در حاشیه ساخت و فروش نازل فیلم «غلامرضا تختی»

جهان‌پهلوان جای کسی را تنگ کرده بود؟+ ویدئو

در حال بارگزاری فیلم...

بانی فیلم، گروه سینمای ایران: این پرسش خیلی‌هاست که چرا فیلمی مانند «تختی» که روایتگر زندگی یکی از مردمی‌ترین شخصیت‌های تاریخ معاصر است تا این اندازه مورد بی‌مهری تماشاگران و مردمی قرار گرفت که هنوز نام جهان پهلوان غلامرضا تختی را به نیکی و با احترام خاصی می‌برند؟

این مطلب درصدد پاسخگویی به این پرسش است.

وقتی ۷-۲۶ سال پیش، زنده‌یاد علی حاتمی برای ساخت فیلم زندگانی جهان‌پهلوان غلامرضا تختی خود را مهیا می‌کرد، بخش بزرگی از هموطنان‌، نگران بودند که مبادا علی حاتمی با فیلمش(«جهان پهلوان») به شمایل اسطوره‌ای زنده‌یاد تختی خدشه‌ای وارد کند، شمایلی که نه متاثر از زندگی خصوصی و ورزشی تختی بود، بلکه از منش و شخصیت اجتماعی آن بزرگمرد تاریخ معاصر تاثیر می‌گرفت…

از بد ِحادثه، اجل به کارگردان «دلشدگان» مهلت نداد تا روایت شاعرانه و‌ اسطوره‌گونه‌اش از مردمی‌ترین قهرمان و محبوب‌ترین پهلوان تاریخ معاصر ایران را روی پرده سینماها ببینیم.

مسلم است، زنده‌یاد علی حاتمی همان‌گونه که در بیشتر آثار سینمایی‌اش شاهدیم، روایت شاعرانه‌ای از شخصیت‌های معاصر را به تصویر می‌کشد؛ او مسلماً در آخرین فیلم نیمه‌‌‌کار مانده‌اش «جهان پهلوان» نیز در صدد بود که تختی را همانگونه که مردم می‌دیدند و قبولش داشتند نشان دهد و صرف‌نظر از نگرش‌های مبتلا به سیاست دوران فعلی، تصویری ایرانی از جهان‌پهلوان ارائه دهد.

عدم توانایی سایر کارگردانان در ادامه دادن کار ناتمام علی حاتمی، بیانگر وجود نگاه خاص این فیلمساز ایرانی به جایگاه اسطوره‌ای غلامرضا تختی ا‌ست.

یک ذره فراتر برویم؛ ویران کردن باور‌های مردم نسبت به جهان پهلوانی که عمر کوتاهش را در راه کمک به مردم و دست‌گیری از نیازمندان گذرانده بود، چه ضرورتی داشت؟

آیا تختی جای کسی را تنگ کرده بود که برای فراهم کردن گشایش و فراخی موقعیت آن شخص بخصوص، نیاز به محدود کردن جایگاه باورمند زنده‌یاد تختی باشد؟

آیا همه گره‌های اجتماعی و تمام معضلات فرهنگی جامعه امروز به سرپنجه تدبیر، حل شده است که حالا فرصت را برای روایت متناقض زندگی شخصی تختی با آنچه که مردم از او دیده، خوانده و یا شنیده‌اند غنیمت شمرده شده؟!

احترام به جایگاه اسطوره‌ها-به شکل دقیق برای بهرام توکلی فیلمساز جوان و تهیه‌کننده و‌ حامیان مالی فیلم سینمایی «تختی»، تبدیل به فرصت‌ سوخته‌ای شد برای تلاش آنان برای از بین بردن نگاه و تلقی‌ مردم نسبت به نشانه‌ها و جایگاه‌ اشخاصی که در حافظه جامعه، اسطوره لقب گرفته‌اند.

مردم برای دیدن فیلم «تختی» نه اسیر تبلیغات این و آن شدند و نه دربند شانتاژ‌های متفرعنانه آن منتقد عاج‌نشین که ندیدن این فیلم را نشانه‌هایی از بی‌سوادی و بی‌فرهنگی تماشاگران دانسته بود!

دلیل نبود اقبال عمومی سینماروها به فیلم بهرام توکلی، نه اشتباه محاسبه در چینش نوروزی آن و اکران نوروزی‌اش بود و نه بروز حوادث طبیعی مانند سیل؛ این فیلم در هر موقعیت دیگری هم که اکران می‌شد باز هم اقبال عمومی به آن و نتیجه‌اش برای سازندگانش اسف‌بار می‌بود.

یادمان باشد با قرار گرفتن در برابر باورهای اسطوره‌گونه مردم نمی‌توان دیدگاه‌ آنان را دچار تغییر کرد؛ برای بیان حقایقی در مورد زندگی غلامرضا تختی و ساخت فیلمی در مورد جهان‌ پهلوان، باید بیشتر از پنجاه‌ سال صبر می‌شد تا شاید گذشت زمان بتواند جامعه را آماده شنیدن و پذیرش برخی مطالب در مورد زندگی خصوصی این قهرمان ملی کند.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *