گفت وگو با محمد شیری

بیکاری من معماست!

بانی فیلم – گروه تلویزیون- شهرزاد رویائی: محمد شیری عضو هیأت بازیگران، طی یک سال اخیر در هیچ کاری حضور نداشته است. وی بازیگر سریال های طنز بسیاری از جمله «ساختمان پزشکان»،«شب های برره»، «چارخونه»،«گنج مظفر»و «دردسر والدین» است. او از صحنه تئاتر پا به عرصه بازیگری گذاشت و در حال حاضر از شرایط کاری خود گله مند است. وی آخرین بار در سریال« جاده چالوس» ایفای نقش کرده است. وی با وجود پیشنهاد های کاری همچنان در هیچ کاری حضور ندارد و علت این بیکاری را همچون معمایی می داند.
وی درباره شرایط اخیر خود به بانی فیلم توضیح می دهد:« طی یکسال اخیر گرفتار باند بازی های حاکم بر فضای هنر شده ام. جالب است که بدانید من پیشنهاد های کاری دارم ، به دفتر می روم و صحبت ها انجام می شود و به من می گویند سه روز دیگر کار کلید می خورد و حاضر باش ، اما متاسفانه هیچ خبری از عوامل کار نمی شود. بعد ها در تلویزیون یا سینما شاهد پخش و اکران همان اثر می شوم. واقعا دردناک است. برای خودم هم علت بیکاری ام معما شده است. من در درجه اول بازیگر تئاتر هستم و حتی پیشنهاد تئاتر هم ندارم». وی در ادامه می افزاید: «آخرین بار پنج سال پیش در تئاتر بازی کرده ام. قدیمی های این حوزه همه از من دردمندتر هستند. نمی توانم از ان ها که دوستانم هستند ، توقع داشته باشم. در کافه خانه هنرمندان و کافه نادری با دوستان می نشینیم و همه افسرده و عصبی هستند. بیکاری تنها یک معضل مادی نیست ، بلکه برای هنرمند بیشتر معضل روحی ایجاد می کند. من به عنوان عضوی از هیأت بازیگران در حال حاضر یکسال بیکار هستم و سایر هنرمندان نیز از من می پرسند که چرا شرایط اینگونه است و ما بیکاریم. برخی از هنرمندان باور ندارند که من هم بیکار هستم و با وجود عضویت در این هیأت هیچ ماهیانه ای نمی گیرم. باور نمی کنید که من در ایام جشنواره موفق به تماشای حتی یک فیلم هم نشده ام. علت این مسئله ناشتن بلیت است. یکسری کارت به ما دادند که به اکران فیلم ها در بدترین تایم های روز مربوط می شد. من چند بار سعی بر ورود به سینما از طریق کارت بازیگری ام کردم ، اما جلوی من را گرفتند ، واقعا شرم آور است . امروز با توجه به سال های کاری و سن و سالی که دارم ، از پیشکسوتان این عرصه محسوب می شوم و نباید با چنین برخوردی رو به رو شوم». او در پایان می گوید:« حوصله تماشای تلویزیون هم ندارم. بیشتر جدول حل می کنم و کتاب می خوانم تا دچار آلزایمر نشوم. گاهی هم به من خبر می دهند که فلان سریالی که در آن بازی کرده ای در حال پخش است و من تلویزیون را روشن می کنم و از روزهای اشتغالم یاد می کنم. نمی دانم چه موقع این معما برای من حل خواهد شد. امیدوارم شرایط از این وضع خارج شود. مردم دائم در کوچه و خیابان از بیکاری من می پرسند و من جوابی ندارم. متاسفانه به دنبال بیکاری من یکسری شایعات از قبیل بیمار بودن و زندان بودن و مسائلی از این قبیل مطرح شد و امروز که دیگر حتی به شایعات هم توجه ندارم. برای من قابل باور نیست که چند پیشنهاد نزدیک به قرار داد هم پیش رود و هیچ خبری برای شروع همکاری نشود. به هر حال در سن و سال من هم نقش هایی برای بازی توسط من وجود دارد. من و همکارانم شرایط بدی داریم و باید کسی به فکر بیفتد».

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *