درباره برنامه ای تلویزیونی با اجرای سروش صحت

«کتاب باز»،آرامش در هیاهوی دیگران

هادی داداشی
در میانه رویکردهای عصبی شبکه های تلویزیون ما به رویدادها و زندگی پرچالش و عصبی امروز، برنامه های آرامش دهنده حکم اکسیژن را خالص دارند. وقتی شبکه سه ذهن را به استقرار موقعیتی جنگی در کشور سوق می دهد، شبکه یک با اولویت مسائل سیاسی و ملی رسمی و عبوس به نظر می رسد و برنامه سازان دیگر شبکه ها هم اغلب عصاقورت داده و خشک عمل می کنند، «کتاب باز» در شبکه نسیم یک موقعیت مغتنم است. برنامه ای با طمانینه و اتمسفری سرشار از انرژی های مثبت که گویی امواج آن از چارچوب و قاب تلویزیون به فضای خانه منتقل می شود.
سروش صحت و پیش از او امیرحسین صدیق گزینه های درستی برای اجرای این برنامه هستند. صحت شخصیت آرامی دارد که با چاشنی طنز شیرین و غیربرخورنده ای آغشته شده. چون با او کار کرده ام، دیده ام در بحرانها و تنگناها هم این پوزیشن خود را حفظ می کند و اصولا اهل جدال و جنجال نیست. در روابطش سری که درد نمی کند را دستمال نمی بندد. او حتی در مواجهه با منتقدان و نقدهای افراطی هم صمیمیت رندانه ای به خرج می دهد تا شاید منتهی به نرمش طرف مقابل شود. سیاستی که شاید بتوان نامش را ملاحظه کاری یا مصلحت اندیشی در مناسبات اجتماعی گذاشت، اما بی شک معتقدم چنین رویه ای بشدت نیاز زمانه پر استرس و کلافه کننده امروز است. این جور نگاه به اطرافیان، زندگی و کار، از عهده خیلی از ما برنمی آید و یا برایش آموزش ندیده ایم. صحت این طور آدم است و حالا همین نگاهش را که در نوشته ها و ساخته هایش هم رد آن قابل لمس است، در برنامه «کتاب باز» شبکه نسیم جاری کرده است.
او در برنامه اش شوخی های بجا دارد؛مثل بخشهایی از مصاحبه اش با گلاره عباسی و درک اینکه والدین او هم جزو کتابخوانهای حرفه ای هستند. مصاحبه را به سمت حوزه مورد علاقه و تمرکز برنامه می برد؛ مثل زمانی که سالار عقیلی به استودیوی «کتاب باز» آمد و با وجود حضور پررنگ او در برنامه های تلویزیونی، صحت سوالاتی با غلبه بحث کتاب و کتابخوانی از او پرسید و موسیقی را به عنوان شاخصه اصلی مهمانش در اولویت بعدی قرار داد تا حرف تکراری نشنویم. اظهار فضل و دانایی نمایی بیخود ندارد؛ مثل وقتی که مهدی کرم پور چند فکت در صحبتهایش آورد که احتمالا صحت درباره شان نشنیده بود، ولی جوری نشان نداد که شنیده! اصولا در برخورد با سایر مهمانان هم خودش را یک همه چیز دان وانمود نمی کند. نیازی به دیده شدن بیشتر از مهمان ندارد و طبعا بر خلاف خیلی از مجریان فعلی، تلاشی هم برای این کار نمی کند.
صحت حتی شوخی های محترمانه و بامزه دوستانه ای که در عالم رفاقت دارد را به جریان برنامه هم تسری داده. نه مثل برخی از این مجریان غوره نشده ای که می خواهند مویز شوند و در این مسیر نوع پوشش مهمانشان یا احوالات شخصی او را هم به سخره می گیرند.
ضمن اینکه تمام اینها در حالی رعایت می شود که او اصلا ادعای اجرا ندارد و از قضا، نویسنده و سپس کارگردان بهتری است تا یک مجری. با این وصف او، بر خلاف پیشینه کمدی اش، «کتاب باز» را تبدیل به یکی از آن مسخره بازی های بی نمک تازه تلویزیون نمی کند و در عین حال برنامه اش در دوره ارجحیت ریتم تند و زندگی شتاب آلود امروز، ملیح و جذاب است. بویژه می داند برنامه ای را هدایت می کند که به عنصر گمشده روزمره ما، این کتاب نازنین می پردازد و حواس ما را بدون شعار و اجبار،لحظاتی به سمت کتابخانه های ساکت و فکور احتمالی مان جلب می کند.
جایی خواندم استفن کینگ گفته:«کتاب‌ها بهترین سرگرمی هستند، مابین اونا تبلیغات پخش نمی‌شه، نیاز به باطری ندارن و در قبال هر دلار پرداخت شده ساعت‌ها سرگرمی برای مخاطبان ایجاد می‌کنن.چیزی که من رو متعجب می‌کنه اینه که چرا آدم‌ها یه کتاب برای پر کردن وقت‌های مرده‌ای که در زندگی روزمره غیر قابل اجتناب هستن بر نمی‌دارن»!
«کتاب باز» با همه خصوصیات از آن هدیه تجسمی نوآورانه اش به مهمانان و دکور نوستالژیک گرمش تا عکس دو نفره فوری، به نظرم به گسترش این تفکر خیال انگیز و لطیف کمک شایانی می کند.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *