یادداشت رسیده

گلایه از تبلیغات منفی درباره «داش ‌آکل»

محمد عرب

۱: قصه‌ای که منصور براهیمی با برداشتی آزاد از «داش‌آکل» صادق هدایت نوشته و با توجه به رَوایت فیلمنامه از یک مقطع خاصِ تاریخِ ایران، جزو آثار قصه‌گو و قهرمان‌ محور بوده که با ساخت آن سنتِ جوانمردی و شجاعت ایرانیان به تصویر کشیده ‌شده و همذات پنداری خوبی با مخاطب ایجاد کرده است.
۲: پرداختن به قصه جوانمردی ایرانیان هیچوقت تکراری نیست و هر چقدر از این قبیل قصه‌ها تعریف شود باز هم کم است. درست مثل این است که بگوییم دَم و بازدَم برای حیات انسان تکرای است. جوانمردی انسان‌های سرزمین ما ایران، چه در زنان و چه در مردان همواره برقرار است و پرداختن به آن در آثار هنری بسیار کم است.
۳: سعی کردم فیلمی با قصه جوانمردی با ساختاری به دور از لُمپن‌مآبی، لات‌بازی و بَدمَستی بسازم. فیلمی که قهرمانش پهلوان، لوطی، بامعرفت و امین مردم باشد و شرف و جوانمردی و اخلاق را به دور از قُلدری دنبال کند. فیلمی که برخلاف نگرش جاهل‌ها و لات‌ها زن را قرین عزت و شرف بداند و شخصیت زن اصلی آن منفعل نباشد.
۴: کسانی که «داش‌آکل» را ندیدند با هدایت دیگران و تصورات غلط و تعصبات به سینمای آن دوران قبل از انقلاب، این باور را ندارند که از یک اثر ادبی می‌شود برداشت‌های متعدد و متنوع ایجاد کرد و متأسفانه این کار در کشور ما مرسوم نیست و بعضی‌ها نمی‌خواهند آثار ادبی ما بازخوانی شود و فقط به دنبال اقتباس‌های صدباره‌ از چند آثار خارجی هستند. از روز اول اکران با سکوت رسانه‌ها و صدای بلند مخالفان مواجه هستیم که با نگاه‌ نو به یک اثر ادبی ارزشمند متعصبانه و متأسفانه مخالفند و برای فیلمی که در گذشته با اقتباسی دیگر از اثر «هدایت» با دو عنصر جنسیت و رقص ساخته شده، مردم را با تبلیغات منفی و هدایت‌های غلط از دیدن نجابت‌های قهرمانان آنان محروم می‌کنند. مثلاً در روزنامه «هفت صبح» که مربوط به اصولگرایان است با تیتر درشت با این عنوان: (برای تماشای یک میراث نابود شده پول ندهید) چرا که این فیلم نوستالژی مردم را از بین برده، مردم را از دیدن فیلم باز می‌دارند. حال دوستان چگونه تفکرات لاتی، لُمپن‌مآبی، با قداره به دنبال ناموس مردم رفتن و… را به جای منش‌های پهلوانی، نوستالژی می‌دانند؟
۵: ساختار سینمایی اثر با عوامل حرفه‌ای سینما که تمام تلاش خود را به کار بسته‌اند تا تصویری مناسب از فضا و دنیای فیلمنامه ارایه دهند و فیلمی تأثیرگذار و به‌یادماندنی برای مخاطبان و دوستداران سنت فتوت و جوانمردی را در سینما فراهم کنند. در ضمن تمامی بازیگران این فیلم که از سه نسلِ سینمای ایران تشکیل شده‌اند با گریم‌ها و ظاهری متفاوت، بازیِ منحصر به فردی در مدیوم سینما در فیلم داشته‌اند و همین امر فضای فیلم را به طور کلی تحت تأثیر قرار داده است.
ناگفته نماند که حسین یاری در نقش آفرینی نقش «داش‌آکل» چقدر موفق بوده و برخورد با عشق و آتش را چگونه به نمایش گذاشته است.
هلیا امامی نیز در نقش آفرینی «مرجان» که نقش اصلی فیلم است به خوبی از پس نقش برآمده و با بازی درخشانش دختران ما را به جوانمردی دعوت می‌کند.
۶: اما مخالفان به تصویر کشیدنِ فرهنگ جوانمردی، طبل و دُهل به دست گرفتند و فضای مجازی را همان با کلمات زشت و رکیک فرهنگ خودشان علیه فیلم مسموم کرده‌اند، چرا که نگاه دوباره به یک اثر ادبی در کشور را گناه می‌دانند و خیلی‌ها در همکاری با ما، با رودربایستی و محافظه‌کاری و یا عدم همکاری مواجه بودند و هستند و بعضی‌ از همکاران، از ترس هجمه‌ها گوشه گیری و سکوت را انتخاب کرده‌اند.
۷: اگر از استعداد، توانایی و شور و شوق مهران غفوریان در نقش جدی بهره‌مند نشویم در واقع یک امکان مناسب را از سینمای ایران سَلب کرده‌ایم. اینکه بگذاریم بازیگران فقط در یک ژانر بمانند هم ظلم در حقِ آنان است و هم اینکه این امکان را برای سینما و تماشاگران ایجاد نکرده‌ایم. بروید فیلم را ببینید که مهران غفوریان چه بازی متفاوتی در این نقش ارایه کرده و دیگر بازیگران فیلم نیز چقدر زیبا و مناسب نقش آفرینی کردند.
۸: برای دیده شدن فیلم، به زمان بیشتر و مناسب تر و همینطور اطلاع رسانی و تبلیغات نیاز هست که متأسفانه تلویزیون به خاطر اسم فیلم که گفته‌اند طاغوتی است فقط ۶۵ تیزر سراسری به فیلم اختصاص داده‌اند که در مقابل اختصاص تیزر حمایتی و رایگان به دیگر فیلم‌ها نقطه‌ای است در قبال نوشته‌های یک کتاب. هر چه تلاش کردیم فیلم بدون تیزر در حال اکران است.
۹: «فتوت و جوانمردی آمیخته به عشق»، در خون ایرانیان هست و همواره قصه‌های این چنینی اگر بگذارند، مورد علاقه ما ایرانیان بوده و هست.
۱۰: «داش‌آکل» نام شخصیت اصلی در قصه است که برایم یک قهرمان و پهلوان ملی است و الگوسازی این شخصیت برایم بسیار مهم است.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *