مسیر خطرناک جلوی سینمای ایران

اوضاع ناگوار است؛ از «پا اندازان» تلگرامی تا تهیه‌کنندگان اجاره‌ای!

بانی‌فیلم:

هنوز خاطره تلخ «پااندازان تلگرامی» و روال تخریبی‌شان برای فرهنگ و هنر کشورمان از یاد اهالی سینمای ایران زدوده نشده بود که چشممان به جمال تهیه‌کنندگان اجاره‌ای هم روشن شد!
این دسته جدید تازه‌وارادن، که هنرشان در کثرت «بعله‌قربان‌گویی» به انواع مسئولان و اقسام جریان موسوم به مافیا خلاصه می‌شود، با پرداخت «زیرمیزی»(!) به ابن‌الوقت‌های تلگرامی و «کار راه‌اندازهای» رسانه‌ای، زمینه را برای محکم کردن جا پای خودشان فراهم می‌کنند.
برای این پااندازان سینمایی، شرایط «ایده‌آل»، افتادن در مسیری‌ست که ابتدای آن، خم کردن سر و توسل به‌ دریوزگی پاچه‌خواری‌ست و انتهایش، رسیدن به موقعیت ها مالی و کسب پول‌های «یامفت»!
در این اوضاع و احوال نابسامان هم گویا مدیریت خنثی سینما هم، تنها نظاره‌گر این وضعیت بغرنج است؛ یا شاید در اندیشه به پایان رساندن بدون ضرر و زیان یک‌سال مانده از عمر پشت میزنشینی شان؟!
این شرایط دوگانه‌ای و پاردوکس‌وار را متاسفانه سینمای نحیف ایران در سال‌های پیش نیز بارها و بارها دیده و تجربه کرده است.
ایجاد فضاسازی‌های خبری جعلی، از طریق خط‌ گرفتن از سوی اصحاب قدرت و وابستگان به جریان مافیایی پخش و تولید سینما، خیانت‌بارترین عملکرد افرادی معدودی‌ست که در پوشش اهالی رسانه، خیانت به سینما را پیشه می‌کنند و به شکل مهوع و حقارت‌آمیز، مجیزگوی کسانی می‌شوند که خود مجیزگوی دیگرانند!
راهکار مقابله و‌ مواجهه با این افراد جعلی، چه در ظاهر خبرنگار دروغین، چه در قامت تهیه‌کننده پوشالی و الکی، از مرز روشنگری و شفاف‌سازی گذشته است؛ آنها باید به شدیدترین شکل ممکن بی‌آبرو شوند تا صحنه از وجود منحوس‌شان خالی شود و اوضاع نه بر اساس آن «ایده‌آل»ی که می‌خواهند، بلکه به شکل اخص خالی از وجود این «پااندازان» رسانه‌ای و سینمایی شود تا شاید سینمای ایران نفس راحتی بکشد.
رد‌پای این قبیل افراد را که آبشخورشان، از تعفن مانده ارباب ثروت و قدرت است، در همه جای سینما و رسانه می‌توان دید؛ یک بار در جامه منتقد قلم‌فروشی و قلم ‌به‌ مزدی که در سمت مشاور پروژه‌های ده‌ها میلیاردی ور دل بدهکاران بزرگ بانکی، در ساختمانی در خیابان فرشته مستقر می‌شوند، و زمانی دیگر در ظاهر «پاچه‌خوارِ» پاچه‌گیر، که ذهن ناقص‌شان را محور عقلانیت می‌دانند!
غالب این وابستگان به پروتکل پاچه‌خواری، ذلیل‌هایی هستند که با پرسه زدن و لنگر انداختن در دفاتر پخش و تولید، ضلالت مضاعف‌شان را نزد صاحبان پول و ثروت بیشتر نمایان‌ می‌کنند.
این جماعت از فرط حقارت حاضرند برای پولی که جلوی‌شان می‌اندازند، هزار جور «دُم» تکان دهند تا بار دیگر بتوانند به قیمتِ فروش بخش دیگری از هویت و شخصیت نداشته‌شان، پولی بگیرند و استخوانی دیگر جلوی‌شان انداخته شود.

مراحل رسیدن به این سطح از خفت و دریوزگی، تنها از دست «پااندازانی» بر‌می‌آید که بر سر درِ وجودشان، تابلوی «همه چیز برای فروش» نصب کرده‌اند و این کار را رسیدن به منتهای «ایده‌آل»شان می‌دانند!

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *