یک فنجان چای با رامتین خداپناهی

«بانوی عمارت» تنور تلویزیون را گرم کرد

بانی فیلم، گروه تلویزیون، زینب علیپور: فیلمنامه و شخصیت پردازی درست و حرفه ای در یک اثر نمایشی به قدری اهمیت دارد که یک بازیگر حرفه و با تجربه را می تواند سر ذوق بیاورد تا بتواند نقش را ماندگار کند. گرچه از این دست کارها چند سال یکبار بار ممکن است به بازیگرها پیشنهاد می شود. اتفاقی که در «بانوی عمارت» برای اغلب بازیگران رخ داد. از جمله رامتین خداپناهی که مدتها بود فیلمنامه ای از این دست به او پیشنهاد نشده بود. او در این مجموعه توانست نقش میرزا اسد شالچی را به قدری روان و باور پذیر بازی کند که به یکی از تجربیات ماندگار در رزومه کاری اش تبدیل شود. شروع گفت و گوی بانی فیلم با این بازیگر نکاتی پیرامون این مجموعه بود، اما در ادامه به موارد مهمتری در سینما و تلویزیون هم اشاره کرد که در ادامه می خوانید:

 بعد از سال ها نقش ماندگاری چون میرزا اسد شالچی به شما پیشنهاد شد. به نظر شما چرا از این دست کارها کمتر در تلویزیون ساخته و به بازیگرانی چون شما پیشنهاد می شود؟
– در واقع می توان گفت شاید بخشی از دیده شدن این سریال و اینکه نه تنها من بلکه اغلب همکاران من خوش درخشیدند و توانستند نقش خود را به درست ترین شکل ممکن ایفا کنند، قدرت فیلمنامه است. شخصیت پردازی درستی که آقای جوانمرد کرد و پیشبرد درست موقعیت ها در فیلمنامه و زمان بندی درست فیلمنامه همه دست به دست هم می دهد تا بازیگر به درست ترین شکل ممکن بتواند پاسخ متن و نقش را بدهد.
 اما گاهی هم برعکس این موضوع ممکن است اتفاق بیفتد. یعنی همه شرایط کار برای بازیگر مهیاست، اما نمی تواند بدرخشد!
– ما درباره بازیگر حرف می زنیم. آنهایی که شما مثال زدید، به عقیده من بازیگر نیستند. هر کسی که نمی تواند بازیگر باشد. متاسفانه باید بگویم وضعیت به گونه ای شده که آنقدر هیاهو زیاد است که در این هیاهو اکثر صداها گم می شود و سره از ناسره قابل تشخیص نیست. از دوستی پرسش می کنم چرا این شخص برای این نقش و در پاسخ می گوید فلانی فالوور زیاد دارد! بنابراین باید بگویم متاسفانه این مسیر، مسیر خوش آتیه و درخشانی برای سال های پیش رو نخواهد بود. وقتی فضای مجازی تعیین کننده انتخاب بازیگر باشد، من واقعا نمی دانم چه باید بگویم! در دوره ای در هالیوود مایزنر سنفورد مسوول کشف استعدادهای جوان در چند کمپانی هالیوود است. ما هم در این زمینه کم استعدادهای درخشان در آموزشگاه ها و دانشگاه ها نداریم اما به دلیل همان آشفته بازاری که عرض کردم و مثل بختک سایه انداخته اند، هیچ وقت عرصه ای برای عرضه اندام ندارند. همانطور که در اقتصاد و سیاستمان این مسائل هست، در فرهنگمان هم هست و نمی توانیم این ها را از هم مجزا کنیم. دارو دسته بازی و گروه بازی باعث شده که دیگر اولویت ها مشخص نباشد و این اصلا اتفاق خوشایندی نیست.
 حتی در انتخاب بازیگر برای نقش مورد نظر به بازیگرانی پیشنهاد می دهند که هیچ ربط و سنخیتی به هم ندارند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که فیلمنامه ها به سمتی رفته اند که هر نقشی را هر بازیگری می تواند بازی کند!
– دقیقاً و متاسفانه این مسئله سر دراز دارد. اتفاقا من سال ۸۸ برای بازی در یک فیلم انتخاب شده بودم که کارگردان آن فیلم به من گفت که تنها گزینه من برای این نقش تو بودی. البته به دلایلی نشد که من در این فیلم حضور داشته باشم و به توافق نرسیدیم. دو بازیگر دیگری که برای آن نقش انتخاب شدند، هیچ ربطی به من نداشتند! در صورتی که در هالیوود برای بازیگر فیلمنامه نوشته می شود و اگر به هر دلیلی نتواند در آن کار بازی کند، آن پروژه تعطیل می شود! خاطرم هست هوشنگ حسامی می گفت وقتی در تئاتر استعدادی مثل خسرو شکیبایی را کشف کردیم، گفتیم حالا می توانیم سراغ خیلی از نمایشنامه ها برویم. چون بازیگرش موجود است. ابتدای کار اگر قرار است نمایشنامه ای روی صحنه و یا فیلمنامه ای مقابل دوربین برود، کستینگ حرف اول را می زند. بنابراین درست مثل شطرنج مهره ها را باید به گونه ای بچینید که این مهره ها بتوانند رل خودشان را درست بازی کنند. آن وقت است که کار دیده می شود.
 درست مثل «بانوی عمارت» که می توان گفت اغلب مهره ها درست چیده شده بودند.
– بله البته ضعف هایی هم وجود دارد و نمی توانیم به طور مطلق بگوییم که همه چیز درست است. اما می توان گفت که ۹۰ درصد مهره ها درست چیده شده بودند. اما چند درصد در کارهای تلویزیونی و سینمایی این اتفاق می افتد. البته شاید هم چندان اهمیت ندارد و چیزهای دیگری اهمیت دارد!
 بله و اینکه وقتی یک اثر سینمایی و یا تلویزیونی مورد توجه مردم و تا حدودی منتقدان قرار می گیرد، باید به نوعی خالق آن اثر حمایت شود. به عنوان مثال از نویسنده و کارگردان سریال «بانوی عمارت». اما متاسفانه این اتفاق کمتر می افتد.
– دقیقاً. این بخش خیلی مهم است. نظر من این است جدا از آقای حمیدنژاد که کارگردان کار بلد و خوش فکری است و بر خلاف عده ای کارگردان بازاری نیست، اما یک متن بد می تواند حتی کارنامه کاری یک کارگردان خوب را هم خراب کند. بنابراین نبادی متن خوب احسان جوانمرد را فراموش کنیم. متن خوب و اجرای درست در کنار هم کار را شاخص می کند. وگرنه متن متوسط رو به پایین را به یک کارگردان و بازیگر حرفه ای هم بدهند نمی توانند آن اثر را شاخص کنند. بسیاری از کارگردان های شاخص دهه ۵۰ در دهه ۷۰ کارنامه درخشانی ندارند! شما می بینید کارگردان دهه ۵۰ فیلمی ساخته که جزو فیلم های شاخص تاریخ سینما محسوب می شود، اما در دهه ۸۰ و یا ۹۰ آثاری را می سازد که همه چیز را زیر سوال می برد. بنابراین جدای از کارگردانی حرفه ای، متن خیلی تاثیرگذار است. بنابراین باید زمان و پول کافی در اختیار افراد خوش فکری مثل احسان جوانمرد قرار بدهیم که بتواند آثاری از این دست را برای ما به ارمغان بیاورند. آقای جوانمرد ۷ سال برای این فیلمنامه زمان گذاشته و این کار با ارزشی است. تمام دیالوگ های این سریال صیقل خورده است و زمان بندی کار درست است و چه تعلیق های بجایی دارد. به هر حال نواقصی هم در کار هست. اما به قدری کم است که مورد توجه قرار نمی گیرد.
 ضمن اینکه بعد از مدتها توانسته سطح سلیقه مخاطب را هم در تلویزیون بالا ببرد. گرچه من اوایل سریال جزو منتقدان به کار بودم.
– بله. یکی از بزرگترین مشکلات ما در عرصه فرهنگی مناسبت کاری است. این مناسبت کاری ها چه در تئاتر، سینما و به خصوص تلویزیون متاسفانه لطمه بسیار زیادی وارد کرده است. اینکه می گویند سریال برای نوروز و یا ماه رمضان داشته باشیم غلط است. چرا ما در طول ۱۲ ماه سال ۷- ۸ سریال خوب نباید داشته باشیم؟ کجای دنیا چنین کارهایی انجام می شود؟ باید تمام توان خود را گذاشت تا در طول سال چند کار خوب ساخت. اینکه در چه زمانی پخش می شود که ملاک نیست! هر زمان کار خوبی ساخته و پخش شود، قطعاً مخاطب استقبال خواهد کرد. من فکر می کنم در تئاتر هم همین طور. جشنواره ها بزرگ ترین لطمه را به تئاتر وارد کرده اند. در صورتی که چنین جشنواره هایی در هیچ جای دنیا نیست.
 همین موضوع باعث می شود که به جای تمرکز و توجه روی کیفیت آثار به مناسبتی بودن و سفارشی بودن کار و اینکه به جشنواره برسد اهمیت بدهیم.
– بله. این لطمه می زند. حال هم که به جشنواره فجر نزدیک می شویم، همه در تلاشند تا فیلمشان را برسانند. در صورتی که در هالیوود فقط یک مراسم اسکار دارند که تمام فیلم ها اکران می شود و آخر اکران فیلم ها مورد ارزشیابی قرار می گیرد. نه اینکه کار را فقط در جشنواره به نمایش در می آورند و بعد سیمرغ می گیرد و رفت تا سال آینده. در صورتی که باید سطح فرهنگ، بینش و دانش و سلیقه مردم را ارتقاء داد.
 مردم هم با ذهنیتی که منتقدان و داوران فیلم را ارزیابی کرده اند به سینما می روند و فیلم را تماشا می کنند.
– بله و اصلا خوب نیست. در صورتی که باید آن اثر دیده شود و بعد مورد ارزیابی قرار بگیرد. ضمن اینکه قرار نیست ما سلیقه مردم را تغییر بدهیم، فقط باید ارتقاء بدهیم. از طرفی ما باید در سینما ژانر های متعددی را داشته باشم. اما ما اصلا ژانر نداریم!
 بعضی ژانرها که در سینمای ما فراموش شده است!
– دقیقاً. جالب اینجاست که بازیگران هم در مجموعه ژانر تعریف می شوند. ممکن است بازیگری در ژانر اکشن معروف باشد و بازیگر دیگری در ژانر کمدی و هر کدام طرفداران خودشان را هم دارند. به این می گویند صنعت و تولید سرمایه که ما متاسفانه در ایران نداریم که یا نمی خواهیم داشته باشیم و یا تخصصش را نداریم. به عنوان مثال احسان جوانمرد در این ژانر تخصص دارد و خوش درخشید و باید سرمایه و زمان در اختیارش قرار بدهیم تا بتواند از این دست آثار خلق کند. البته سرمایه می تواند دولتی نباشد و به بخش خصوصی سپرده شود. اتفاقا به نظر من دولت در برخی موارد باید خودش را کنار بکشد. چون ما متخصصین فرهنگی داریم که از این رو باید نهادهای فرهنگی داشته باشیم. باید هر کمپانی فیلمسازی در ایران باید چند شبکه داشته باشد.
 اما متاسفانه هر کسی که پول دارد، سرمایه گذاری می کند و در همه زمینه ها نیز اعمال نظر می کند!
– بله متاسفانه. جالب اینکه در هالیوود به صرف اینکه سرمایه داری نمی توانی فیلم تهیه کنی. اصلا اجازه چنین کاری را نمی دهند. به هر حال همان آشفته بازاری است که پیش از این هم گفتم.
 درباره ژانر در سینما صحبت کردید. نکته مهمی که چند سالی است در سینما دیده می شود و یکباره اغلب فیلمسازان به سمت کمدی سازی می روند!
– ای کاش کمدی ساخته شود و فیلم های کمدی در حد وودی آلن داشته باشیم، این فیلم ها به جای اینکه کمدی باشند، هجوند! جالب اینجاست که اغلب این فیلم ها هیچ کدام ماندگار نیستند! همین حالا اگر مروری به سینمای سه چهار سال قبل کنید، متوجه می شوید هیچ کدام از این فیلم ها ماندگار نشدند و حتی نام هیچ کدام را هم به یاد نداریم. همنی چیزهاست که ضربه وارد می کند و حتی به تئاتر و تلویزیون هم کشیده شده است. البته فکر می کنم این مسائل اهمیتی هم ندارد.
 بله فقط سریال ساخته شود تا آنتن پر شود. همین مهم است!
– بله در صورتی که قرار است قرن ها زندگی در این سرزمین پیش برود و زندگی با سطح نازل فرهنگی در سال های پیش رو غیر قابل پیشرفت است. جامعه ما تهاجمی شده و متاسفانه ما به ملت های تهاجمی تبدیل شده ایم. در صورتی که کجای دنیا آمار مرگ و میر از دعوای بعد از تصادف بیشتر است؟! درباره این مناسبات باید حرف زده شود. مدام درباره سس ماکارونی تبلیغ می شود اما درباره قوانین راهنمایی و رانندگی و زندگی شهری نمی شود!
 البته در تلویزیون تبلیغات راهنمایی و رانندگی می شد که  خیلی زود هم تمام شد و به فراموشی سپرده شد!
– بله. در صورتی که باید روی فرهنگ کار کرد. ما باید قهرمان سازی و قهرمان پروری کنیم. ما چه قهرمانی در سینما داریم؟! این را بدون اغراق می گویم که «بانوی عمارت» که پخش می شود، تعداد زیادی از دانشجوها از من می خواهند کتابی درباره تاریخ قاجار به آنها معرفی کنم.
 بله سریال هایی از این دست حتی می توانند سرانه مطالعه را بالا ببرند.
– بله قطعا آثار نمایشی در زمینه ارتقاء فرهنگ می تواند تاثیرگذار باشد. پس باید از این دست کارها زیاد ساخته شود.
 یکی از همکاران شما هم در گفت و گویی که داشتیم به این نکات تا حدودی اشاره کرد و اینکه مدیریت فرهنگی باید به دست آدم هایی سپرده شوند که شناخت دقیقی از فرهنگ و هنر دارند تا سینما و تلویزیون را از ورطه ای که وجود دارد، نجات بدهیم.
– بله دقیقاً.
 به خصوص تئاتر که مدتی است حتی قداست خود را از دست داده است!
– به این خاطر که هیچ قانون مدونی در این زمینه موجود نیست. در صورتی که در کشورهای توسعه یافته و پیشرفته همواره قوانینی وجود دارد که متاسفانه در کشور ما وجود ندارد. به عنوان مثال شما می توانی ساکن سوئد باشی و در خانه خودت یک ایرانی. اما وقتی در جامعه حضور داری و فعالیت می کنی باید تابع قوانین آن کشور باشی. دلبخواه نیست! اما قانون فرهنگی ما کجاست و چیست؟! اصلا متخصص نداریم! در هیچ جای دنیا هر کسی اجازه ورود به اتاق عمل را ندارد. اما همه به راحتی نویسنده و کارگردان و بازیگر می شوند! چرا هر کسی به خودش اجازه می دهد بازیگر باشد و یا کارگردان؟
 حتی خاطرم هست تا چند سال قبل وقتی صحبت از بازیگری می شد که تجربیات تئاتری دارد، این ذهنیت درباره او وجود داشت که بازیگر توانمندی است. اما گویا این روزها تئاتر هم درگیر مسائلی شده است!
– بله آشفته بازاری است. آنقدر این گرداب مهیب و مخوف شده که دیگر نمی توان چیزی درباره اش گفت. فقط باید کاری کرد که وارد این گرداب نشوی و خودت را حفظ کنی. البته این مشکلات به بخش تدریس هم کشیده شده!
 بله نام اسامی را بعضاً می شنویم که ورک شاپ بازیگری برگزار می کنند؛ در صورتی که خودشان هنوز نمی دانند مقابل دوربین چه کار باید بکنند!
– دقیقاً. واقعاً فاجعه است. اگر بگویم امیدوارم که با امیدواری هیچ کاری درست نمی شود. باید کاری کرد.
 درباره «بانوی عمارت» کم صحبت کردیم. البته درباره دیالوگ های خوب سریال گفتید. با توجه به تعریفی که از فیلمنامه داشتید، اصلا بداهه سر صحنه کار نکردید؟
– اصلا امکانش نبود. به خاطر اینکه اگر یک کلمه را برمی داشتی همه چیز به هم می ریخت. فیلمنامه و دیالوگ ها خیلی دقیق نوشته شده بود.
 شخصیت میرزا اسد شالچی که ما به ازای واقعی در تاریخ ندارد. این طور نیست؟
– بله در واقع به جز ترور ناصر الدین شاه و میرزا رضای کرمانی ما به ازای واقعی ندارد و کاملا حاصل تخیل نویسنده است. اتفاقا آقای میرباقری هم گفت که «بانوی عمارت» تنور تلویزیون را گرم کرد و انگار که تلویزیون به دهه ۷۰ و ۸۰ برگشت. ما کارهایی را سراغ داریم که سال ها بودجه صرف ساخت آنها می شود و بعد که پخش می شود در حد استاندارد نیست. اما کاری مثل «بانوی عمارت» با بودجه و زمان کمتری ساخته شد و خروجی آن را هم می توانید مقایسه کنید. بنابراین می توان کار خوب هم ساخت اما نیاز به همت و خلاقیت و غیرت دارد. ما فقط به جیب خودمان فکر می کنیم.
 البته نمی توان همه چیز را هم به گردن نویسنده و کارگردان انداخت. ما بازیگرانی داریم که مثل یک کارمند و بدون انگیزه سر صحنه می روند و چون با انگیزه و خلاق نیستند، کار مورد توجه قرار نمی گیرد.
– خب طبیعی است. ما بی انگیزگی مان از بی هدفی مان می آید. وقتی بازیگر بعد از فیلمبرداری اسنپ کار می کند و یا به فکر این است که صاحبخانه اثاثیه اش را بیرون نریزد و درگیر امرار معاش است، چه انگیزه ای برایش می ماند؟ این چیزها از درون به گفته صادق هدایت مثل موریانه می خورد و از بین می برد.

اشتراک گذاری در:

نظرات 2
  1. سلام
    با توجه به درخشش سریال بانوی عمارت و نقش میرزا رضا کرمانی که آقای رامتین خداپناهی هم اشاره کردند ، لطف کنید با بازیگر این نقش که در تیتراژ سریال آقای حسن علیرضایی عنوان شده اند مصاحبه ای داشته باشید، ممنون.

  2. ما در سایتمان با توجه به نظرات مردم به این نتیجه رسیدیم که میرزا رضا کرمانی ، شازده و فخری محبوب مخاطبان سریال بانوی عمارت شده اند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *