گفت و گو با علی نیکزاد؛ بازیگر نمایش«مرگ خنده دار یک دوچرخه سوار استقامت»

تماشای تئاتر، چشم آدم را به دنیا بازتر می کند

بانی فیلم، گروه تئاتر: «مرگ خنده دار یک دوچرخه سوار استقامت» عنوان نمایشی است که از ۱۹ خرداد به مدت یک ماه در تماشاخانه سپند روی صحنه می رود. علی نیکزاد ایفاگر دو نقش در این نمایش است. بازیگری که بیشتر او را به عنوان مجری برنامه «صبحی دیگر» می شناسیم. اما او سالهاست که به عنوان بازیگر و کارگردان تئاتر فعالیت می کند. وی در گفت و گو با بانی فیلم در خصوص ویژگی های این نمایش و نقش هایی که در آن ایفا کرده به نکاتی اشاره کرده که در ادامه می‌خوانید:
گویا قرار بود پیش از این خودتان نمایشنامه ای را روی صحنه ببرید؟ اصلا چطور شد که در این کار ایفای نقش کردید؟
– بله چند متن را آماده دارم که یک سری به قلم خودم نوشته شده و چند متن از نویسنده های دیگر هم هست که آماده اجرا و منتظر تهیه کننده است. اما این کار از طرف آقای حامد رحیمی نصر پیشنهاد شد که پیش از این با هم کار نکرده بودیم. با رفاقت و شناختی که از او داشتم و می دانستم دانش آموخته تئاتر و هنرمند بسیار باهوش و خلاقی است و از طرفی سر کار هم کارگردان بسیار خوبی است. این متن هم دلیل دیگری برای حضور من در این کار شد. ضمن اینکه دو سال بود به عنوان بازیگر روی صحنه نرفته بودم و دلم می خواست باز هم روی صحنه بروم و این نمایش فرصت خوبی بود.

فکر می کنم سال گذشته خودتان تاتر«با نوایان» را روی صحنه بردید؟
– بله اما من اساسا زمانی که کارگردانی می کنم، ترجیح می دهم خودم بازی نکنم و تمام تمرکزم را روی کارگردانی بگذارم.

ضمن اینکه فکر می کنم در این مدت هم به دلیل اینکه مشغله اجرای تلویزیونی نداشتید، فرصت خوبی بود تا باز هم در زمینه تئاتر فعال‌تر شوید؟
– بله طبیعتاً وقتی تصمیم گرفتم مدتی تلویزیون نروم، فرصت بیشتری بود که بتوانم روی صحنه بیشتر حضور داشته باشم. چون حدود ۹ سال هر روز صبح آنتن زنده داشتم و حالا ترجیح میدهم مدتی از تلویزیون فاصله بگیرم و تمرکزم را روی تئاتر بگذارم؛ مگر اینکه اجرای برنامه خاصی پیش بیاید.

با توجه به مضمونی که این نمایش دارد، به‌نظر می رسد که دچار تغییراتی در اجرا شده است. این طور نیست؟
-نه چندان . البته ایده های کارگردانی هم خیلی در طول کار موثر بود.

در این کار شما دو نقش ایفا کرده اید که فکر می کنم کار چندان راحتی نیست.
– بله در دو نقش بازی می کنم که همین نکته هم برایم جذاب است.

بخصوص نقش یک مرد افغان که بازی با لحن و گویش این زبان باید کار سختی باشد. از آن جهت که برای تماشاگر به تمسخر تعبیر نشود.
– بله به هر حال شنیدن لحن و گویش این زبان توانست کمک بسیاری کند. اما درباره سو تعبیری که گفتید، بستگی دارد این لحن و گویش را چگونه به کار ببری. من هنر خاصی در این زمینه ندارم، اما بازیگر خوب هنرش در این است که اگر قرار است از لهجه ای در بازی خود استفاده کند، به گونه ای کار کند تا این شبهات پیش نیاید. البته برای من کمی سخت بود. ضمن اینکه از ابتدا قرار نبود که این نقش را من بازی کنم. اما در جلسات اول تمرین و دور خوانی کارگردان تصمیم گرفت این نقش را هم به من واگذار کند.

اتفاقاً نکته جالب همینجاست که شما دو نقش کاملا متضاد را در این کار بازی می کنید که باید این چالش هم برای شما جذاب باشد؟
– کاملاً. رفتم در دل چالش که البته نمی دانم چقدر موفق شدم. البته بازخوردهایی را که از تماشاگر میگیرم، مثبت است. اما این را پای لطف تماشاگران می گذارم.

از آنجایی که اغلب مردم تماشای تئاتر را در اولویت برنامه های خود قرار نمی دهند، شما به عنوان یکی از بازیگران اصلی این کار چه ویژگی در این متن و اجرا می بینید که تماشاگر را ترغیب به دیدن آن کنید؟
– من هیچ چیزی درباره این نمایش و هیچ نمایش دیگری نمی توانم بگویم. مثل اینکه شما در قاب تلویزیون به شکل چندش آوری تبلیغ کتاب کنی. به نظرم خیلی کار بیهوده ای است. میخواهم به یک نقص بزرگی که در این زمینه وجود دارد اشاره کنم. اینکه ما مدام مردم را ترغیب می کنیم کتاب بخوانند و یا تئاتر ببینند! در صورتی که تاتر دیدن و یا کتاب خواندن یک عادت و یک جور سبک زندگی یک سری از آدمهاست. بنابراین صرفاً با ترغیب کردن به انجام یک کار فرهنگی مثل کتاب خواندن، تئاتر و کنسرت موسیقی خوب رفتن نمی توان فرهنگ سازی کرد. فقط می توانم بگویم که تئاتر دیدن چشم آدم را به دنیا بازتر و ذهن را پویاتر می کند و باعث می شود شما مدام تفکر کنید. همین نمایش های به ظاهر ساده مثل نمایش ما که متن ساده و قابل فهمی برای همه دارد، باعث می شود که ذهن پویاتر شود. البته پایان نمایش ما یک تلخی وجود دارد که باعث می شود بگویی این قصه زندگی ماست! و اینکه این نمایش درباره یک دروغ بزرگ است.

ضمن اینکه فکر می کنم افرادی که شما را می شناسند، با چهره جدیدی از شما در این کار روبرو می شوند.

– بله می توانم بگویم با وجه دیگری از آنچه در قاب تصویر از من دیده اند، روبرو می شوند. البته به این موضوع کاملا معتقدم که مجری خوب کسی است که مقابل دوربین خودش باشد. چون هر چقدر بیشتر خودت باشی، مردم بیشتر برایت دست می‌زنند. اما در بازیگری هر چقدر از خودت دورتر شوی، مردم بیشتر برایت دست می‌زنند و در این پروسه اجرای تلویزیونی و اجرای صحنه من چند کیلو وزن کم کردم.

حالا که صحبت از تصویر به میان آمد، بد نیست در این باره هم بگوییم که چرا کارگردانان و تهیه کنندگان سینما و تلویزیون کمتر تئاتر می بینند؟ -شاید یکی از دلایل ضعف آثار تصویری حضور چهره ها و بازیهای تکراری است. در صورتی که هنرمندان توانمندی در عرصه های مختلف در تئاتر فعالیت می کنند که مهجور مانده اند و هنوز دیده نشده اند!
– بله متاسفانه این نقص وجود دارد که پاسخی برای آن ندارم!

دلتان برای دوربین و اجرای تلویزیونی تنگ نشده؟
– نمی خواهم از حرفی که می زنم تعبیر بدی شود، اما بیشتر از آنکه دلم برای اجرای تلویزیونی تنگ شده باشد، برای کسانی که در فضای مجازی من را همراهی می کنند و مدام پیگیرند که چرا اجرای تلویزیونی ندارم، دلتنگ می شوم.

به هر حال اگر پیشنهاد اجرای برنامه خوبی شود می پذیرید؟
– استادان من کسانی مثل حسین پاکدل، محمدصالح‌علا و محمدرضا شهیدی‌فر به من آموخته‌اند کاری را که خودم تالیف و تدوین و تنظیم‌ و تولیدش کرده‌ام اجرا کنم. من هم می‌خوام به توصیه‌ استادانم عمل کنم.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *