اندر حکایتِ وامِ دولت؛ به نامِ کی؟ به کامِ کی؟


یادداشت / محسن دامادی
من به طور جدی پیگیرِ اخبار نیستم، به ویژه در فضای مجازی. خوشبختانه در تعطیلاتِ نوروزی دوستی را دیدم. گفت حدود دو سال پیش فهرستی از یک خبرگزاری دیده که در آن فهرست، بنده هم بیش از 900 میلیون تومان وام از بنیاد سینمایی فارابی و موسسه رسانه‌های تصویری گرفته‌ام که البته او باور نکرده بود!
این خبر دروغِ محض است، حتا در رقم نیز آشکار است و اهلِ بصیرت می‌دانند که جز وامی اندک به امثالِ من داده نمی‌شود و بازپرداختِ آن حساب و کتاب دارد.
معمولا چنین مبالغی برای دردانه‌ها و عزیز کرده‌هاست و برگشتِ آن حکایتِ دیگری دارد…
اما با بررسی که داشتم، مبلغ پرداختی از سوی موسسه رسانه‌های تصویری به تهیه‌کنندگانِ فیلمی که من کارگردانِ آن بودم، به نامِ من درج شده! من در تمام عمرم حتا یک ریال از این موسسه برای تولیدِ فیلمی نگرفتم.
وامِ فارابی نیز به تهیه‌کننده فیلمی داده شده که من فیلمنامه‌ی آن را نوشته بودم و البته دستمزدِ فیلمنامه هم کامل پرداخت نشد، جالب توجه است آن فیلم اصلا ساخته نشد، حال چرا بیش از دو سال است آن مبلغِ به نامِ من بسته شده خدا داند!
نمی‌دانم این اشتباهِ کوچولوی خیلی بزرگ چطور صورت گرفته؟ ولی امیدوارم سَهوی باشد…
صرفِ نظر از اشتباهات عمدی و غیرعمدی، بی‌تردید روزِ حسابرسی دقیق برای هر یک از ما دور نیست.

(Visited 93 times, 1 visits today)

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *