خاطره‌نویسی ابوالفضل جلیلی برای روز سینما

بانی‌فیلم: ابوالفضل جلیلی فیلمساز شناخته شده کشورمان یادداشتی را برای روز سینما در صفحه اینستاگرام خود نوشت.
خاطره‌نویسی این کارگردان را بخوانید:

باز روز سینما اومد و من نمیدونم چی بنویسم.
_ مادرم میگفت پول سینما برکت نداره.
میگفتم، من که خرجی ندارم
میگفت، زن و بچه‌ت چی؟
میگفتم، برا اونا یه سوپر مارکت باز میکنم که ماهی ،،سه هزار تومن،، درآمد داشته باشه .
میگفت، سینما حرومه.
میگفتم، فیلمهای فرهنگی میسازم.
میگفت، کسی نمی‌ره ببینه.
میگفتم، سیاسی میسازم.
میگفت، می گیرنت!
_ باید فکر کنم
_ پدرم میگفت، فکر نداره دکتر شو ، هفته ای یه بار برو نقاط محروم ، مردم رو مجانی مداوا کن .
ولی من سینما دوست داشتم چون توی سینما میتونستم به تمام این خواسته ها پاسخ بدم .
♤_ انقلاب شد . . .
پدرم همون اوائل رفت .
مادرم طاقت نیاورد و چندی بعد به دنبال پدر .
دیگه مخالفی نداشتم .
_ وارد سینما شدم . . .
هم پدر م راست میگفت ، هم مادر . . .
خدا بگم چیکار کنه ،،مظفرالدین شاه ،، رو . اگه اون سال ها نمیرفت پاریس و سینما رو وارد این مملکت نمیکرد، الان تکلیف من روشن بود .
♡ روز سینما با تمام غمها و شادیهاش مبارکباد ⚘🍃🙏🏼
Vie

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *