گلایه از برخورد خودسرانه ماموران شهرداری

برزو نیک نژاد نویسنده و کارگردان سینما و تلویزیون طی یادداشتی که برای بانی فیلم ارسال کرده، از برخورد غیردوستانه و خشن یکی از ماموران سد معبر گلایه داشته که در نیمه های شب در روند کار او برای ساخت یک سریال اخلال ایجاد کرده است. برخورد خودسرانه این ماموران در حالی رخ داده که گروه تولید با مجوز نیروی انتظامی مشغول تصویربرداری سریال «پنچری» بوده اند. حال آنکه لازم است همه ارگان ها ، نهادها و سازمان ها و به ویژه کارکنانشان به مجوزهای قانونی این چنینی توجه کافی داشته باشند تا شاهد بروز اینطور اتفاقات در آینده نباشیم.
یادداشت این کارگردان را در ادامه می خوانید:
سریال سازی، سخت تر از کار در سینما!
همه کارهای دنیا پُر زحمت است، کلاً نان حلال در آوردن سخت است،چه کارگر باشی چه مدیر،چه فیلمسازباشی چه مامور شهرداری.
یکی از کارهای سخت جهان که ثابت شده است را فیلم سازی می دانند. با تمام احترام به سینما، گاهی سریال سازی سخت تر نیز هست،وقتی قرار است روزانه سعی کنی تا دقایقی که تعهد کرده ای، به تصویر بکشی. آن هم در ماراتن زمانی و تلاش کنی تا حد امکان شرمنده چشمهایی که لطف میکنند و با مهربانی کارت را از تلویزیون به تماشا مینشینند نشوی.
حال سخت تر و سخت تر است، پس از ١٢ساعت کار و تلاش، ساعت ٣ بامداد ، وقتی گروه دیگر رمقی ندارد، شخصی که مامور شهرداری است، بیسیم بدست بیاید و بگوید (سدمعبر) کرده ای. آقای محترم سدمعبر جرم است و نسبت دادنش به هر شخصی تهمت.
برای من بعد از ٢ دهه دستیاری و پنج- شش سالی که مستقل در حال ساخت هستم، اولین بار بود که فهمیدم در هنگام فیلمبرداری، ماموران شهرداری میتوانند مرا و هر گروه فیلمسازی را متهم به سدمعبر کنند. فهمیدم مجرمم! فهمیدم که مامور شهرداری ساعت ٣ بامداد میتواند در ۶ کلمه سدمعبر را برایم معنی کند، زیرا گفتم : برای مدتی کنار خیابان دوربین گذاشتن جهت فیلمبرداری با مجوز نیروی انتظامی بدون آنکه راه را ببندی طبق تجربه من، سدمعبر نیست و ایشان فرمودند: سدمعبر یعنی سد کردن معبر و قول داد فردا اگر دوربین در خیابان بگذاریم، ما را به همین جرم یعنی سدمعبر جمع کند.
ساعت ٣ بامداد بساط همان دستفروشی که پخش زمین شد مقابل چشمم آمد و گذشت،دلم بیشتر به حالش سوخت. به حال خودم سوخت، به حال گروهم سوخت. حتی به حال تهیه کننده ای که مسئول همه گروه است.
هر اداره و شرکتی،نگهبانی دارد. هر بخشی منشی دارد و تا او هماهنگ نکند کسی داخل نمیرود. جناب آقایِ مامورِ سدمعبر! اقتضای شغل ما آوارگیست،ولی گمان نمیکردم اینقدر بی ارزش باشیم که وسط صحنه کارمان بیایی و کارمان را سد کنی.
میدانم وقتی ساعت برای ما ٣ بامداد است ، ساعتِ شما هم، همان را نشان میدهد، شما هم خسته نباشید ولی شما وقتی آمدید که ما ١۴ ساعت پیش خانه هایمان را برای فیلمبرداری در گوشه و کنار خیابانهایی که شما نامش را سدمعبر میگذارید، ترک کرده بودیم. دزد را هم این ساعت بگیرید خستگی به تنش میماند، ما خوب یا بد،سریال سازیم.
من شاید کمتر ولی مانند تمام عوامل و دست اندرکارانِ گروههای فیلمسازی خیلی چیزها را تجربه کردم، گاهی ابتدایی ترین چیز یعنی جایی برای دستشویی رفتن نبود، کنار آمدم ولی دلم درد نیامد،گاهی فحش شنیدم و دلم درد نیامد،بدلیل نداشتن مکان خاص وتصویربرداری در خیابان که به نظر شما سدمعبر است کتک خوردم و دلم درد نیامد، ولی آقای مامور سدمعبر اینبار که به حکم شما مجرم شدم،دلم درد آمد، آنقدر که در ساعت ۵/۴٨ دقیقه بامداد که شاید شما خواب باشید،خواب به چشمانم نمی آید، شما خواب مرا سد کرده ایی،این هم درد دارد و این درد حالا حالاها یادم نخواهد رفت.
برزو نیک نژاد/ کارگردان/ سد کننده معبر

نظرات 1
  1. جناب نیک نژاد وقتی به مامورهای پلیس ساختمانی میگویند اگر در ساختمانی که متخلف است وحتی زن و بچه در آن است..وآنها از آن ساختمان خارج نمیشوند..با همان وضعیت ساختمان را خراب کنید ،دیگر چه توقعی از یک مامور سد معبر دارین…البته این برمیگردد به ریاست اصلی ،یعنی شهردار …که بجای فکر کردن بامور شهر بفکر کارهای دیگری هستند..ومن ا….التوفیق…دروغ چرا تا قبر …آ…آ…آ…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *