یک فنجان چای با احسان جوانمرد نویسنده سریال

«بانوی عمارت» پایان کلاسیک دارد

بانی فیلم، گروه تلویزیون – زینب علیپور: احسان جوانمرد که نگارش سریال «بانوی عمارت» نخستین اثر مستقل اوست، پیش از این به عنوان یکی از نویسندگان سریال های «گمشدگان» و «هفت سنگ» در تلویزیون فعالیت کرده است. اما در این سریال سعی کرده داستان جذابی را برای مخاطبان این رسانه روایت کند که از همین رو با استقبال خوبی هم از جانب مخاطبان تلویزیون روبرو شده است. گرچه این سریال در کنار نقاط قوتی که دارد، نقاط ضعفی هم در اجرا و کارگردانی دارد که با توجه به بودجه ای که برای این سریال تعریف شده بود، می توان گفت دست اندرکاران این سریال کار تقریبا آبرومندانه ای را به سرانجام رسانده اند. چوانمرد در گفت و گو با بانی فیلم نکات مهمی را در خصوص فیلمنامه و داستان این سریال بیان کرد که در ادامه می خوانید:

 با توجه به اینکه عنوان قبلی سریال «آهو» بوده، بر این اساس قرار بود بیننده اتفاقاتی را که در این عمارت رخ می دهد، از نگاه آهو تماشا کند؟
– نه. در واقع نام آهو این برای پیوند دو فصل سریال با همدیگر بود. چون برای این سریال از ابتدا دو فصل در نظر گرفته شده بود.
 پس از ابتدای نگارش به دو فصل فکر کرده بودید؟
– بله قرار بود سریال دو فصل باشد و برای اینکه پیوند دو فصل در قصه حفظ شود و اینکه داستان عمارت را زمانی می دیدیم که آهو وارد عمارت می شد و از طرفی داستان آهو در فصل دوم برجسته می شد، به همین دلیل نام اولیه سریال «آهو» بود. اما بعد که قرار شد دو فصل مجزا ساخته شود. یعنی فیدبک فصل یک را ببینند و بعد فصل دوم را بسازند، نمی شد که از این نام برای سریال انتخاب کرد.
 یعنی شما فیلمنامه فصل دوم را آماده دارید؟
– قصه فصل دوم و یکی دو قسمت از فیلمنامه نوشته شده اما دوستان هنوز به جمع بندی برای اینکه وارد پروسه تولید شود، نرسیده اند.
 با این حساب قرار هست که فصل دوم سریال به زودی ساخته شود؟
– هنوز مشخص نیست. یعنی اراده برای ساخت وجود دارد، اما اینکه امکانش برای تولید وجود داشته باشد را من بی اطلاعم.
 به دلیل ادامه داستان در فصل دوم پایان باز را برای سریال در نظر گرفته اید؟
– نه. قصه کاملا بسته و تمام می شود و از این نظر هیچ مشکلی ندارد.
 حال که راجع به پایان بندی سریال صحبت کردید، با توجه به پایان سریال های اخیر که اغلب راضی کننده نیستند و بیشتر شبیه سرهم بندی کردن هستند، شما چه پایانی را برای سریالتان در نظر گرفته اید؟
– من فکر می کنم مخاطبانی که تا الان سریال را دنبال کرده اند، حتما از پایان بندی راضی خواهند بود. چون یک پایان کلاسیک را برای این سریال در نظر گرفته ایم.
 گویا نقدهایی به سریال شما وارد بود مبنی بر اینکه شباهت هایی به داستان «شهرزاد» دارد و شما هم در پاسخ گفته بودید که فیلمنامه این سریال پیش از «شهرزاد» نوشته شده است. بنابراین چرا پروسه تولید این سریال چند سال به طول انجامید؟
– بله فیلمنامه مربوط به سالهای پیش است. البته باید این سوال را از مدیران دوره های مختلف بپرسید! هر کدام از مدیران که آمدند، اولین قصه ای که کنار می گذاشتند همین قصه بود!
 منظورتان مدیران شبکه سه است؟
– شبکه های دیگر و مخصوصا شبکه سه که ما با زحمت کار را تصویب می کردیم و با تغییر مدیران بخش های مختلف شبکه این کار از اولویت تولید کنار گذاشته می شد!
 چرا؟ دلیل خاصی داشت؟
– من فکر می کنم به این خاطر که یک سری کارها معمولا در اولویت سازمان است و یک سری سیاست های درون سازمانی که باعث می شد ساخت این سریال به تعویق بیفتد و به نظرم نقد این سیاست گذاری ها نیاز به گفت و گوی مفصل تری در این باره هست.
 ما سراپا گوش هستیم. می توانید در این باره صحبت کنید.
– به نظرم سیاست ها در طول این سال ها به این شکل بوده است که نگاه هر مدیر به جای اینکه به مخاطب باشد، به مدیر بالاتر است! به همین دلیل به نظرم قصه ما چیز زیادی برای ارائه یک مدیر به مدیر بالاتر نداشت.
 فکر می کنید اگر در همان زمان کار به مرحله تولید می رسید، نتیجه مطلوب تری حاصل می شد و میزان مخاطبان سریال بیشتر از الان بود؟
– به دلیل اینکه قصه تاریخی بود، ۱۴۰ سال پیش و ۱۲۰ سال پیش خیلی تفاوت ندارد. به هر حال مخاطب خود را دارد.
 اما مخاطب تلویزیون در دهه گذشته به نسبت سال های اخیر خیلی بیشتر بود و سالهاست که تلویزیون مخاطبان بسیاری را از دست داده است.
– بله البته همان سالها اوایل این ریزش مخاطب داشت اتفاق می افتاد.
 با این وجود فکر می کنید این سریال در زمان مناسبی تولید شد؟
– به نظرم بیشتر از اینکه زمان مناسبی باشد، زمان ممکن الان بود. اما اینکه زمان مناسبی بود یا نه بی خبرم.
 با این وجود چه فیدبکی از مخاطبان این سریال تاکنون گرفته اید؟
– فکر می کنم در سطح مردم و فارغ از رسانه ها و فضای مجازی فیدبکی خیلی خوب و فراتر از انتظارمان را از مخاطبان گرفته ایم. اما در فضای مجازی به نظرم کمپینی که معمولا سریال ها برای تبلیغ در فضای مجازی دارند، ما نداشتیم و برای کار ما اتفاق نیفتاد. در حالی که برای سریال هایی به مراتب ضعیف تر از «بانوی عمارت» کمپین هایی به مراتب قوی تری در فضای مجازی ایجاد می شود. به هر حال یک زدو بندهایی در فضای مجازی برای برخی سریال ها وجود دارد و هزینه هایی باید بشود که برای این سریال نشد. با این حال خیلی ها که تلویزیون تماشا نمی کردند، مخاطب این سریال هستند. در کل فکر می کنم قصه برای عده ای که یکی دو قسمت از کار را دیده اند، جذبشان کرده و الان مخاطب سریال هستند.
 عده ای هم معتقدند که فضای سریال شما شبیه به سریال «حریم سلطان» است. به خصوص دسیسه هایی که در این عمارت برای شازده شکل می گیرد بی شباهت به آن سریال نیست. نظر شما در این باره چیست؟
– من چند قسمتی از این سریال را دیده بودم و فکر می کنم اینکه دربار عثمانی شباهت بسیاری به سلسله های ترک زمانی که در ایران حکومت می کردند داشتند. بنابراین شاید مناسباتی که در آن دربارها وجود داشت، در اینجا هم باشد. اما حرف من سر این است که ما در «بانوی عمارت» با یک شازده مغضوب روبرو هستیم که هیچ وقت امکانات دربار را نداشته. از آنجایی که من در قصه های بعدی که می نویسم، قطعا به سراغ دربارها خواهم رفت، از الان فکر می کنم وقتی ارسلان میرزا را شبیه به حریم سلطان می دانند، آن وقت که من سراغ دربار پادشاهان بروم چه می گویند! به هر حال این تاریخ ماست و دربار این سلاطین تاریخ ماست و ما نمی توانیم به خاطر اینکه در کشور همسایه درباره دربار شاهان خودشان قصه پردازی کردند، ما خودمان را از این منابع و قصه هایی که داریم، محروم کنیم. به هر حال ساختار دربار و حرمسرای سلاطین ما شبیه به دربار آنهاست، اما به هر حال تاریخ ماست و نمی توانیم خودمان را محروم از ساختن چنین تاریخی کنیم.
 شاید دلیل هجمه ای از نقدهایی که به سریال شما شد، به این برمی گردد که ما سالهاست از این دست سریال های تاریخی و درباری در تلویزیون نداشتیم!
– ولی من مستقیم در کارهای آینده به سراغ درباره صفویه و یا قاجار خواهم رفت. ضمن اینکه شازده ارسلان و عمارتش خیلی فضای دوری از دربارهای شاهانه دارد. زندگی ارسلان بیشتر شبیه به زندگی مردم عادی طبقه بالا در زمان قاجار است. البته یک بخشی هم به تفاوت لفظ شازده و شاهزاده برمی گردد. چون ارسلان شاهزاده نیست؛ شازده است. می دانید که به فرزندان شاه شاهزاده می گفتند و به نوادگان شاه شازده می گفتند و آنهایی که چند نسل قبلشان به شاه بر می گردد.
 داستان و شخصیت هایی که در این سریال وجود دارد، ما به ازای واقعی در تاریخ داشته اند؟
– به هیچ وجه. البته شاید معادل این افراد در دوران مختلف تاریخی وجود داشته باشدف اما ربط مستقیمی با شخصیت های مختلف تاریخی ندارند. البته بستر داستان را بر اساس مستندات تاریخی کار کرده ایم. اما وقایع داستان و سیر دراماتیکی آن کاملا بر اساس تخیل است. اما خب دست هایی پشت پرده و یا انجمن های مخفی در آن دوران بوده است.
 حتی مراسم خواستگاری و ازدواج؟
– بله انچه که در سریال در مراسم خواستگاری دیدید، عینا در آن دوران هم بوده اما خب برخی چیزها را ما نمی توانستیم عیناً نشان بدهیم. و به آنها بپردازیم. به عنوان مثال شکل خانم ها در زمان قاجار.
 که من به این بخش از کار نقد دارم و فکر می کنم که اصلا شبیه به خانم های دوران قاجار نیست!
– در زمان قاجار به دلیل علاقه شاهان به غلام بچه ها زنها سعی می کردند خودشان را شبیه به آنها کنند تا مورد توجه شاهان و سلاطین قرار بگیرند. بنابراین عکس هایی که می بینید و مایه تمسخر نسل های بعدی است، به همین دلیل است. اما ما نمی توانستیم اینگونه خانم ها را نشان بدهیم چون در آن صورت هیچ کسی سریال را تماشا نمی کرد.
 شاید کارگردان باید به این سوال پاسخ بدهند. اما به نظر می رسد که خانم های سریال شما بیشتر دوست داشتند زیبا دیده شوند و مورد توجه قرار بگیرند تا اینکه شبیه به مستندات تاریخی باشند. به هر حال می شد که کمی شباهت را در گریم ایجاد کرد!
– همانطور که خودتان هم گفتید این بخش از کار به کارگردان برمی گردد و من نمی توانم درباره کار ایشان نظر بدهم چون به من فیلمنامه و داستان مربوط می شود.
 مدتی است که نویسنده ها در انتخاب بازیگر و کارگردانی هم نظر می دهند. مگر شما در این باره با کارگردان مشورت نکردید؟
– نه. با من درباره انتخاب بازیگران و چه لباس و گریم و هیچ بخشی از کار مشورتی نشد. اما فکر می کنم کارگردان باید بین جذابیت و پایبندی به وقایع تاریخی مجبور به انتخاب بوده است. اما در کل فکر می کنم مجموع این عوامل باعث شد که مخاطب پای این سریال بنشیند. اگر این سریال باعث شده باشد که مردم سریال را ببینند و با بخشی از تاریخ و گذشته خود آشنا شوند و به اطلاعات تاریخی شان افزوده شده باشد، سریال توانسته به بخشی از رسالت خود عمل کرده باشد. چون به هر حال اولین کارکرد یک اثر نمایشی این است که مخاطب را یرگرم کند.
 اما انتقادی که به بخش فیلمنامه و کار شما برمی گردد این است که شمایل زن در دوران قاجار به این شکلی نبود که شما در سریال ارائه کردید. زنها تا این حد مستقل و جسور و سرکش در مقابل همسر و دیگران نبودند!
– به نظرم می رسد که این تاکید ها بیشتر به خاطر شخصیت فخرالزمان است. در صورتی که ما زن های دیگری هم در داستان داریم. ما در این سریال زن های تیپیک دوران قاجار کم نداریم. مثل عمه و دختر عمه یحیی در سولقان و یا مهرالنساء و حتی خانواده حاج فتاح و بهجت و… ما در همه اینها روح تاریخی جاری را در رفتار و سکناتشان می بینیم. اما درباره فخرالزمان من باید در واقع انتخاب می کردم که آیا شخصیت های اصلی زن من در این سریال یعنی فخرالزمان و آهو را معادل زنهای تیپیک ان دوران در نظر بگیرم تا به تصور عام از زنان ان دوران تن بدهم و یا از زنهای قدرتمندی که در تاریخ قاجار و سلسله های قبلی داشتیم و کم هم نبودند را در فیلمنامه ام نشان بدهم. چون ما در تاریخ چنین پتانسیلی را در باره زنها داشتیم و به نظرم حیف بود که از بعضی فاکتورها در این کار برای طراحی شخصیت ها استفاده نکنیم. بنابراین دوست داشتم چنین تصویری را که در سریال می بینید از زنان آن دوران نشان بدهم و به نظرم هم کار درستی کردم.
 فکر می کنم این اولین تجربه تاریخی شماست. این طور نیست؟
– این اولین سریال مستقل من است و پیش از این با دوستان دیگر به طور مشترک فیلمنامه نوشته ام که البته تاریخی نبودند.
 الان چطور؟ در حال نگارش فیلمنامه ای هستید؟
– بله فقط می توانم بگویم نگارش یک سریال تاریخی در دست دارم که البته نمی توانم در این باره توضیحی بدهم. چون فعلا اجازه ندارم درباره این سریال توضیحی بدهم.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *