گفت و گو با فلورا سام

«بیقرار» مورد بی توجهی قرار گرفت!

بانی فیلم، گروه تلویزیون – زینب علیپور: سریال «بیقرار» که بی هیچ توضیح و توجیهی با وجود بازیگران مطرح و بنام ساخته شده بود اما فصل دوم آن سالها از کنداکتور پخش جدا مانده بود، سرانجام پس از چهار سال روی آنتن شبکه دو رفت. سریالی به نویسندگی و کارگردانی فلورا سام که حتی خود او به عنوان خالق اثر و همسرش به عنوان تهیه کننده از دلایل پخش نشدن آن بی اطلاع بودند. فلورا سام در «بیقرار» داستان زنی به نام رعنا را به تصویر کشیده که پس از آزادی از زندان به دنبال زندگی و حق از دست رفته خود است و برای باز پس گرفتن دخترش تمام تلاشش را به کار می گیرد که در این راه با موانعی روبرو می شود.
از آنجایی که خالق این داستان با روحیات و تفکرات زنانه آشناست، توانسته تصویر واقعی تری از یک زن و مادر به مخاطب ارائه بدهد. از این رو بانی فیلم با این نویسنده و کارگردان گفت و گویی درباره چند و چون ساخت این سریال و داستان آن داشته که در ادامه می خوانید:

 در ابتدا برایمان بگویید دلیل وقفه چند ساله ای که در پخش فصل دوم سریال «بیقرار» افتاد، چه بود؟
– این روزها هر کدام از همکاران شما که با من تماس می گیرند همین سوال را دارند. حقیقت این است زمانی که ما سریال «بیقرار» را ساختیم و در همان ۱۰ قسمت با استقبال خوبی از جانب مخاطبان روبرو شد و به ما گفتند که قسمت دو این کار را هم شروع کنید.
 یعنی از ابتدا برنامه ای برای ساخت فصل دوم نداشتید؟
– نه البته پایان داستان، آن چیزی نبود که در پایان فصل اول دیدید. وقتی به ما در قسمت های ۷- ۸ گفتند که ادامه بدهید، ما در مونتاژ کاری کردیم که پایان قصه باز بماند. یعنی اگر قرار بود که سریال در یک فصل ساخته شود، پایان آن به گونه ای دیگر بود. بنابراین ما پایان را کمی تغییر دادیم تا بتوانیم آن را ادامه بدهیم. بعد هم من شروع به نگارش فیلمنامه فصل دوم کردم و حدود ۷- ۸ ماه نگارش به طول انجامید و سپس بلافاصله شروع به تصویربرداری کردیم.
 و چه اتفاقی افتاد که سریال بعد از چهار سال روی آنتن رفت؟
– زمانی که ما شروع به تولید فصل دوم کردیم، تغییرات مدیریتی پیش آمد و از این رو پخش سریال به تعویق افتاد.
 با این حال از طرف تلویزیون توضیح روشن و شفافی به شما داده نشد که دلیل این وقفه چند ساله چه بود؟
– واقعیت این است که من به عنوان کارگردان کارم را انجام دادم و هر زمان که از تهیه کننده سوال می کردم می گفت که به ایشان زمان های مختلفی را برای پخش اعلام می کردند. البته من که در مقام تصمیم گیرنده نیستم، اما من و تهیه کننده هیچ کدام دلیل به تعویق افتادن پخش سریال را نمی دانیم و چیزی هم به ما در این زمینه اعلام نشد. فکر می کنم این سوال باید از کسانی که در مقام تصمیم گیری هستند پرسیده شود.
 بله. اما شما خالق اثر هستید و اگر در قصه موردی وجود داشت و یا با کلیت کار مشکلی داشتند باید به شما اعلام می کردند. این طور نیست؟!
– من فکر می کنم دلیل آن بیشتر سلیقه ای بود. چون قصه به گونه ای نبود که مشکلی در پخش داشته باشد. ضمن اینکه بازیگران و عواملی که در این کار با ما همکاری کردند، همگی افراد حرفه ای و کار بلدی بودند. از طرفی تیتراژ را که ببینید متوجه می شوید که آدمهای با اعتباری که نامشان در تیتراژ است، هیچ وقت در کاری حضور پیدا نمی کنند که کار ضعیفی باشد. بنابراین برای من هنوز یک علامت سوال بزرگی است که چطور به سریالی که سعی کرده استانداردهایی را رعایت کند، این طور چهار سال مورد بی توجهی قرار گرفت!؟
 البته این مشکل صرفا به سریال شما برنمی گردد. سریال های دیگری هم هستند که هنوز سرنوشت مشخصی در پخش ندارند و هیچ کسی هم در این زمینه پاسخگو نیست!
– به هر حال درباره سریال «بیقرار» می توانم بگویم که من و آقای اوجی از دلیل وقفه چند ساله آن بی اطلاعیم.
 فاصله چند ساله در پخش باعث نشد که داستان سریال رنگ کهنگی بگیرد؟ چون به هر حال این سریال برای مخاطبان چهار سال پیش و با شرایط زندگی آن زمان ساخته شده است؟
– این مسئله زمانی در تعویق خطرناک می شود که قصه ها تاریخ مصرف داشته باشند. چون بعضی از سریال ها تاریخ مصرف دارند و مربوط به یک برهه خاصی می شوند. اما قصه سریال «بیقرار» در حقیقت سریال بدون تاریخ است. چون در آن ماجرای انسانی مطرح می شود و قصه به گونه ای نیست که بگوییم در طول زمان کهنه می شود. این نوع قصه ها و ملودرام های اجتماعی به گونه ای نیستند که در طول زمان رنگ کهنگی به خود بگیرند. بنابراین من هیچ وقت نگران این موضوع نبودم که سریال پس از چهار سال که پخش می شود، مسائلی در آن مطرح شده باشد که با زمان و جامعه امروز منافات داشته باشد.
 سریال را تدوین مجدد کردید؟
– بله. ما در تدوین ۱۰ قسمت فصل اول را به ۸ قسمت تدوین کردیم. البته فصل دوم ما ۲۷ قسمت بود که به ما گفتند در کل ما ۲۸ قسمت می توانیم سریال را پخش کنیم و زمان بیشتر نداریم. بنابراین ما مجدداً فصل اول و دوم را تدوین کردیم تا در نهایت فصل یک و دو به ۲۸ قسمت تبدیل شد.
 در این تغییرات و تدوین مجدد سکانس های مهمی را هم از دست دادید؟
– به هر حال چیزهایی را از دست دادیم.
 از سکانس های خشونت رامین نسبت به رعنا هم چیزی کم شد؟
– نه. واقعیت این است که پخش شبکه دو خیلی در این زمینه ما را حمایت کردند و باید از این دوستان تشکر کنم. البته پیش از پخش با برخی بخش ها مشکل داشتند که به ما گفته بودند تا این مضامین در کار کمرنگ تر شود و ما هم اعمال کردیم. اما به هر حال چیزهایی را ازدست دادیم تا سریال کوتاه تر شود.
 با توجه به قانون حضانت و سرپرستی که مدام در حال تغییر و تبصره های مختلف است، سریال و به خصوص پایان بندی دچار مشکلی در قصه نشد؟
– نه. درباره قانون سرپرستی بچه های بی سرپرست اگر پدر یا مادر قانونی پیدا شود و ادعا کند، پس از آزمایشاتی که انجام می شود فرزند به آنها داده می شود. این مسائل را من در داستان مطرح کردم. چون داستان را از یک پرونده واقعی نوشتم. اما سن کودک و صلاحیت پدر و مادر قانونی و سالیانی که کودک در کنار خانواده دوم خود زندگی کرده در تصمیم قاضی تاثیرگذار است که تمام اینها در داستان لحاظ شده است. من هنگام نگارش مشاور حقوقی داشتم که می دانم قانون در این زمینه تغییری نکرده است. البته من یک سریال در این زمینه نوشته ام که هنوز به مرحله تولید نرسیده. اتفاقا در این سریال انتقاداتی به قانون حضانت مطرح کردم که هر زمان ساخته شود، متوجه داستان می شوید. اما درباره سوال شما باید بگویم که قانون در این زمینه تغییراتی نداشته است و از این نظر در داستان با مشکلی روبرو نشدم.
 با توجه به داستانی که در سریال «بیقرار» روایت کردید، فکر نمی کنید ممکن است تاثیر منفی روی مخاطبی بگذارد که قصد دارد کودکی را به سرپرستی قبول کند؟ با دیدن سریال شما ممکن است کمتر کسی به سراغ سرپرستی یک کودک برود. چون به این نتیجه می رسد که پدر و مادر حقیقی آن کودک احتمال دارد هر زمان پیدا شوند و فرزندشان را پس بگیرند!
– به نظر من با طرح چنین مسائلی ذهن مخاطب را روشن می کنیم. چون واقعیت است و اگر من به عنوان نویسنده و کارگردان آن را مطرح نکنم، به نوعی صورت مسئله را پاک کرده ام. ضمن اینکه یکی از دوستان من زمانی که برای سرپرستی یک کودک اقدام کرد، مشاور این حقیقت را برایش مطرح کرد و با علم به اینکه ممکن است یک روز پدر و مادر آن کودک پیدا و مدعی شوند، این کار را انجام می دهند. بنابراین این مسئله چیزی است که به خانواده های متقاضی گفته می شود و نکته پنهانی نیست. بنابراین این حقایق باید گفته شود. ما هم نگوییم و سریال و فیلم در این باره نسازیم، مشاور به خانواده می گوید.
 با نظر شما موافقم. اما به هر حال یک اثر نمایشی آن هم در تلویزیون خیلی می تواند در این زمینه تاثیرگذار باشد.
– اتفاقا به همین دلیل باید چنین مسائلی مطرح شود تا خانواده ها با علم به این موضوع در این زمینه اقدام کنند. به نظر من باید در این زمینه ها روشنگری کرد. البته همانطور که پیش از این هم گفتم، من فیلمنامه سریال را از روی پرونده واقعی نوشتم که اتفاقا یکی از پرونده ها مربوط به مادری بود که حبس ابد بود اما به او عفو خورد و مدعی پس گرفتن فرزندش بود. بنابراین چنین مسائلی در واقعیت وجود دارد و باید در آثار نمایشی به آنها پرداخته شود.
 شما به عنوان یک زن و مادر در رویارویی با چنین مسئله ای حق را به رعنا می دهید یا به سهیلا؟
– اتفاقا سکانسی در سریال داشتم که فروهر و همسرش در حال نماز خواندن بودند و همزمان رعنا هم نماز می خواند و هر دو از خدا کمک می خواستند. وقتی این سکانس را گرفتم و مونتاژ می کردم، به دوستان گفتم اگر ما جای خدا بودیم بچه را به چه کسی می دادیم؟! اتفاقا من کاری که در فیلمنامه کردم، این بود که تلاش کردم تا جانب هیچ کدامیک را نگیرم. سعی کردم همانقدر که به رعنا درباره پس گرفتن دخترش حق می دهم، به سهیلا هم برای سالها مادر بودن و زحمت هانیه را کشیدن حق می دهم.
 فکر می کنم برای شما هنگام نگارش فیلمنامه به عنوان یک مادر خیلی سخت بوده که حق را به کدام یک از شخصیت های داستانتان بدهید؟
– بسیار زیاد. اتفاقا من بچه را هم فراموش نکردم و به او فکر می کردم که ۵ سال در یک خانواده و محیط دیگر زندگی کرده و حالا باید وارد زندگی و محیط جدیدی شود که با ان کاملا ناآشناست. اتفاقا یکی از همکاران شما می گفت که مشابه چنین قصه هایی زیاد است اما کار شما متفاوت است. چون ما عادت کرده ایم که نویسنده جانب یک نفر را در چنین مواقعی بگیرد و به ما هم به عنوان بیننده و مخاطب نظرش را تحمیل کند. اما من سعی کردم جانب هیچ کدام را نگیرم.
 فارغ از داستان و فیلمنامه، بهتر است وارد کست و انتخاب بازیگر سریال هم شویم. خودتان از انتخاب لاله اسکندری به عنوان قهرمان اصلی داستانتان راضی هستید؟ چون به عقیده من به عنوان مخاطب سریال لاله اسکندری گزینه مناسبی برای این نقش نبوده است!
– اما من فکر می کنم که خانم اسکندری توانسته رعنا را به خوبی بازی کند و من از بازی اش راضی هستم و دوست داشتم. چون خیلی بازی درونی دارد و اولین گزینه من برای نقش رعنا خانم اسکندری بود.
 البته در برخی از پروژه ها شرایط تولید دست کارگردان را برای انتخاب بازیگر می بندد و یک چیزهایی به او تحمیل می شود. من فکر می کردم ممکن است شرایط ایجاب کرده که ایشان را برای نقش رعنا انتخاب کرده اید؟
– نه در این کار و نه در هیچ کار دیگر شرایط تولید هیچ وقت چیزی را به من تحمیل نکرده است. در این سریال هم من بازی لاله اسکندری را دوست دارم. ضمن اینکه من برای نقش های کوچک هم از بازیگران حرفه ای و توانمند دعوت به همکاری کردم. چون برایم تک تک نقش ها در این سریال مهم بود.
 البته در کنار این مسئله حضور شریفی نیا در قالب چنین نقشی مخاطب را شوکه می کرد. چون مخاطب عادت کرده که در سینما و تلویزیون این بازیگر را در قالب نقش مردهای چند زنه ببیند و اینجا نقش یک کفاش و پدر رعنا را بازی کرده که حضور متفاوتی است!
– البته ریسک بود، اما من مطمئن بودم که آقای شریفی نیا می توانند این نقش را دربیاورند و اتفاقا برای بیننده دیدن مدل دیگری از بازی این بازیگر می تواند جذاب باشد.
 و همین طور مریم امیرجلالی که مدتهاست مخاطب تلویزیون او را به عنوان یک زن عصبی و پرخاشگر در سریال ها دیده است؟
– من شکستن این کلیشه های تلویزیونی را خیلی دوست دارم. خانم امیرجلالی اتفاقا خیلی آرام هم می تواند بازی کند. اما بیننده تصور دیگری از بازی ایشان دارد که سعی کردم این تفاوت را ایجاد کنم و خیلی خوب هم بازی کرد. البته می دانستم این بازیگران توان این نوع بازیها را دارند.
 دلیل انتخاب شهر مشهد برای این سریال چه بود؟ به هر حال شهرهای مذهبی دیگری هم هستند که می توانستید در آنجا فیلمبرداری کنید. اما بیشتر به خاطر فضای خاص و معنوی است که در این شهر وجود دارد؟
– بله دوست داشتم وقتی رعنا پس از فرار به تهران، به مشهد برمی گردد فضای معنوی و تکیه گاه معنوی داشته باشد. به خصوص وقتی روی پشت بام گنبد امام رضا(ع) را که می بیند حال و هوای معنوی آن به مخاطب منتقل شود.
 چه لوکیشن خوبی هم هست که از پشت بام آن می توان به راحتی گنبد امام رضا(ع) را دید؟
– نمی خواهم جمله ای که می گویم برداشت شعاری از آن داشته باشید. اما می توانم به جرأت بگویم که امام رضا هوای این کار را داشت. واقعیت این است که قرار بود خیلی از سکانس ها در صحن امام رضا گرفته شود. اما به ما اجازه فیلمبرداری ندادند چون گفتند کارگردان خانم است و ما این اجازه را نمی دهیم!
 چه عجیب؟!
– بله گفتند می توانید بدون کارگردان در صحن فیلمبرداری کنید! من خیلی ناراحت شدم اما یکباره مسافرخانه جلوی ما سبز شد و پشت بام خیلی خوبی داشت و فکر می کنم سکانس های خیلی بهتری را گرفتم. البته خیلی با فیلمبرداری در صحن مشکلی ندارند، با کارگردان خانم مشکل داشتند. به هر حال من که از کار راضی هستم.
 در تیتراژ سریال دیدم که فرانسه هم رفتید!
– بله برای فصل دوم فرانسه هم رفتیم که هنوز پخش نشده است.
 یکی از مشکلات سریال های ما پایان بندی داستانهاست. شما نگران این موضوع نیستید که مخاطب پایان سریالتان را دوست نداشته باشد و اتفاقای که برای برخی سریال ها در فضای مجازی می افتد، برای کار شما هم بیفتد؟
– به هر حال پایان هیچ داستان و سریالی به گونه ای نیست که همه را راضی کند. اما پایان بندی باید به گونه ای باشد که با منطق و احساسات فیلمنامه همخوانی داشته باشد و یکباره همه در قسمت آخر متحول نشوند. چون برای مخاطب اصلا باورپذیر نیست که آدمها یکباره در قسمت آخر متحول شوند. بنابراین من سعی کردم به بهترین نحو داستان را به پایان برسانم. به گونه ای که من به عنوان بیننده بگویم تصمیم خوبی است. البته مطمئنم که مخالف هم قطعا خواهد داشت. اما سعی کردم پایان منطقی داشته باشد.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *