آنچه کریم اکبری‌مبارکه بعد از ۴۰ سال معلمی به ما آموخت

منوچهر اکبرلو*
زنده‌نام کریم اکبری‌مبارکه در دوره‌های مختلف فعالیت هنری رفت‌وبرگشت‌هایی به تئاتر کودک و نوجوان داشت؛ از جمله مجموعه «تئاتر نوجوان» از او که در دهه ۶۰ تولید و پخش شد. مجموعه‌ای با نویسندگی محمد چرم‌شیر و کارگردانی وی که باعث شد نوجوانان حاضر در آن گروه، گرایش‌های مختلف هنری پیدا کنند همچنین موجب علاقه بسیاری دانش‌آموزان نوجوان به هنر نمایش شد.
درحال حاضر که چند دهه از آن مجموعه می‌گذرد هنوز شاهدیم بسیاری نوجوانانی دهه ۶۰ که وارد عرصه تئاتر شدند علاقه اولیه خود را با تئاتر از مجموعه تئاتر نوجوانان کریم اکبری‌مبارکه می‌دانند. امروزه شیوه کارگردانی او در این مجموعه نسبت به زمان خودش بسیار مدرن تلقی می‌شود. به این‌گونه که شگردهای بازی در بازی – به عنوان شیوه کارگردانی اکبری‌مبارکه در تولید آن مجموعه تلویزیونی – را ما در واقع در سال‌ها و دهه‌های بعد در تئاتر خود و به‌ویژه تئاتر دانش‌آموزی و نوجوانان می‌بینیم.

برای منِ منوچهر اکبرلو که از دهه ۶۰ و از آغاز انقلاب اسلامی در تئاتر دانش آموزی فعالیت داشته و دارم، می شود گفت شاید اولین بار بود که شیوه کارگردانی بازی در بازی و بی‌نیازی از تغییر دکور و تغییر مکان به شیوه روایت در روایت را در این مجموعه دیدم. شیوه‌ای که بعد از او به عنصر و شگرد رایج کارگردانی در تئاتر دانش‌آموزی تبدیل شد.

نکته بعدی به علاقه شخصی زنده‌نام کریم اکبری‌مبارکه بارها در مصاحبه و گفت‌وگوهای تخصصی و دوستانه به آن اشاره کرده بازمی‌گردد، یعنی دنیای تئاتر کودک و نوجوان. در بسیاری جشنواره‌های تئاتر کودک و نوجوان به عنوان بازبین یا داور حضور داشت، درحالی‌که به نسبت کمتر تمایل داشت در عرصه تئاتر بزرگسال و حرفه‌ای داوری یا قضاوت کند. در بسیاری هیئت‌های داوری و بازبینی افتخار داشتم در کنار او بودم.

آنچه بیش از همه برای او اهمیت داشت پاکی مضمون و مفهوم بود. او معتقد بود وقتی ما به عنوان بزرگسال در حوزه تئاتر کودک و نوجوان کار می‌کنیم باید در مقام کارگردان و نویسنده، ذهنیتی پاک داشته باشیم تا بتوانیم برای کودکان و نوجوانان بنویسیم یا اثری را به صحنه بیاوریم.

معتقد بود اگر در دنیای بزرگسال اجازه داریم به هر مفهوم یا مضمونی بپردازیم فرض‌مان بر آن است که مخاطب بزرگسال عقل کمال یافته‌ای دارد، بالغ است و خود می‌تواند تشخیص دهد آیا مضمونی که به او ارائه داده می‌شود درست است یا غلط. اما در نقطه مقابل معتقد بود کودکان و نوجوانان و به‌ویژه کودکان، هنوز این بلوغ فکری را پیدا نکرده‌اند، بنابراین همیشه اظهار نگرانی می‌کرد نکند با اجرای نمایش و متنی، درواقع حرفی که نباید برای بچه‌ها زده شود مطرح شود.

عنصر مهم دیگری که می‌دیدم در گفت‌وگو با کارگردانان جوان بسیار به آن تاکید می‌ورزید آن بود که اخلاق حرفه‌ای و در راس آن، تعهد کاری را همواره هنرمندان فعال در عرصه تئاتر باید مدنظر داشته باشند. در رعایت این امر در صف نخست قرار داشت. بسیار درباره او شنیدم ککه قبل از حضور تمام عوامل تنها کسی بود که حتی قبل از کارگردان در محل تمرین آماده ‌بود. این را هم کارگردانان جوان و هم کارگردانان حرفه‌ای و شناخته‌شده کشورمان در مصاحبه‌های مختلف به آن اشاره کرده‌اند.

نکته دیگری که برای او بسیار حائز اهمیت بود و شاید کمتر برای دیگران قابل هضم باشد به این نگاه باز می‌گشت که همواره می‌گفت هم‌زمان نمی‌تواند در دو نمایش یا دو کار تصویری- سینما یا تلویزیون- حضور داشته باشد و آن دو کار را با هم بپذیرد و حتی حاضر نبود در لابه‌لای انجام آن داوری جشنواره ای را بپذیرد. او معتقد بود باید یکی را به سرانجام برسانم و بعد سراغ دیگری بروم. این خصیصه او از لحاظ حرفه‌ای از آن دست خصایصی است که شاید بسیاری ندارند.

رعایت همین امر حتماً و حتماً باعث می‌شد بسیاری موقعیت‌های درآمدزا را از دست دهد. اما معتقد بود در یک زمان نباید و نمی‌توانم به یک متن یا یک شخصیت و به حرف‌های بیش از یک کارگردان گوش دهم. این خود باعث می‌شد زنده‌نام اکبری‌مبارکه در قیاس با بسیاری هم‌دوره‌ای‌هایش کم‌کارتر به نظر برسد.

آموزه دیگری که درباره او می توانم بگویم و بنویسم که البته به یکی از پارادوکس‌های (تناقض‌های) شناخت اطرافیان از زنده‌نام اکبری‌مبارکه بدل شده بود آن است که برخلاف آنکه او را عموم به‌عنوان بازیگر نقش ابن ملجم به یاد می‌آورند یا کسانی که او را از بیرون می‌شناختند، به سبب آنکه او بسیار جدی صحبت می کرد به‌ویژه وقتی پای صحبت از هنر تئاتر پیش می‌آمد بسیار جدی رفتار می‌کرد و جدی صحبت می‌کرد، از نگاه کسانی که او را از نزدیک نمی‌شناختند و در سفر یا در خلوت با او نبودند، اکبری‌مبارکه بیشتر آدمی عبوس به نظر می‌رسید.

اما کافی بود هر فرد بتواند چند دقیقه‌ای با او هم‌کلام شود و ببیند همواره با پاکی، صداقت، مهربانی، شوخ‌طبعی، آرامش و دلسوزی به همه چیز و به همه حرف‌ها، نمایش‌ها و آدم‌ها نگاه می‌کرد.

نکته آخر به اعتقادات او، اخلاق حرفه‌ای و هنری او باز می‌گردد. طی چهار دهه افتخار دوستی و همکاری با زنده‌نام اکبری‌مبارکه به‌هیچ‌وجه من ندیدم حتی درباره یک نفر (بازیگر، کارگردان و…) بخواهد صحبتی منفی بگوید. همواره از مسائلی که حتی از جوان‌ترهای خود طی تمرینات و اجراها آموخته بود برای دیگران نقل و همیشه از آن‌ها به نیکی یاد می‌کرد. این نیکی او درواقع همان عنصری است که در اخلاق حرفه‌ای امروز رنگ باخته و حسرت و افسوس ما را در همراهی با نام و یاد او و کارهایی که انجام داده است دو چندان می‌کند.
*مدرس، پژوهشگر و نمایشنامه‌نویس تئاتر کودک
منبع: ایرنا

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *