کرونا همچنان مهمان است؛ با جشن‌های سینمایی ماندگارترش نکنید

از «چاله» به «چاه»؛ فراخوان جشنواره جهانی منتشر شد!

بانی‌فیلم-مسعود داودی:

درست یک روز پس از انتشار گزارش سفارشی ایسنا در حمایت از برگزارکنندگان و نحوه برگزاری جشنواره۳۹ و همچنین سرزنش منتقدان برگزاری، استاندار تهران، آب پاکی را روی دست جماعت سینه‌چاک ریخت!
محسنی بند پی با شماتت برگزارکنندگان دوره سی‌و‌نهم گفت:
از برگزارکنندگان جشنواره فیلم فجر گله می‌کنیم که نه فاصله‌گذاری اجتماعی رعایت شد و نه دستورالعمل‌ها.
آنچه در مورد سخنان استاندار تهران اهمیت دارد اینکه این حرف‌ها نه از طرف منتقدان برگزاری بلکه از سوی بالاترین مسئول اجرایی پایتخت و استان تهران مطرح شد. دیدگاهی انتقادی که از میزان سوءمدیریت برگزارکنندگان دوره۳۹ در انجام ندادن تعهدات، به خشم آمده است.
محسنی بندپی این حرف‌ها را در حاشیه جلسه ستاد مقابله با کرونا تهران گفت؛ «از برگزارکنندگان جشنواره فیلم فجر گله می‌کنیم که نه فاصله گذاری اجتماعی رعایت شد و نه دستورالعمل‌ها و قرار بود با ۳۰ درصد ظرفیت این جشنواره برگزار شود که متاسفانه این اقدام صورت نگرفت.»
این سخنان شماتت‌بار استاندار تهران در مورد برگزارکنندگان بدترین دوره جشنواره فجر در حالی بیان شد که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، این دوره، در حکم یک «دورهمی» صرف برای ۱۶ فیلمی بود که غالب‌شان، محصول ارگان‌ها و نهادهای دولتی و شبه‌دولتی بودند!
هرچند سخنان استاندار تهران به همه وجوه ناهماهنگی و مشکلات مربوط به نارسایی‌های اجرایی و مدیریتی این جشن نپرداخته، اما سوی دیگر ماجرا هم قابل تامل است. واقعیت‌هایی که رفته رفته از زیر لحاف رسانه‌ای تیم روابط عمومی به بیرون درز می‌کند، نشان از وجود زخم‌ها و جراحت‌های خاموش و فراوانی‌‌ست که «سر» باز کرده و پیکره جامعه را دچار آسیب می‌کند.
اگر پیش از جشنواره و در زمان برپایی جشنواره به حرف‌های طباطبایی‌نژاد و هم‌تیمی‌هایش نگاهی بیندازیم این نکته کاملا مشهود است که میان ادعاهای مدیریت اجرایی این رویداد با توانایی اجرایی‌شان، چه فاصله بعیدی وجود دارد، فاصله‌ای عمیق که هر امیدواری را ناامید می‌کند!
ناتوانی اجرایی در کنار برخی پنهان‌کاری‌‌ خبری، از جمله تکذیب ابتلای برخی از برندگان سیمرغ به ویروس کرونا که پس از افشا، جست‌و‌جوی عجیب‌و‌غریبی برای یافتن منبع خبرش صورت گرفت، همگی نشان می‌دهد که توانایی دبیر سابق جشنواره و هم‌تیمی‌هایش، در دایره کوچک و بسته‌ای قرار می‌گیرد که توقع از آنها را به شدت تقلیل می‌دهد. با این اوصاف سطح انتظار از قابلیت اجرایی و برنامه‌ریزی‌ این گروه در نهایت مدیریت و اداره یک جشن فرهنگی در حد و اندازه‌ جُنگ‌های تلویزیونی خواهد بود و نه بیشتر!
اینها مقدمه‌ای است بر انتشار فراخوان نیمه گمشده فستیوال فجر، یعنی بخش بین‌الملل یا به گفته دست‌اندرکارانش، جشنواره جهانی فیلم فجر!
واقعیت این است که گویا سینمای ایران و دست‌اندرکارانش قرار است بار دیگر در تله‌ای از ویروس کذایی کرونا بیفتد که این بار به دلیل همه‌گیری ویروس نوع انگلیسی و آفریقایی‌اش، رهایی یافتن از این مهلکه، بهای سنگینی خواهد داشت.
صرف نظر از این که جشنواره جهانی فجر به شکل تام و تمام، یک «دورهمی» سینمایی‌ست که بود یا نبودش هیچ تاثیر بالقوه و بالفعلی بر جریان سینمایی کشور ندارد، برنامه‌ریزی عوامل برای برگزاری پنجمین دوره‌ یا آنچه درصدد جا انداختنش هستند -سی‌و‌هشتمین دوره- کاری از اساس اشتباه است.
از منظری بی‌طرفانه، پس از گذشت پنج سال از جداسازی این بخش از فستیوال فجر، فلسفه وجودی جدا شدن بخشی که نام جشنواره جهانی فجر را برایش انتخاب کردند، هنوز اگر و اما دارد.
به جرات می‌توان گفت که جشنواره جهانی فیلم فجر، برخلاف ادعاهای برپاکنندگانش، فقط یک جشن سینمایی است که نه تنها هیچ ‌خاصیت‌ و اعتباری برای سینمای ایران ندارد، بلکه به هدر دادن بودجه چند میلیاردی‌ست که می‌تواند گره‌های زیادی از زندگی اهالی سینما باز کند.
همه می‌دانیم که شاخصه‌های یک فستیوال جهانی این گونه نیست؛ جشنواره جهانی فجر در واقع جشنی یک‌هفته‌ای‌ست که ماهیتش را باید در قد‌ و قواره یک مراسم «دید و بازدید» سالانه اهالی سینمای ایران مورد بررسی قرار داد، این بخش بین‌الملل، تنها و تنها یک «جشن» است که قرار است با صرف هزینه چند میلیاردی در یک هفته برپا ‌شود!
اینکه برپاکنندگان این جشن و مراسم دید و بازدید، از یکی‌-دو مدیر جشنواره‌های رده دو یا سه خارجی هم دعوت کنند تا شمایل «جهانی» بودن این دورهمی حفظ شود، هیچ تغییری در ارتقای هویت آن ایجاد نمی‌کند و تنها یک تلقی اشتباه است؛ اشتباهی که نباید سیاست‌گذاری‌های راهبردی سینمای ایران را به خطا بیندازد.
با همه‌گیری موج چهارم ویروس کرونا و قول مسئولان وزارت بهداشت که در خوش‌بینانه‌ترین حالت ممکن، انجام واکسیناسیون تا شهریور سال آینده – یعنی سه ماه پس از برگزاری جشنواره جهانی- طول می‌کشد، برگزاری این دوره نه یک اشتباه که یک نوع به مسلخ بردن اهالی سینمایی‌ست که به خودی خود مشکلات عدیده‌ای دارند. نگذارید سینمای ایران و دست‌اند کاران واقعی‌اش، از «چاله»۳۹ به «چاه»۳۸ بیفتد.
هرچند شاید ما با این همه اصرا و تاکید دچار اشتباه تاریخی هستیم! شاید قرار است در سال پایانی مدیر بودن حسین انتظامی، بودجه‌ای که برای این جشن در نظر گرفته شده هزینه شود؟ کسی چه می‌داند، اما این را می‌دانیم که در سینمای ایران توقع وقوع هر واقعه‌ای را می‌توان داشت!

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *