… اولیها

آنچه امروز به عنوان تاریخ سینمای ایران در اختیار داریم بیش از هر چیز و هر کس مدیون تلاش بیوقفه منتقد، سینمایینویس و محقق برجسته جمال امید است. این محقق و نویسنده کوشا که از دهه چهل فعالیت مطبوعاتیاش را آغاز کرد در دهه پنجاه با توصیه فرخ غفاری درخصوص لزوم تدوین و گردآوری تاریخ سینمای ایران را جدی گرفت و پس از آن کاری دشوار را به سامان رساند. حاصل تلاش جمال امید را میتوان در کتابهای این محقق برجسته مشاهده کرد. از فرهنگ فیلمهای سینمای ایران تا تاریخ سینمای ایران که ۲ جلد آن تاکنون منتشر شده و جلد سوم این کتاب که سالهای ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۰ را در برمیگیرد سالهاست قرار است توسط نشر «روزنه» منتشر شود.

جمال امید تاریخ نمایش فیلمهای خارجی و سالنهای سینما در ایران از آغاز تا ۱۳۵۷ را نیز در دست انتشار دارد.

امید همچنین کتاب راهنمای فیلمهای سینمای ایران (۱۳۹۲ـ ۱۳۰۹) را نیز تدوین کرده که شامل فشرده مشخصات همه فیلمهای عرضه شده ایرانی از آغاز تا سال ۱۳۹۲ به علاوه حواشی و نکاتی است که معمولاً در فرهنگ و یا تاریخها، امکان طرحشان نبوده است.

آنچه پیش رو دارید مطلبی خواندنی و موشکافانه از جمال امید است که در آن اولیهای تاریخ سینمای ایران به صورت اجمالی مورد اشاره قرار گرفتهاند.

روز سینما !…به موضوع های مختلفی برای طرح آن به بهانه چنین روزی فکر کردم که از همه به روزتر ، با توجه به حکایت تأسف آور این روزهای خانه سینما بنظرم رسید تا مروری در تشکل های صنفی و جوامع هنری اهالی سینما در طول دهه های گذشته داشته باشم که اکثراً در آغاز از روی علاقه شکل گرفتند ، اما به زودی و هر بار به جهت اختلاف ها ، کج سلیقگی ها و زیاده خواهی ها دچار تشتت و دو و چند دستگی گردید که نهایتاً به زیان ادامه ی غرب و اعتبار آن ها تمام شد!… اما بعد به این باور رسیدم که در روز سینما ، کاویدن فرود و نزول ها ، لطفی ندارد و شیرین نیست ، پس فکر کردم تا مرور و تجدید خاطره هایی به برخی از سر فصل های سازنده تاریخ سینمای ایران داشته باشم که مطمئنآً اکثر نسل اول و دوم بعد از انقلاب اهالی سینما و هم چنین دوستداران سینما ، از توجه به آن غفلت کرده اند …

این مرور شاید اهالی سینما را متوجه کند که برای آن که در تاریخ و خاطره ها خوش بدرخشیم ، چه خوبست که موجب بروز موانع در سیر طبیعی فعالیت ها نشویم و تدبیر کنیم تا از فرازهای خوش تاریخ سینمایمان برای نسل های بعدی شویم…

t t t

=تابستان ۱۲۷۹ ، وقتی مظفرالدین شاه با عکاس باشی به ایران بازگشت ، نمایش فیلم را با «دوربین گومون» ی که خریده بود در دربار آغاز کرد ، اما چهار سال طول کشید تا نخستین نمایش عمومی بر پا شود!

در مهر ۱۲۸۳ در حیاط پشتی مغازه صحاف باشی در «خیابان لاله زارنو ، چهارراه مهنا» و کمی بعد ماه رمضان همان سال در خیابان چراغ گاز (امیر کبیر فعلی) ، نمایش برای عموم راه اندازی شد… در فاصله کوتاهی ، دو روسی الاصل ، روسی خان در خیابان علاءالدوله (فردوسی) و آقایوف در ناصریه (ناصرخسرو) روبروی دارالفنون سعی در رواج سینما داشتند که مرتب نبود… اولین بار این علی وکیلی بود که در ۱۳۰۵ موفق شد تا نخستین سینمای دائمی را در محل گراند هتل راه اندازی کند که مشابه سینمای غربی ، برنامه منظم هر روزه و دوبار در روز داشت …. بلیط ورودی آن سه ریال لژ ، و درجه یک و دو ، دو و یک ریال بود … در قسمت سه قرانی ، صد صندلی و درجات پائین تر چهارصد صندلی داشت…

=اما اسناد و شواهد نشان می دهد که نمایش های عمومی ، کمی بعد از شروع در دربار ، در زمستان ۱۲۷۹ در سینمایی موسوم به سولی (واقع در خیابان پهلوی تبریز ، پاساژتبریز ، با گنجایش صد نفر) ، توسط مجمع کاتولیک ها در تبریز آغاز بکار کرد ، که این حداقل چهار سال پیش از اقدام «میرزا ابراهیم خان صحاف باشی» در راه تأسیس نخستین سالن سینمای عمومی اش در تهران است…

=اولین «مدرسه آرتیستی سینما» از روز ۲۶ فروردین ۱۳۰۹ در خیابان علاءالدوله ، تقریباً یک سال پس از ورود «اوانس اوگانیانس» به تهران ، افتتاح شد… روز سیزدهم تیرماه ، وزارت معارف ، اوگانیانس را ناچار از تغییر نام مدرسه اش با عناوین پرورشگاه رورزشگاه آرتیستی سینما کرد ، اما نام «مدرسه آرتیستی سینما» روی آن ماند…

کاری را که «اوگانیانس» آغاز کرد، دو سال پیش از آن ، «علی وکیلی» سعی در انجامش داشت که موفق نشد… یازدهم اردیبهشت ۱۳۰۹ ، با توجه به استقبال خوبی که برای شرکت در مدرسه می شود (۱۵۰ نفر متقاضی) ، محل مدرسه به مکان وسیع تری در خیابان شیخ (معروف به لختی/ سعدی امروز) ، منتقل می گردد و سرانجام کلاس ها با ۱۸ نفر شروع به فعالیت کرده و نهایتاً دوازده تن ، دوره ی اول مدرسه را در تیر ماه به پایان میرسانند…

«مدرسه آرتیستی سینما» دوره ی دومی هم دارد که مقدماتش درزمستان ۱۳۰۹پی گرفته شده و در بهار سال بعد برپا می شود ، اما دورهی سومی درکار نیست!

=اولین مجله سینمایی ایران با نام «سینما و نمایشات» در مرداد ۱۳۰۹ با مدیریت «علی وکیلی» و سردبیری «اسحاق رنجانی» منتشر ، اما ادامه نیافت!…

=«آبی و رابی» به عنوان نخستین فیلم بلند / صامت سینمای ایران ، توسط «اوانس اوگانیانس» با شرکت فارغ التحصیلان دوره ی اول مدرسه آرتیستی سینما ، «غلامعلی سهرابی» و «محمد ضرابی» در نقش های اصلی و «احمد دهقان»، «محمد علی قطبی»، «امیر ارجمند»، «ابوالقاسم آشتی»، «سیرانوش» و خود «اوگانیانس» در نقش های مکمل به کارگردانی اوگانیانس توسط «خان بابا معتضدی» فیلمبرداری شد.

سرمایه گذار تهیه فیلم «آبی و رابی» ، مدیر سینما مایاک ، «گریشا ساکو ارلیدزه» بود و «اوگانیانس» و «معتضدی» دستمزدهای خود را در تولید فیلم ، سرمایه گذاری کردند. فیلم ۴۰۳۵۰ ریال هزینه برداشت ، اما نمایش اولش ۷۰۰۰۰ ریال درآمد داشت و به این ترتیب «اوگانیانس» و «معتضدی» بیست و پنج درصد درآمد را بدست آوردند ، که دست کم موجب ترغیب «اوگانیانس» برای ادامه کارش شد…

=اولین کتاب سینمائی تاریخ سینمای ایران ، فیلمنامه ای است با نام «شاه ایران و بانوی آرمن» که نویسنده اش «ذبیح ا.. بهروز» است این کتاب در ۱۳۱۰ منتشر شد ، انتشار دومین کتاب سینمایی ، یک دهه بعد اتفاق افتاد!

=اولین نمایش ناطق فیلم های خارجی بطور رسمی ، بعد از اینکه چند بار نمایش های ناموفق باصدا با شکست روبرو شد ، سرانجام درمرداد ۱۳۱۰ در عمارت جدید التاسیس «سینما پالاس» (تهران بعدی) محقق گردید…

فیلم، شامل چند پرده از دورنماها، عرضه اختراعات جدید، واگونهای برقی و پرواز آئروپلانها بود که صداهای طبیعی و واضحش، ابتدا مخاطبان را جذب کرد، اما چون از زبان ناطق فیلم که «انگلیسی» بود، اکثراً دریافت کافی نداشتند، لذا استقبالی از آن نکردند!

=اولین نمایش ناطق سینمای ایران، «دختر لر» از سیام آبان ۱۳۱۲ در سینما مایاک (لالهزار ـ کوچه اتحادیه)، برخلاف نمونه خارجیاش، با استقبال بیمانندی مواجه شد… نمایش فیلم بعد از ۳۷ روز، به شعبه مایاک، سینما سپه منتقل شد و چهار ماه با موفقیت نمایشش ادامه یافت و استقبال چنان بود که نمایش فیلم «دختر لر» به سال بعد و بار دیگر در سینما مایاک کشیده شد!

کارگردان فیلم «دختر لر» که تماما در هند فیلمبرداری شد، «اردشیر ایرانی» از فیلمنامهای نوشته «عبدالحسین سپنتا» بود، بازیگر اصلی فیلم «روحانگیز، سپنتا، هادی شیرازی و سهراب پوری» بودند…

موفقیت بیمانند «دختر لر» موجب ادامه فعالیت «سپنتا» در هند و ساخت فیلمهای بعدیاش «فردوسی»، «شیرین و فرهاد»، «چشمهای سیاه»، «لیلی و مجنون» تا ۱۳۱۵ شد…

=اولین نظامنامه سینماها در ۷۱ ماده، توسط وزارت داخله با حضور نمایندگان بلدیه تهران، صحیه کل کشوری تدوین و به هیأت وزرا ارائه شد و در ۵ بهمن ۱۳۱۴ به تصویب هیأت وزرا رسید و وزارت کشور و وزارت دادگستری مأمور اجرا و پیگیری آن شدند.

=«ابراهیم مرادی» که از فیلمسازان نسل اول تاریخ سینمای ایران است، وقتی «بوالهوس»را به نمایش درآورد که فیلمهای ناطق رواج یافته بود، لذا موفقیتی کسب نکرد، اما «مرادی» که یک عشق سینمای واقعی بود تا تولد دوباره سینمای ایران به کارهای جنبی و آموزشی روی آورد و با توجه به دانش و مهارتهای فنیاش، چند اختراع را ثبت کرد، مثل دستگاه زیرنویس فیلمها در ۱۳۲۲ (با یاری خانبابا معتضدی) که تجربه تهیه میاننویسهای فارسی برای فیلمهای خارجی داشت… «مرادی» همچنین در سال ۱۳۲۶، دستگاهی را با عنوان «دستگاه مترجم» به عنوان یکی از اختراعاتش ثبت کرد که کارش تبدیل صدای فیلمها روی نوار بود…

=اولین فیلم «دوبله به فارسی» در تاریخ نمایش سینمای ایران، «دختر فراری» است که توسط «دکتر اسمعیل کوشان»با یاری برادرش ابراهیم، همسر یونانیاش دیانا و دوست دانشجویش در ترکیه (جهانگیر تفضلی) در زمستان ۱۳۲۴ در استودیوی «سس فیلم» استانبول، دوبله کرد…

نام اصلی فیلم «نخستین وعده دیدار» و محصول ۱۹۴۴ فرانسه ـ ساخته هانری دوکوئن و با شرکت: دانیل داریو، لوئی ژوردان، فرنان لهدو، ژان تسیه و… است… فیلم در  5 اردیبهشت ۱۳۲۵ در سینما کریستال روی پرده رفت، شش هفته موفق را پشت سر گذارد و پرفروشترین فیلم خارجی سال گردید…

=اولین فیلم، دوره دوم فیلمسازی در ایران «طوفان زندگی» است…. اولین و آخرین محصول شرکت میترا فیلم (که موسسین آن دکتر کوشان، دکتر حسن علیشیخ، دکتر علیمحمد شیخ، مهندس مهدی انصاری، دکتر اسفندیار یگانگی، دکتر طاهر ضیایی، دکتر مهدی حمزوی بودند) ـ کارگردان: علی دریابیگی، فیلمبردار:دکتر کوشان و «بازیگران: فرهاد معتمدی، اینا آوشید، مهرا قدس خواجه نوری، نیکتاج صبری، اعلم دانایی، شوکت علو (ژاله) و رقیه چهرهآزاد» بودند، فیلمبرداری فیلم در آبان ۱۳۲۶ بعد از بیش از ده ماه تدارکات آغاز و با سر و صدای زیاد در سهشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۲۷ در سینما رکس به نمایش درآمد و حاصل امر، علیرغم استقبال پرشور اولیه، یک شکست کامل بود… «میترا فیلم» منحل و شرکا پی کار خود رفتند!

=اولین فیلم «دوبله فارسی» در ایران، «مرا ببخش» نام داشت که نام اصلیاش «برف روی پاها» محصول ۱۹۴۰ فرانسه با شرکت «پیر بلانشار» بود. دوبله فیلم در استودیو «ایران نو فیلم» از سال ۱۳۲۵ توسط «عطاء ا… زاهد، امیرحسین دهلوی، هوشنگ کاوه، اسدا… پیمان، احمد شیرازی، خانی» با حمایت مالی «دکتر میرسپاسی» و «فاضل سرجویی» صورت گرفت که در آن «مهین دیهیم، مهری ودادیان، ایرج دوستدار، مهری عقیلی، زاهد، پیمان» حضور داشتند، فیلم در شهریور ۱۳۲۷ در سینماهای دیانا و پارک روی پرده رفت و موفقیت خوبی کسب کرد، اما بعداً در گروه انشعاب صورت گرفت!…

=اولین «کانون ملی فیلم» ایران در سال ۱۳۲۸ شکل گرفت که جلسات نمایش خود را در موزه ایران باستان و هنرستان هنرپیشگی برگزار میکرد. موسس «کانون ملی فیلم» فرخ غفاری بود، که سالهای بعد ـ ۱۳۳۶ ـ کانون فیلم ایران (وابسته به هنرهای زیبای کشور) را رسمیت داد و عضو فدراسیون بینالمللی آرشیوهای فیلم در پاریس شد.

=اولین فستیوال فیلم (غیررسمی) ایران در محل شورای فرهنگی بریتانیا (نزدیک خیابان هدایت) تحت عنوان «سینما در انگلستان» از هفتم تا دوازدهم مرداد ۱۳۲۹ برگزار شد.

=اولین فیلم پرفروش تاریخ سینمای ایران، «شرمسار» (کارگردان: دکتر کوشان ـ بازیگران اصلی: دلکش، حسین دانشور، محمدعلی زرندی) به عنوان چهارمین محصول استودیو پارس فیلم (که محلش طبقه فوقانی سینما متروپل بود) از ۶ دی ۱۳۲۹ در سینماهای رکس و متروپل روی پرده رفت و مجموعاً ۱۰۲ شب نمایشش به طول انجامید.

=اولین استودیوی فیلمبرداری به شکل و تعریف معمولش توسط دکتر کوشان در اواخر سال ۱۳۲۹ با اجاره سالنی از «علی اتحادیه» (که قبلاً با عنوان «گرین روم» سالن نمایشات انگلیسیها بود) اولین استودیوی واقعی در ایران را ـ اگرچه در فضایی محدود ـ ایجاد کرد. این اولین استودیو، صاحب پلاتو، لابراتوار، اتاق صدا، اتاق تدوین و سالن دوبلاژ بود.

=نخستین فیلم ۱۶ میلیمتری بلند تاریخ سینمای ایران، «کمرشکن» (ابراهیم مرادی ـ ۱۳۳۰) بود که در عین حال اولین فیلم بلند «ریور سال» تاریخ سینمای ایران محسوب میشود (ریور سال، نوع فیلمی است که نیازی به پوزتیف ندارد و بعد از ظهور قابل نمایش است و نتیجتا تنها نسخه موجود بود، اما بعداً امکان تهیه دوبلیکیت از آنها به وجود آمد، اما محدودیت نمایش تولیدات سینمای ایران و رعایت جنبههای اقتصادی موجب شد تا صاحبان فیلمها به همان تک نسخه اصلی رضایت دهند.)

=اولین فیلم تاریخ سینمای ایران که در یک جشنواره بینالمللی شرکت داده شد، فیلم «شرمسار» (دکتر کوشان ـ ۱۳۲۹) بود که در نخستین دوره جشنواره بینالمللی بمبئی (تابستان ۱۳۳۰) نمایش داده شد…

=اولین استودیو در مفهوم اصلی در ایران را دکتر کوشان در کیلومتر ۱۴ جاده قدیم کرج، در اول شهریور ۱۳۳۱ بنا نهاد. این استودیو به صورت شرکت سهامی با سرمایه دومیلیون و چهارصد و هشتاد هزار ریال با مشارکت دکتر کوشان، مهندس شاپور یاسمی، علی کسمائی (به عنوان هیأت مدیره) و سیامک یاسمی و محمود حریرفروش کوشان (به عنوان بازرس) در ۲ آبان ۱۳۳۲ آغاز به کار کرد.

=اولین فیلم «دوبله به فارسی» در ایتالیا، «سرگذشت بینوا» نام داشت که توسط «آلکس آقابابیان» با همکاری مرتضی حنانه، ناهید بوستانی، اعلم دانایی، پروین انصاری، حسین سرشار، بهمن محصص، نصرت کریمی، منوچهر نادری در «رُم» دوبله و از دوازدهم مهر ۱۳۳۱ در سینماهای دیانا و پارک به نمایش درآمد که استقبال خوبی از آن شد.

=استودیو دیانا فیلم، اولین کوشش جمعی «ارامنه» برای ایجاد استودیویی مستقل بود که به مدیریت «سانا سارخاچاطوریان» در بهار ۱۳۳۲ صورت گرفت…

=نخستین فستیوال فیلمهای ایرانی با نام «گلریزان» در اسفند ۱۳۳۳ توسط «مجله ستاره سینما و سیامک پورزند» از ۲۲ تا ۲۸ اسفند در سینما متروپل برگزار شد. داوران این رویداد که در نوع خود برای قضاوت محصولات سینمای ایران، از اولینها بود، چهرههای سرشناس و برجسته روز عالم هنر و سینما بودند (دکتر نامدار، دکتر خانلری، دکتر میمندی نژاد، گرمسیری، دکتر قهاری، فریدون رهنما، ایرج ساویز، دکتر رضوی، دکتر شفائیه، مهندس سیحون، مهندس قیائی، هایک کاراکاش) که پس از ملاحظه فیلمها، جوایز خود را در روز پایانی، به این ترتیب اعلام کردند: بهترین فیلم به: «پایان رنجها» (ایران فیلم ـ مهدی رئیس فیروز)، بهترین کارگردان: ساموئل خاچیکیان (دیانا فیلم)، بهترین فیلمنامه: «موشق سروری» برای فیلم «مهتاب خونین» (کاروان فیلم ـ موشق سروری)، بهترین فیلمبرداری: مهندس محسن بدیع برای فیلم «آخرین شب» (استودیو عقاب ـ دانشور)، بهترین بازیگر مرد: آرمان برای فیلم «چهار راه حوادث» (دیانا فیلم ـ خاچیکیان) و هوشنگ بهشتی برای فیلم «مهتاب خونین» (کاروان فیلم ـ سروری)، بهترین بازیگر زن: مهین دیهیم برای فیلم «پایان رنجها» (ایران فیلم ـ رئیس فیروز) و منیر تسلیمی برای فیلم «مهتاب خونین» (کاروان فیلم ـ سروری)

=استودیو عصر طلایی، یک سال بعد از تأسیس «دیانا فیلم» در سال ۱۳۳۳ توسط چند علاقهمند کلیمی (عزیزا… کردوانی، حبیب ا… حکیمیان، فرجا… نسیمیان و…) در محل اولیهاش: خیابان فیشرآباد (فردوسی شمالی) راهاندازی شد که بعد از موفقیت محصولات اولیهاش، به خصوص «مشهدی عباد»، استودیو کامل و نسبتاً مجهزی را در نارمک، خیابان پدر ثانی، به وجود آوردند…

=اولین انجمن نویسندگان سینما و تئاتر ایران در روز دوشنبه ۵ شهریور ۱۳۳۵، توسط «روبرت اکهارت، امیرسعید برومند، سیامک پورزند، هژیر داریوش، بابک ساسان، هوشنگ کاوسی، پایرور گاستیان، مغازهای و شاا… ناظریان» شکل گرفت اما عمر آن به ۶ ماه نکشید، در پی بروز اختلافاتی بین اعضا، بیسروصدا از هم پاشید!…

=نخستین کارگردان زن تاریخ سینمای ایران، شهلا ریاحی برای ساخت فیلم «مرجان» (آریا فیلم ـ ۱۳۳۵) است که هر چند نام کارگردان را نداشت، اما سازندهاش «شهلا» است که ضمن ایفای نقش اصلی، تهیهکنند و کارگردان فیلم نیز بود.

=بلبل مزرعه (مجید محسنی ـ ۱۳۳۶) اولین محصول تاریخ سینمای ایران است که در خارج از مرزهای کشور موفق شد… اولین نمایش خارجی فیلم که به اتحادیه جماهیر شوروی در زمستان ۱۳۳۶ فروخته شد، ۳ آبان ۱۳۳۷ در مسکو بود و سپس به جهت استقبالی که از آن در جمهوریهای مختلف شوروی صورت گرفت، دهها کپی از آن چاپ شد….

=اولین فیلم سینما سکوپ و رنگی تاریخ سینمای ایران، «عروس فراری» (دکتر کوشان/ پارس فیلم ـ ۱۳۳۷) است که چاپ آن در آلمان و صداگذاریش در ایتالیا صورت گرفت… فیلم که از فیلمنامه مهدی سهیلی با نام «دختر ده» با شرکت «دلکش، ملک مطیعی و مهدوی» ساخته شده بود پرفروشترین فیلم سال ۱۳۳۷ بود.

=در تیر ۱۳۳۷، با تصویب مجلس شورای ملی، با تصویب ماده واحدهای با چهار تبصره، به حبیبا… ثابت پاسال اجازه داد تا تلویزیون ایران را تحت نظارت وزارت پست و تلگراف و تلفن، ضمن رعایت مقررات پوششهای خبری و تبلیغی اداره انتشارات رادیو، راهاندازی کند و پنج سال از عوارض گمرگی و ورود تجهیزات و ابزار کار فرستنده و به علاوه مالیات جاری معاف باشد. ۱۱ مهر ۱۳۳۷، تلویزیون ایران در محل فعلی شبکه ۲ سیما، افتتاح شد.

=اولین فیلم سینما سکوپ/ سیاه و سفید سینمای ایران، «دوقلوها» (شاپور یاسمی/ پارس فیلم ـ ۱۳۳۸) است که در آن «ملک مطیعی، تهمینه و شهین» بازی داشتند. «دوقلوها» در ضمن آخرین فیلم «شاپور یاسمی» بود.

=اولین گروه تعاونی تولید و نمایش را «ناصر مجد بیگدلی» با نام «گروه سینماهای متحد تهران» به وجود آورد، اولین محصول مستقل گروه، «سه تا نخاله» (صابر رهبرـ ۱۳۴۴) بود که از موفقترین و پرفروشترین فیلمهای سال شد.

=اولین جشنواره جهانی فیلمهای هنری، آموزشی، تربیتی، جهانشناسی و سینما در دهه اول مرداد ۱۳۴۲ توسط وزارت فرهنگ (آموزش و پرورش بعدی) برگزار شد. مجسمه «دلفان» نماد جایزههای این فستیوال بود، که بعد از یک وقفه پس از انقلاب با نام «رشد» ادامه یافت.

=اولین فیلم مشترک سینمای ایران با کشوری غربی، «ابرام در پاریس» (دکتر کوشان/ استودیو پارس فیلم و استودیو سورمون/ ۱۳۴۳) است که با شرکت «ناصر ملک مطیعی، تقی ظهوری، نیکول کارین، ژیلین هیلز» در فرانسه ساخته شد. مصطفی فرزانه فیلمساز صاحبنام، مشاور فنی فیلم بود…

=فیلم «آقای قرن بیستم»، آغاز دوره «فردنییسم» است که در فروردین ۴۳ به نمایش درآمد و با درخشش فردین که استعداد و انعطاف خوبی در اجرای رقص و آواز نشان داد، جرقه یک موج تازه و پولساز زده شد. سیامک یاسمی پس از موفقیت آن، به دنبالش «قهرمان قهرمانان» و بالاخره «گنج قارون» (1344) را ساخت که توفیق بینظیرش، موجی را در ساخت این دست فیلمها در ۵ سال بعدی به راه انداخت!…

=«خانه خدا» (ابوالقاسم رضایی و جلال مقدم/ ۱۳۴۵) اولین فیلم سینمایی مستند ایران است که نمایش عمومی بسیار موفقی را داشت و بعداً هم توسط: آشوقا فیلم (دیپ چند هندوجا) به اکثر کشورهای مسلمان فروخته شد…

=کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۴۳ در ابتدای خیابان بهار راهاندازی شد که بانیاش لیلی جهانآرا (امیر ارجمند) بود، سرمایه اولیه ایجاد کانون و بعد مرکز سینماییاش از محل درآمد نمایشات سیرک مسکو در تهران و آبادان، تأمین شد… بعداً کانون به فضایی وسیعتر در خیابان ایرانشهر شمالی، خیابان ناصر ـ ش ۳، که یک ساختمان ۳ طبقه بود انتقال یافت.

=دکتر کوشان در سال ۱۳۴۴ موفق شد که سینمای ایران را به عنوان صنعت و جامعه سینمایی را تحت تشکلی با عنوان «اتحادیه صنایع فیلم ملی ایران» به عضویت اتاق بازرگانی درآورد، که بعدها در سال ۱۳۵۳، با شکلگیری «شورای عالی فرهنگ و هنر»، اتحادیه را نیز زیرمجموعه خود کرد و عنوانش را به «انجمن تهیهکنندگان فیلم ایران» تغییر داد.

=اولین جشنواره بینالمللی کودکان و نوجوانان، دو سال بعد از تأسیس «کانون پرورش فکری» زیر نظر هژیر داریوش راهاندازی شد که بعد از انقلاب نیز، بعد از مدتی و قفه، برگزاری آن ادامه یافت.

=سینمای آزاد، ویژه تولید آماتوری جوانان، هشتم مهر ۱۳۴۸، با همت بصیر نصیبی راهاندازی شد.

=نمایش فیلمهای «قیصر» (مسعود کیمیایی/ آریانا فیلم) و «گاو» (داریوش مهرجویی/ اداره کل امور سینمایی کشور) در سال ۱۳۴۸، از مهمترین حوادث تاریخ سینمای ایران است چرا که ضمن رونق فعالیتها، تقیسمات و دستهبندیهای گروههای فیلمسازی را نیز دچار تغییر و تحول کرد. این دو فیلم با توفیقشان به خصوص «قیصر»، موج تازهای از فیلمسازی با تقلید از مضمون «قیصر» و البته تقلید از سطح و ظواهر آن، تحرک تازهای در جناح تجاریسازان پدید آورد…

با نمایش دو فیلم «قیصر» و «گاو» عملاً سه جناح فیلمسازی در این سال شکل گرفت: سینمای تجاری، سینمای روشنفکری و سینمای جبهه سوم/ تلفیقی از سینمای تجاری و روشنفکری.

=جایزه سپاس (با مدیریت علی مرتضوی ناشر فیلم و هنر) در سال ۱۳۴۸ برای نخستین بار رویه رفراندوم را کنار گذارده و از طریق قضاوت یک هیأت داوری، بهترینهای سال را تعیین و جوایز خود را اهدا کرد، که بیشترین جوایز در این دوره را «قیصر» به دست آورد.

=سال ۱۳۵۱، در تاریخ سینمای ایران، سالی استثنایی است که دیگر هرگز تکرار نشد، ۹۱ فیلم در سال ۵۱، ویژگی آن است که باید نویدبخش شکوفائی سینمای ایران در سال های آتی می شد، اما برعکس سال به سال به سقوط نزدیک تر گردید!…

=اولین جشنواره جهانی فیلم تهران، درگروه A رویدادهای مسابقه ای FIAAF، به مدت یازده روز از ۲۷ فروردین تا ۶ اردیبهشت ۱۳۵۱ در تهران برگزار شد که جشن و ضیافت ها بیشتر از فیلم ها به چشم آمد … اما از دومین دوره که برگزاری جشنواره به آذرماه منتقل شد، شکل بهتر، مهم تر و جدی تری چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی، پیدا کرد…

=در سال ۱۳۵۲، با تغییر ساختار امور سینمایی در وزارت فرهنگ و هنر، کانون فیلم ایران نیز در موقعیت بهتری قرار گرفت و به عنوان «فیلمنامه ملی ایران» بجز نمایش در جلسات پیش بینی، وظیفه جمع آوری و آرشیو فیلم و کتب سینمائی رانیز عهده دار گردید…

=هیجدهم تیرماه ۱۳۵۲، پانزده تن از برگزیدگان سینمای ایران، بطور غیرمترقبه، از «سندیکای هنرمندان» (که متعاقب ایجاد اتحادیه صنایع فیلم ملی ایران، از جانب هنرمندان جهت پیگیری امور صنفی شان، از مدت کوتاهی پیش راه اندازی شده بود) استعفا کردند! این جمع «مسعود کیمیایی، داریوش مهرجوئی، ناصر تقوائی، بهروز وثوقی، علی نصیریان، عزت اله انتظامی، علی حاتمی، پرویز صیاد، بهرام بیضائی، نعمت حقیقی، هژیر داریوش، ذکریا هاشمی، هوشنگ بهارلو، خسرو هریتاش و منوچهر انور» بعداً «کانون سینماگران پیشرو» را ایجادکردند. اما رایزنی ها و مذاکرات مستمر، وساطت ها و گفتگوها، سرانجام در ۲۷ دی ۱۳۵۲ نتیجه داد و اعضای مستعضی به سایرین پیوستند…

=مجمع عمومی فوق العاده سینماداران در ۳۰ خرداد ۱۳۵۷ با حضور ۱۳۷ سینمادار (که ۴۸ تن ایشان شهرستانی بودند) تشکیل و به ورود بی رویه فیلم های بی ارزش و سخیف، که تولیدات سینمای ایران را زمینگیر کرده بود، اعتراض کرده و در عین حال اعلام می کنند چنانچه طرح مورخ شانزدهم مهر ۱۳۵۶، مبنی بر افزایش نرخ بلیت سینماها، عملیاتی نشود، سینماهایشان را تعطیل می کنند!

در آخرین ساعات مهلت سینماداران، در هفتم تیر ۱۳۵۷، از سوی مقامات مسوول با تقلیل قیمت های درخواستی، به ۸۰ ریال برای سینماهای ممتاز، ۶۰ ریال برای سینماهای درجه یک، ۴۰ ریال درجه دو و ۴۰ ریال درجه سه، … . سینماها به کارشان ادامه می دهند، اما وقتی قیمت های جدید سینما اجرائی نمی شود، سینماها یک پارچه تعطیل می شوند. اما پس از ۹ روز تعطیلی با ابلاغ بهای جدید بلیت سینماهای تهران به شهرداری، ایشان کارشان را آغاز می کنند …

=سال ۱۳۵۷، که سال تظاهرات انقلابی است و سینماها، کمترین مدت فعالیت را داشته اند، معهذا چند فیلم مطرح در دوره های کوتاه به نمایش درآمدند: «دایره مینا» (داریوش مهرجوئی)، «مرثیه» (امیر نادری)، «گزارش» (عباس کیارستمی)، «سفر سنگ» (مسعود کیمیائی) و «کلاغ» (بهرام بیضائی) …

… و می رسیم، به سالهای بعد از انقلاب که با وجود نشریات متعدد تخصصی و توجه سایر نشریات و رسانه ها، سینمای ایران از موقعیت بهتر و مرتبه محترم تر برخوردار است، روزهای مهم و سرنوشت سازی طی سه دهه گذشته بر سینمای ایران گذشته، که با توجه به کثرت ارتباطات رسانه یی، اکثراً از آن مطلعند، مثلاً از حذف عوارض برای فیلم های ایرانی، که پیش از آن سالها سینماگران تلاش کردند و به آن دست نیافتند و … و … همین «خانه سینما» که این روزها باید درگیر جشن «روز سینما» باشد اما؟! …

امیدوار باشیم که «سینما» خانه خود رابازیابد …

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *