انتشار کتاب داستان «احتکار احساسات»

بانی فیلم، گروه فرهنگی: کتاب «احتکار احساسات» نوشته علی رفیعی وردنجانی در نوبت چاپ اول توسط انتشارات نسل روشن و با تیراژ ۱۰۰ نسخه منتشر شد.

این داستان حکایت زندگی عجیب و غریب جوانی است که در سنین بلوغ، عشق جنگ زده ای را تجربه می کند که بار این عشق را تا انتها به صورت نبرد فیزیکی و روانی به دوش می کشد.

کلیه رویداد های این داستان بر اساس تخیل نویسنده، اما با نگاهی به خاطرات واقعی رزمندگان و حال و هوای دوران انقلاب و دفاع مقدس نگارش شده است.

در بخشی از این داستان می خوانیم:«احساس کردم همه دورم حلقه زده اند، بی هوا چشمانم باز شد  نفس نفس زنان نگاهی بهشان انداختم و گفتم : این دیگر کدام جهنم دره ای است . یکی شان ، از صدایش معلوم بود کهنه کار آنجا است ، گفت : ما اسیریم . اینجا زندان است . عراقی ها اون بیرون کشیک می دهند . ساعت ۹ چراغ ها را خاموش می کنند و فیلم خاکبرسری پخش می کنند . نگاهی به دور دور ها انداخت ، معلوم بود این دیوارها را دو بخش کرده اند . ادامه داد : بعضی هام از این خاکبرسر بازی ها خوششان می آید . از وز وز توی گوشم کاسته شده بود . دستانم را به نشانه کمک خواستن از دیگران برای نشستن ، در هوا گرفتم . یک عالمه دست سیاه و پر از جای زخم با من دست دادند . نشاندنم . حالا روبه روی آن صدای کهنه کار بودم . دوباره ادامه داد : من عقیلم . با بقیه بچه ها کم کم آشنا می شوی . حالا است که عراقی ها خاموشی را اعلام کنند و بعد از ریختن آب سرد بر سرمان . کارهای خاکبرسری را شروع کنند . سری به نشانه تایید تکان دادم و گفتم : راستش را بخواهید برادر این چند وقته آنقدر چیزهای عجیب و غریب دیده و شنیده ام که نمی دانم کدام خواب است و کدام بیدار؟».

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *