مدیران سازمان سینمایی بدانند

تصمیم گیری در اتاق در بسته، جز خوش و بش نتیجه ای ندارد!

یادداشت مهمان – غلامرضا گمرکی
زمانی که دولت برای جذب سرمایه با کشورها وارد مذاکره می شود تا با فروش نفت و دیگر منابع بتواند مشکلات اقتصادی کشورش را بچرخاند، طبیعی است که در خصوص چرخه سینمای مستقل نیز باید یک کارگردان خصوصا کارگردان اول به منظور تامین هزینه و تولید فیلم مورد علاقه اش به دنبال سرمایه گذار بگردد، چرا که بدون وجه نقد و بعضاً اعتبار، هیچ شکم گرسنه ای سیر و هیچ پروژه ای تولید نمی شود، سالهاست کارگردانان اول بعد از اخذ مجوز کارگردانی از وزارت ارشاد به دنبال پیدا کردن سرمایه گذار هستند تا با ارائه فیلم نامه ای که مورد پسند قرار میگیرد، به قول خودشان فیلمش را بسازد. سرمایه گذار منتخب که قطعاً قصد کسب درآمد دارد، وارد عرصه سینما می شود اما به دلیل عدم تجربه و شناخت و اطلاعات کافی از روند فیلمسازی، مطیع کارگردان می شود و با خواسته های او کنار می آید و این جاست که اگر کارگردان دارای وجدان صنفی باشد باید برای سرمایه گذارش ارزش و احترام ویژه ای قائل شود و از سر صداقت و روراستی، صاف و پوست کنده کلیه مسائل را با او در میان بگذارد تا سرمایه گذار جذب صداقت کارگردان شده و ضمن به ثمر رساندن فیلم، برای کار بعدی نیز ترغیب شود. متاسفانه بعضی از کارگردانان اول با فراهم کردن سرمایه گذار، بدون در نظر گرفتن حرمت و موقعیت ایشان که برای تولیدات بعدی ترغیب و وابسته سینما شود، رفتارهای ناخوشایندی را پیشه می کنند که این روش نه تنها در مرحله اول به خودش لطمه می زند، بلکه سرمایه گذار را نسبت به سینما بدبین و از عرصه سینما فراری می دهد، چرا که سرمایه گذار به محض این که متوجه شود کارگردان اساساً به منافع معنوی خود توجه دارد به تدریج ناامید می شود. این وضع زمانی اوج می گیرد که با ورود بازیگران و عوامل پیشکسوت تر از کارگردان به دفتر تولید فیلم مراجعه و کارگردان دچار توهم می شود و در نهایت زمانی که سرمایه گذار را به لحاظ مالی زخمی می کند ۱۸۰ درجه تغییر شخصیت می دهد و سرمایه گذار را به چالش می اندازد. این در حالی است که سرمایه گذار علیرغم قراردادی که با کارگردان منعقد کرده، بشدت احساس تناقض می کند. ضمن این که به مرور تغییراتی در فیلمنامه توسط کارگردان صورت می گیرد که مورد پسند و تایید سرمایه گذار نیست. جالب اینکه سرمایه گذار بخت برگشته نمیداند در مرحله اول باید از وجود یک تهیه کننده حرفه ای استفاده کند و با اخذ پروانه فیلمسازی کلیه امور را به دست تهیه کننده بسپارد. صد البته این ترفند جدیدی است که بعضی کارگردانان اول، با سرمایه گذار انجاممی دهند که امیدواریم ادامه پیدا نکند، چرا که سینما در بخش مستقل نیازمند سرمایه گذار است. سرمایه گذار زمانی که متوجه چنین اعمالی توسط کارگردان می شود به یک سه راهی می رسد. یا انصراف از سرمایه گذاری یا شکایت از کارگردان و یا ادامه کار به هر قیمت! چرا که نمی خواهد در انظار دیگران، خودش را ضعیف و ناتوان جلوه دهد در چنین شرایطی که خودمان به یکدیگر رحم نمی کنیم چه توقع و انتظاری از دولت و وزارت ارشاد داریم!؟ بعضاً فراموش می کنیم اگر سرمایه گذار وجود نداشته باشد، قطعا تولید فیلم هم در کار نخواهد بود. مگر می شود انسان از بدو خلقت تا خاتمه عمر بدون سرپناه ادامه حیات دهد!؟ ملتی که نتواند حداقل برای ضعف خودش فرهنگ سازی کند، چگونه می تواند جامعه را بسازد؟ چگونه می خواهد متولی نسل آینده باشد؟ اگر امروز مسئولی به دلیل عدم کارایی و یا نداشتن اطلاعات و سواد کافی، مرتکب خطا شود بایسد آگاهان راهکار عدالت پروری را پیش روی او قرار دهند.
این که فقط به فکر منافع خودمان باشیم، جز به بیراهه کشیدن مسئول ناوارد، کار اساسی برای حال و نسل آینده انجام پذیر نخواهد بود. ورود جناب حسین انتظامی سرپرست سازمان سینمایی مصداق همین بحث است. از روزی که جناب انتظامی سکاندار سرپرستی سینمایی شدند چه کسانی با ایشان ملاقات داشته اند؟ کدام پیشکسوت سینمایی که تفکر سازنده برای کل اهالی سینما دارد، با جناب انتظامی ملاقات کرده است؟ همان پیشکسوتانی که سال هاست از بیکاری خانه نشین شده اند! کدام یک از اهالی سینما که قبل از انقلاب خاک سینما را به جان خریده اند با ایشان گفتمان داشته اند! زمانی که در نظر است برای کارگردان اول پروانه فیلمسازی صادر شود، شرط نخست صدور پروانه فیلم سازی وجود یک مشاور کارگردان با تجربه همراه با یک تهیه کننده حرفه ای ست. مسئولی که قصد شفاف سازی در کلیه امور را دارد و یا می خواهد برای مدتی برنامه ریزی کند و به مشکلات و معضلات سینما سر و سامان دهد در ابتدای امر باید ریشه به وجود آمدن این مصیبت ها را شناسایی کند و سپس با مشورت اهالی صنف و نه ثروتمندان صنف به یکپارچگی تهیه کنندگان، به عدالت در دستمزدهای نجومی بعضی از بازیگران، عدالت در تولید، عدالت در نوبت اکران و … دست یابد.
متاسفانه هر زمان که مسئولی که راس کار بوده و سپس می رود به جای این که ضمن تشکر از ایشان بیایند و با حسن نیت و به دور از منیّت کارهای او را کالبد شکافی کرده و نکات قوت آن را تقویت کنند، سعی در بدگویی او دارند! به نظر نگارنده از آن جا که دکتر داروغه زاده جدا از سمت های قبلی خود در رابطه با سینما در زمان حضور مهندس حیدریان، با ایشان همکاری تنگاتنگی داشتند و در طول این سال ها اثرات مثبتی از خود به جا گذاشته و با اهالی سینما و مراجعین برخورد خوب، عادلانه و حرفه ای و کارساز داشته اند، بهترین گزینه برای جناب انتظامی خواهد بود که از وجود ایشان بهره بگیرند و اجازه دهند او با تسلط بیشتر به کارش ادامه دهد. ضمن این که شخص وزیر محترم ارشاد و یا زیرمجموعه ایشان می توانند هر نوع تصمیم گیری و برنامه ریزی را برای اهالی سینما علنی و به همه پرسی بگذارند.
تصمیم گیری در اتاق در بسته جز خوش و بش، کار اساسی که برای همگان یک سان طراحی شود و عدل الهی در آن حکم فرما باشد صورت نخواهد گرفت. بعضی از مسئولین مثل فیلم شفاف نیستند چرا که فیلم سازی یک مقوله کاملا شفافی است که زیر و روی آن چه در ساختار، چه در هزینه و چه در اکران و درآمد کتمان شدنی نیست.
جناب انتظامی عزیز! ضمن خوش آمدگویی، جنابعالی نیک می دانید مطبوعات و سینما دو مقوله نزدیک به هم هستند؛ با این تفاوت که در مطبوعات باید قلم زد و در سینما هم باید نوشت و هم باید نوشته را به تصویر کشید. در نتیجه هم چنانکه می دانید سینما یک صنعت است. و این صنعت عظیم آدم های خاص خودش را می طلبد. اگر دل به اهالی سینما بسته اید و سینما را قبول دارید و قصدتان خدمت به اهالی مستضعف سینماست، جز خدا از هیچ کس نهراسید. رودربایستی را کنار بگذارید و بیش از هر چیز با اهالی سینما در سالن های نمایش و یا صحن خانه سینما برنامه هایتان را به سمع و نظر اهالی سینما برسانید و از پاسخ اهالی سینما برای بقای سینما و ریشه کن کردن بی عدالتی در تمام زمینه ها، با جماعت سینما هم صدا شوید.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *