یادداشتی از بهزاد عبدی

آهنگساز مثل نقاشی است که ایده‌ نقاشی را تابلو می‌کند

بانی فیلم، گروه موسیقی: بهزاد عبدی آهنگساز سینما و موسیقیدان در مقاله ای از موسیقی علمی صحبت به میان آورده است. وجهی از هنر موسیقی که بازتابنده ابعاد کمتر پرداخته شده ای از این هنر است. همانطور که  ابوعلی سینا نیز می گوید:«موسیقی علمی است ریاضی که در آن از چگونگی نغمه‌ها از نظر ملایمت و سازگاری، و چگونگی زمان‌های بین نغمه‌ها بحث می‌شود».

عبدی این یادداشت را در اینستاگرام خود منتشر کرده است که متن آن در ادامه می آید:

مقوله‌ موسیقی وقتی علمی می‌شود، وقتی از دایره احساس بیرون می‌آید و در نهایت وقتی در جهان امروز ارائه می‌شود، باید قابل دفاع باشد. باید قوانین نوشته‌شده‌ای داشته‌باشد که بتوان بر آن‌ها استناد کرد.
ملودی، تم، موتیف و نغمه در همه فرهنگ‌ها و ژانرها اصول ثابتی دارند.
طبیعی است در بیشتر مواقع ملودی برای بحرها و عروض شعری ساخته می‌شود. مخصوصا ایران که کشور شعر است و اصولا بیان هنری در آن بیشتر رنگ شعر می‌گیرد. چه کلام داشته باشد چه نداشته‌باشد. ولی همین ملودی باید با اصول علمی حرکت کند که در موسیقی غربی رعایت فرم است و در موسیقی ایرانی رعایت ردیف(البته نه مدل خشک آن و ارائه‌ گوشه‌ها) است که اگر چنین شود، فارغ از این که چندصدایی هست یا خیر نام سازنده‌ آن اثر آهنگساز است.
آهنگساز و ملودی‌ساز، تفاوتشان در تک‌صدایی یا چندصدایی بودن اثر نیست. آهنگساز کسی‌است که ساختار ملودی را- حال ساخته‌ خودش باشد یا دیگری- سر و‌شکل می‌دهد و اثری قابل دفاع از لحاظ موسیقی علمی ارائه می‌دهد.
همه می‌دانیم شاهنامه چگونه شکل گرفته‌است و داستان و ایده‌ آن از کجاست. ولی همه می‌گوییم شاهنامه‌ فردوسی. زیرا او با اصول علمی از ایده یک شعر ساخت و یک اثر هنری خلق نمود.
اگر روزی هنرمندی ملودی ابوالحسن صبا را برای ارکستر بزرگ بنویسد و آن را پیش ببرد. رنگ جدیدی در ارکستر به آن ببخشد، آن هنرمند کیست؟ تنظیم کننده یا آهنگساز بر اساس ملودی ابوالحسن صبا؟ و آیا سمفونی پنجم بتهوون که با چهار نت آغاز می‌شود چون ملودی ندارد آهنگسازی به حساب نمی‌آید؟
او آهنگسازی بود که ساده‌ترین تم‌ها را بسط می‌داد و از آن اثری خلق می‌کرد که نام این عمل را آهنگسازی می‌نامیم.
میلیون‌ها تم و ملودی در اقصی نقاط کشور در دل روستاها و … وجود دارند که می‌توانند مواد خام اثر آهنگساز باشند. بارها دیده‌ایم که در نت‌ها و پارتیتورها نوشته‌شده‌است:
آهنگساز فلانی بر اساس تم محلی
به هر رو، ملودی اگر درست و با اصول ساختار علمی نوشته‌شود و دقیق در ارکستر چند صدایی یا تک‌صدایی قرار بگیرد، می‌‌شود آهنگسازی؛ در غیر این صورت یک ملودی‌است. یک ماده‌ خام برای آهنگسازی.
هر چند تفکیک آن در آثار تک‌صدایی بسیار بسیار سخت است.
واژه تنظیم، آرانژمان و یا ارکستراسیون زمانی معنا پیدا‌خواهد‌کرد که ملودی‌پرداز آهنگسازی کرده‌باشد و تمام آکوردها و حرکت ارکستر را نوشته باشد و تنظیم کننده فقط بر اساس اصول علمی ارکستراسیون می‌کند.
آهنگساز مثل نقاشی است که ایده‌ نقاشی را تابلو می‌کند. فیلمنامه نویسی است که سیناپس را فیلمنامه و… .

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *