همانند فیلم مستند عینی و واقعی باشد، اما از طرفی وارد جهان جادویی شویم. در مورد آن کلوزآپ های خیلی نزدیک هم باید بگویم به نظرم صورت بهزاد دورانی آن پتانسیل های لازم را دارد که بتوانیم به آن نزدیک شویم. همچنین کلوزآپ های ما از جایی شروع می شود که دیگر مسئله انتقام چندان مهم نیست. شاید خودشناسی آن کاراکتر باشد که اهمیت پیدا می کند و ما به کاراکتر نزدیک تر می شویم.
 چه سختی هایی برای ساخت این فیلم داشتید؟
-بالاخره این گونه فیلمسازی سختی ها و لذت هایی دارد. لذت آن این است که چندان درگیر صلاحدید ها و مصلحت اندیشی هایی که سینمای بدنه درگیر آن است، نیستید و آزادانه به ذات خلق دل می بندید. همچنین بودن در کنار کسانی مثل مهدی رشیدی به عنوان تهیه کننده کنار این فیلم لذت بخش بود. هر چقدر بودجه به نسبت سینمای بدنه کم باشد، اما می بینید که چیزی به شما فرمایش نمی شود. نوعی جنون سینما در کار است که شما درگیرش خواهید شد. ولی از طرفی وقتی امکانات کم است و وقتی نمی توانیم ایده آل ها را به خاطر بودجه اجرا کنیم شاید بزرگ ترین ناراحتی و سختی برای ما زمانی باشد که احساس کنیم نمی توانیم به خاطر محدودیت ها، ایده آل هایمان را اجرا کنیم.
 یکی از مشکلاتی که اکثر بچه های فیلم کوتاه برای ساختن فیلم بلند با آن مواجه هستند، پیدا کردن تهیه کننده است. شما که مخاطبتان عام نیست چطور توانستید برای فیلمی که برای دل خودتان ساخته اید تهیه کننده داشته باشید؟
-کافی است که بخواهیم. فیلمسازی که فیلم کوتاه برایش پله ای برای فیلم بلند نیست و از ساختن فیلم کوتاه به عنوان یک نوعی از سینما لذت کافی می برد، فیلم بلندش را می تواند با همان نگاهی که فیلم کوتاه را تولید کرد، بسازد. ولی اگر کسی نظرش درباره فیلم بلند این است که یک شبه تبدیل به کارگردان سلبریتی شود که چندین سیمرغ می برد و مخاطبان برای فیلمش صف ببندند، بسیار سخت است. هر چند کسانی بوده اند که این اتفاق برایشان افتاده است. به نظرم کسی که فیلم کوتاه برایش سینماست و فیلم بلند برایش تنها شکل دیگری است و حادثه ای بزرگ نیست، می تواند بسازد.
 چطور تهیه کننده با شما همراه بود؟
-تهیه کننده فیلم من کسی بود که پیش از این با هم دوست بودیم و برخی فیلم های کوتاه من «قمارباز» و «دختری در میان اتاق» را نیز تهیه کرده است. برای ساخت این فیلم قدممان را کمی بزرگ تر برداشتیم.
 همان طور که اشاره کردید، پیش از این فیلم های کوتاه زیادی داشتید که برخی از آنها هم در جشنواره ها مورد استقبال قرار گرفته بودند. هنوز هم می خواهید فیلم کوتاه را ادامه بدهید یا از این به بعد می خواهید فیلم بلند بسازید؟
-اگر جهان فیلم کوتاه، ما (من و تهیه کننده ام) را طرد نکند، ما آن را طرد نمی کنیم. یکی از برنامه های من در سال آینده این است اول سال بتوانم یک فیلم بلند و در پایان سال یک فیلم کوتاه بسازم. من خودم را زاییده شده از فیلم کوتاه می دانم و فیلم کوتاه برایم سینما و جهان لذت بخشی است ،ولی خود فیلم کوتاه اساسا طوری است که شما را طرد می کند. وقتی فیلم بلند می سازید،حتی اگر فیلمتان هم خوب باشد، به عنوان کسی که فیلم بلند ساخته اید، وظیفه دارید فیلم کوتاه خوبی هم داشته باشید و یا در سنجش آثار شما این را در نظر می گیرند که چون شما یک فیلم بلند ساخته اید، دلیلی ندارد که در فستیوال ها اتفاق ویژه ای برایتان بیفتد. از طرفی فیلم بلند سازان و تهیه کنندگان هم شما را چون فیلم کوتاه می سازید، چندان جدی نمی گیرند. عده ای حق دارند بعد از اینکه وارد جهان فیلم بلند می شوند، دیگر به فیلم کوتاه برنمی گردند. ولی من برنامه ام این است که در هر دو بخش حضور داشته باشم.
 اکنون که وارد ساخت سینمای بلند شده اید، فکر می کنید سینمای بلند با چه مشکلاتی روبروست؟
-دو مشکل اصلی دارد. یکی مسائلی است که از خارج جهان سینما وارد آن می شود، مثل سانسور یا ملاحظاتی که اداره ارشاد فیلمساز را مجبور به رعایت مواردی می کند. بخش بزرگی از مشکل این است که همه ریشه های فیلمسازی به نوعی به دولت ربط دارند. مشکل دیگر از جهان خود سینما شکل می گیرد؛ شما به سراغ یک بازیگر می روید و می بینید چقدر این بازیگران می توانند فیلتری برای انجام کار شما باشند، سراغ عوامل دیگر هم که می روید می بینید مافیا در جهان خود سینما شکل گرفته است. در دورن خودشان هم ممکن است کسی مانع انجام کار کس دیگری شود. می بیند در انتخاب یک بازیگر تا زمانی که بخواهد آن بازیگر برای شما بازی کند چقدر تبصره وجود دارد. حتی یک مدیر تولید حرفه ای چقدر با خود مسائل پیچیده ای دارد. فکر می کنم هم از بیرون و هم از درون سینما با مشکلات روبرو هستیم، ولی در جهان فیلم کوتاه کمتر با چنین چیزی روبرو هستیم. چون پول کمتری در آن رد و بدل می شود، خود بچه ها با عشق آن را انجام می دهند. از طرفی هم سیستم آنقدر فیلم کوتاه را بی ارزش می داند که کمتر در آن دخل و تصرف می کند.
 در این یک ماه بازخوردها چطور بوده؟ از فروش فیلم راضی هستید؟
-با در نظر گرفتن آلودگی هوا و زلزله و اعتراضات خیابانی و… و اینکه سینمای هنر و تجربه سینمای پرمخاطبی نیست، فروش برای ما راضی کننده بوده است. متوسط رو به خوب بوده ایم.
 اگر فکر می کنید نکته ای باقی مانده بفرمایید.
-فیلم های مثل «کله سرخ» که با عشق به سینما تولید می شوند و لزوما فیلم های کاملی هم نیستند، با انگیزه هایی ساخته شده اند که شاید بعدها معنی خود را پیدا کنند. این فیلم ها بچه ها و یا توسری خورهای سینمای بدنه نیستند. بلکه خودشان به شکل مستقل سینمای مربوط به خودشان هستند و باید به این شکل به رسمیت شناخته شوند. این موضوع باعث شده نه هنر و تجربه خودش را جدی بگیرد و نه فیلمسازانی مثل من. فکر می کنند تا کرور کرور آدم به سالن ها نرود و یا فیلم پرفروش عامه پسند نسازید انگار وارد سینما نشده اید. می خواهم بگویم کسانی که این گونه فیلم می سازند باید بپذیرند اگر ۱۰ تماشاگر هم داشته باشند، به هر حال سینما دارند و این سینماست. هر چند یکی از دغدغه های هنر و تجربه از ابتدا این بوده فیلم هایی که مهجورند و یا در سینمای بدنه جایگاهی ندارند، اما نگاه ویژه ای دارند و فیلم های قابل اعتنایی دارند، فارغ از این که چقدر پول برمی گردانند به نمایش درآیند. چون فیلمی که در هنر و تجربه اکران می شود، قرار نیست پول برگرداند. قرار است رسالت فرهنگی خودش را بجا بیاورد و این بسیار ارزشمند است، ولی متاسفانه خود هنر و تجربه هم آنقدر که باید خودش را باور ندارد.
 فیلم دیگری در دست ساخت دارید؟
-هنوز جزئیاتش معلوم نیست، ولی امیدوارم در اوایل سال آینده بتوانم فیلمی بسازم.

(بازدید: 60)

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *