یادداشت

اخلاق مداری در عرصه سیاست و هنر

در عرصه سیاست و هنر، مسوولان زیادی بر مصدر وزارت و ریاست نشسته و خواهند نشست. با این که در مقام بررسی کارنامه و عملکرد این مسوولان معمولا کارها و برنامه‌های شان و این که تا چه اندازه موفق به اجرای سیاستگذاری ها و طرح ها شده اند معیار اصلی است، اما آنچه مهم ترین فاکتور در پایبندی به اصول و فرایند اخلاقی یک مدیر در قبول یک مسوولیت، اخلاق‌مداری اوست، موضوعی است که در حافظه تاریخ ماندگارخواهد ماند.

دکتر حسینی وزیر ارشاد دولت دهم، شاید از معدود کسانی باشد که در میان وزیران دولت محمود احمدی نژاد با تکیه بر اخلاق مداری،  سعی می‌کرد فضاهای مدیریتی خود را در این چارچوب قاعده مند تعریف کند.

 او محقق و استاد علوم قرآنی است و بی شک عمل به اخلاق را از قرآن آموخته و آنچه را که تاکنون در مدت چهارسال فعالیتش در حوزه فرهنگ و هنر از او شاهد بوده ایم تلاش برای پررنگ کردن این اصول بوده است.

هیچکس را نمی توان یافت که در طول فعالیت دکتر حسینی  به عنوان وزیر ارشاد، در حوزه تحت مسوولیت او، کوچک‌ترین بی توجهی و کنار گذاشتن اخلاقیات در مجموعه مدیریتی او دیده باشد. پرهیز حسینی  از دامن زدن به مسایل تنش آلود و تلاش برای ایجاد فضای همدلی، از اولویت های کاری وزیر ارشاد دولت دهم بود. دکتر حسینی از نخستین روزهایی که با معرفی محمود احمدی نژاد رییس جمهور سابق ، با گرفتن رای اعتماد از مجلس  بر مسند وزارت ارشاد نشست، سعی درایجاد فضای تعاملی با هنرمندان عرصه‌های مختلف داشت؛ او تا آنجا که  توان داشت و زمان به او اجازه می‌داد به محافل مختلف سرمی زد و به دیدار هنرمندان پیشکسوت می‌رفت.

اگر بخواهیم به نقاط مورد مناقشه کارنامه حسینی در مسند وزارت ارشاد اشاره کنیم شاید تنها موردی که به عنوان یک بخش غیرقابل دفاع بتوان از آن نام برد موضوع مناقشه ای بود که توسط جواد شمقدری در مقام رییس سازمان سینمایی با سایر سینماگران به وجود آورد.

درگیری‌های شمقدری، معضلی شد که ناخواسته دکتر حسینی را نیز دچار مخاطراتی در حوزه مسوولیتی اش کرد، مشکلاتی ناخواسته که پاسخگویی به آنها را می توان تنها از زبان رییس سابق سازمان سینمایی شنید!

شاید اگر وزیر ارشاد برای انتخاب معاون سابق سینمایی یا همان رییس سازمان سینمایی گرفتار الزاماتی از سوی محمود احمدی نژاد  نمی شد، قطع یقین سرنوشت امروز سینمای ایران نیز به این ورطه پر از سوء تفاهم و معضلات عدیده دچار نمی شد وبا شناختی که از شخصیت دکتر حسینی می رفت، تعاملی کارساز میان مدیریت سینما با دست اندرکاران سینما برقرار بود.

شاید انتصاب جواد شمقدری در پست ریاست سازمان سینمایی را باید از این منظر مورد بررسی قرارداد که با توجه به ساخت فیلم های تبلیغاتی محمود احمدی نژاد، این پست برای این کارگردان سابق و مشاوربعدی رییس جمهور دولت نهم،  می توانست نوعی ادای دین به شمار آید.

 عملکرد نامناسب شمقدری باعث شد، تا گروهی که با او مشکل داشته و دارند، وزیر ارشاد را نیز به باد انتقاد بگیرند، به خصوص در بعضی از مقالات و یادداشت‌ها.

آنچه باعث شد تا این یادداشت به رشته تحریر درآید، صرفا دفاع از اخلاق مداری شخصی است که در منصب وزارت حاضر نشد به بهای تحت الشعاع قرار گرفتن اخلاقیات به شخص یا گروهی باج بدهد.

دکتر حسینی تمام تلاش خود را معطوف کرد تا فضای هنری کشور بهبود بیابد، تسهیل در دادن مجوزهای چاپ کتاب و ارائه طرح های مختلفی برای بالا بردن توان فرهنگی جامعه، پرداختن به مسایل معیشتی هنرمندان در زیرمجموعه های مختلف از جمله فعالیت قابل دفاع دکتر حسینی است.

هرچند در پایان دوره هر مدیری متاسفانه امر مذموم تخریب آن مدیر و مسوول دیگر به یک عادت تبدیل شده،اما این نوشته سعی دارد از بخش های قابل دفاع مدیری بگوید که در آستانه خداحافظی از مسوولیت اش است؛ این شیوه اگرچه متاسفانه برای بسیاری قابل هضم و باور نیست ،اما باید براین موضوع تکیه کرد که همیشه نباید مروج ضرب المثل «پهلوان زنده را عشق است» بود… امیدواریم این وزیر بااخلاق در هر عرصه‌ای که فعالیت خواهد کرد موفق باشد.

 

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *