اکبر عالمی، سرشار از شوقِ آموختن و آموزاندن بود

اکبر عالمی، در هفتادوپنج‌سالگی برای همیشه تنهایمان گذاشت. فردی که «مهرداد اسکویی»، مستندساز، در گفت‌وگو با ایرنا معتقد است ‌او سرشار از شوق آموختن و آموزاندن بود.

«مهرداد اسکویی» در آغاز گفت: در چندماه اخیر، ما سه‌نفر از بزرگترین مردان تاریخ فرهنگ این سرزمین را از دست داده‌ایم؛ خسرو سینایی، منوچهر طیاب و اکبر عالمی. مگر می‌شود به این نزدیکی داغدار آنها شویم و صدمه نبینیم و درد نکشیم . این خسران را چگونه جبران کنیم و حالمان خوب باشد. این نسل از صفر، همه‌چیز را خودش ساخت و کوشید با همه سختی‌ها همه‌چیز را باد بگیرد و یاد بدهد. شبیه این نسل دیگر نداریم.

او درباره استادش گفت: فرهنگ معاصر ایران یکی از پدران راستین خود را از دست داد. اکبر عالمی بزرگ‌مردی فروتن، بسیار باسواد، نوع‌دوست و عاشق شاگردانش بود. هرجا آنها بودند او پشت و پناه‌شان بود. جمله معروفی داشت که کاری کنید منِ معلم به شما افتخار کنم و من بگویم شما شاگرد من بوده‌اید، نه آنکه شما افتخار کنید که من استادتان بوده‌ام. او در عرصه فرهنگی این مملکت، بسیار آدم ساخت؛ نمی‌گویم فیلم‌ساز و کارگردان و مسئول لابراتور و انیماتور و استاد دانشگاه درجه یک تربیت کرد، او آدم تربیت کرد.

این مستندساز اضافه کرد: عالمی، شوخ و بذله‌گو بود اما در تدریس و کارگردانی بسیار جدی بود. او همیشه مسئولیت ما را به همه‌مان گوشزد می‌کرد که نقش خودتان در زندگی را درست انجام دهید چون باید بسپارید و بروید. او توانست آدم مفیدی برای فرهنگ این مملکت باشد. اگر از کسی جمله‌ خوبی می‌شنید، آن‌را می‌نوشت و مقابلش تعظیم کرد زیرا به معنای واقعی کلمه تشنه یادگیری بود. ما دیگر آدم‌های اینجوری نداریم. نه اینکه نیستند اما آنقدر کمیاب‌اند که دلم برای نسل امروز و آینده که از درک او و نسل او محروم خواهد بود، می‌سوزد.
اسکویی تأکید کرد: نسل اکبر عالمی، نسل مهمی بودند. نمی‌دانم در آن سال‌ها چگونه این نسل رشد یافت که با این شور و شوق و ایمان و اعتقاد ادامه داد و به چنین اسطوره‌هایی تبدیل شد. خودِ عالمی، به‌هیچ‌وجه ادعا نداشت؛ باطمأنینه و آراسته بود و هرگاه سخن می‌گفت، از لغات استفاده درست می‌کرد. او به اعتماد می‌داد که تو معمار آینده سینما و فرهنگ این مملکت هستی. او مثل معماران قدیمی که مقرنس‌کاری و آجرچینی را قدم‌به‌قدم یاد می‌داد، آجربه‌آجر یاد داد که چگونه سینمای آینده‌مان را بچینیم و بسازیم. او این مشعل دانایی را دست‌به‌دست چرخاند. خیلی از شاگردان او که حالا برای خود کسی شده‌اند، هنوز هم جزوه‌هایش را دارند که رویش نوشته بود لطفا کپی نکنید.

اسکویی خاطرنشان ساخت: من هنوز در شگفتم از این حجم از ساختن. چگونه می‌شود خداوند در آدمی انقدر قدرت قرار دهد که این همه آدم درجه یک بسازد که اگر نام ببرم شما همه‌شان را می‌شناسید و امروز در شهر شهر این مملکت به جوانان درس می‌دهند. خودِ من ممکن است گاهی از درس دادن خسته شوم اما او چنین نبود و وجودش سرشار از شوق یاد دادن بود و مطمئن هستم حتی در بیمارستان، اگر کسی از او سوال می‌پرسید با همان ماسک اکسیژن جوابش را می‌داد. او سرشار از شوق آموختن و آموزاندن بود و افسوس که از دستش دادیم.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *