به بهانه اكران فيلم حسين شهابي در روز اول جشنواره

«آزاد ، به قید شرط» قصه ای برای یک اشتباه

مجتبی احمدی

در حالی روز اول جشنواره در کاخ ( برج میلاد) به آخرین سانسش در حوالی ساعت ۲۳ رسید که اهالی سینما در انتظار یک اتفاق بودند، چرا که به سرعت در کاخ جشنواره  پیچید که فیلم حسین شهابی می تواند حرف هایی برای گفتن داشته باشد.

 

***

 

 

حسین شهابی پیش از این با ساخت فیلم روز روشن نشان داده بود علاقه مند یک رئالیسم  محسوس در فیلمسازی است و این به شدت منطقی بود که در راس بازیگرانش حضور امیر جعفری را ببینیم.کیوان کمالی به بیست سال حبس محکوم شده و بعد از تحمل ده سال حبس بطور مشروط از زندان آزاد می‌شود. پرهیز از وقوع هرگونه تخلف و جرم و نزاع و درگیری بزرگترین چالش پیش روی کیوان کمالی در مواجهه با جامعه لجام گسیخته است.

قصه فیلم بکر نیست اما نوع پرداخت و زاویه روایت قصه میتواند متفاوت باشد.

فیلم استارت خوبی دارد و در قدم اول مخاطب را درگیر شخصیت اصلی فیلم کیوان کمالی ( با بازی امیر جعفری ) میکند به سرعت روابط میان شخصیت ها و متریال مورد نیاز برای راه افتادن قصه در اختیار تماشاگر قرار میگیرد و مشخصا در دستور کار سازنده این مساله قرار دارد که کاراکترها تعریف درستی داشته باشند و بر همان مبنا اتفاقات و حوادث  شکل بگیرد.

اگرچه اصولا فیلم در قدم اول  حادثه ای ندارد اما ذات قصه و نوع پیشرفت داستان  پتانسل هرگونه اتفاق را با خود به همراه دارد. کیوان کمالی با خروج از زندان درگیر چند قصه موازی از جمله  زندگی خودش، دخترش و دختری که از سوی دوستی در زندان امانتی برای او دارد می شود همه این موارد ، توقع را ایجاد میکند که قصه های در هم تنیده ضرباهنگی سریع تر برای یک روایت محوری داشته باشند ، فرمولی که در تمپو و ریتم درونی شخصیت اصلی به خوبی جانمایی شده و مشخصا کارگردان از امیر جعفری خواسته که این التهاب را در بطن بازی اش حفظ کند.

اما ریتم کند در این راستا به فیلم و سرعت همراه کردن مخاطب  با خود لطمه زده است که قطعا بعد از جشنواره میتواند با مونتاژی مجدد این ریتم را به جان فیلمش تزریق کند.

(مرسوم است که بسیاری از فیلم ها در اولین اکران هاو نسخه های جشنواره با این ویژگی مواجه هستند که در اکران عمومی اصولا این مساله با وسواس بیشتری از سوی سازندگان مورد توجه قرار میگیرد) فیلم شهابی کاراکترها را خوب تعریف میکند، جای شان را در قصه به خوبی منعکس می کند . زن سابق کمالی با بازی شقایق فراهانی  و همسرش با بازی شکرخداگودرزی قصه ایی مجزا دارند که در فرصتی موجز به خوبی سازنده به آنها سرک می کشد و در داستان شخصیت اصلی آنرا جای می دهد اما شخصیت دختر ( لیلا اوتادی) و تاثیری که قرار است با ورود به خانه کمالی و تاثیرش بر ماجرای او و شوهر همسر سابقش بگذارد جای حرف دارد.( در واقع از تعریفی که شهابی از دختر «لیلا اوتادی» در سکانس اول می دهد میتواند حامل اتفاقاتی جذاب تر و موثرتر باشد که به نظر رها می شود تا سکانس پایانی که به مخاطب سپرده می شود.

فیلم  نقدی  بر اوضاع اقتصادی کارگاه های کوچک داخلی در رقابت با برند های تجاری و وارداتی دارد که زمینه اختلاف دختر کمالی و داماد او با بازی امیر دلاوری  هم هست که به نظر فکورانه دیده شده است جالب است که این نقد اجتماعی در روند داستان هرگز رها نمی شود و تا بیکاری کارکنان کارگاه ادامه پیدا میکند.

نکته دیگر اینکه شخصیت  اول قصه  در فیلم «آزاد به قید شرط» قطعا میتواند با شرط ایجاد شده برای خروجش از زندان چالش بیشتری داشته باشد که این مساله به دو سوم پایانی فیلم سپرده شده است در واقع زمان های طلایی فیلم که میتواند حاوی  قلاب های دوم و سوم قصه باشند به چند پلان و اتفاق تکراری اختصاص داده شده است که قاعدتا کارگردان که خود نویسنده فیلم نیز هست با طراحی آن به دنبال نمایش استیصال فراوان  در کاراکتر اول قصه اش بوده است که تا حدودی میتوان گفت تفکر پشت این تصمیم نگاهی صحیح است به شرط آنکه حوصله مخاطب نیز مد نظر باشد.

فیلم حسین شهابی دارای چند سکانس بازی خوب و درخشان از تمام بازیگرانش است.  کارگردان در مقابل امیر جعفری از حضور بازیگری جوان  (دیبا زاهدی ) سود برده و مشخصا با هدایت خوب این بازیگر توانسته پارتنر جعفری را برای پاسکاری های مورد نیاز این پدر و دختر فراهم کند.

به رغم لحن ، شخصیت پردازی  و حتی گریم شکر خداگودرزی ( شوهر همسر سابق کمالی) که هدفمند به دنبال نمایش یک قشر  خاص و البته نه کمیاب است و گودرزی از پس آن انصافا برآمده است ،اکثر بازی ها در فیلم  یک زندگی قابل باور را همراه خود دارند  و البته در راس آن امیر جعفری چند سکانس درخشان و قابل بحث در فیلم دارد. او خوب میداند که شخصیت کیوان را باید در نگرانی صِرف  نشان دهد تا بازی اش درآید به همین دلیل در تمام لحظات میمیک غالب خود را از یک دلشوره نهان برگرفته از قصه دخترش که خودش در آن موثر بوده ، ماجرای زنی که او را دوست داشته  و اشتباه خودش حفظ کرده است.

در کل فیلم شهابی نمره بهتری میگرفت اگراز ریتم و ضرباهنگ بهتری برخوردار بود و البته اگر فینالی خاص تر از این،  برای جمع کردن قصه محوری فیلم و تمام خرده  قصه هایش در نظر میگرفت. یادمان نرود شهابی فارغ االتحصیل موسیقی است و میتوان از او توقع داشت که به ریتم را در اثرش سر و شکلی دهد تا این فیلم جذاب تر از قبل اکران عمومی شود.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *