نگاهی به سریال «پایتخت4»

خانواده نقی معمولی و دیگران

 افشین علیار- عید نوروز سال90با ورود خانواده نقی معمولی به تلویزیون کسی فکر نمی کرد که این سریال به چهار قسمت کشیده شود. پایتخت 4 امسال در ماه رمضان پخش شد و در تلویزیون ایران، این برای اولین بار است که یک سریال به قسمت چهارم کشیده شده است. سیروس مقدم به عنوان کارگردان و محسن تنابنده به عنوان نویسنده در همین چند قسمت نشان دادند که این توانایی را دارند که پایتخت را تا دویست قسمت هم ادامه بدهند، اما میزان رضایت مخاطب از روند سریال و  کیفیت ساختاری چه می شود؟
هیچ شکی در این نیست که پایتخت مخاطب زیادی را به خود اختصاص داده است ، اما تا چه اندازه می توان از پایتخت راضی بود؟ حالاکه پایتخت چهار در باکس ماه رمضان قرار گرفته و به جای سیزده قسمت، بیست و شش قسمت ساخته شده، باز هم تکرار مکررات همان پایتخت یک است، اما با شمایلی دیگر. مقدم در زمان محدود سریالی را ساخته است که پایه و اساس آن، مثل همان خانه باسمه ای فهمیه و بهبود است که دو روزِ ساخته شد. پایتخت هنوز با تیپ سازی و دیالوگ های دوپهلو مخاطبانش می خنداند و هیچ کشمکش تازه‌ای در قصه و روند سریال  دیده نمی شود، هیچ چیز در پایتخت چهار تغییر نکرده است، همان آدم هایی که در پایتخت سری های قبل دیدم، اینجا فقط تکرار شده اند. نویسنده هیچ تلاشی نمی کند که حداقل شخصیت ها را از تکراری بودن نجات بدهد. این به آن معناست که نویسنده هر طور که دلش می خواهد شخصیت ها را در هر قسمت تغییر می دهد، مثلا در پایتخت سه نقی کشتی گیر می شود با اینکه اصلا نقی در پایتخت دو کشتی گیر نبوده. هما در قسمت سوم آشپزخانه تهیه غذا دارد، چگونه می شود در قسمت چهارم عضو شورای شهر باشد؟ همین باعث می‌شود این کاراکترها برای ما در حد تیپ باقی بمانند و اساسا خلق این تیپ ها به کمدی اجتماعی بودن پایتخت آسیب رسانده است، اما با تغییر بعضی از تیپ ها و گذشت زمانی از پایتخت یک تا پایتخت چهار آدم های سریال بعد از چهار سال هیچ تغییر شخصیتی نکردند.
نقی همان مرد خانواده دوست است که به دلیل کمبود ها و عقده هایش نمی تواند خوشبختی دیگران را ببیند و همیشه با لغز  و حرف های دوپهلو حرف می زند، بیشتر دیالوگ هایش تخریبی و تکه پرانی است. گاهی پر حرفی هایش مخاطب را بیش حد کلافه می کند. نقی در پایتخت یک درست ترین شخصیت این سریال بود. یک مرد آرام و زحمتکش که به دنبال آسایش و آرامش خانواده اش است .هما هم با رفتنش به شورای شهر باعث ایجاد خرده روایت ها می شود که چندان برای پایتخت مهم نیست. اساسا اگر هما به شورای شهر هم نمی رفت و با ساخت خانه فهیمه مخالف بود و در قسمت آخر هم غش و سکته می کرد، چیزی از سریال کم نمیشد، اما اینکه صاحب یک رستوران عضو شورای شهر شود، اغراق است.حضور دوقلوها هم باز در این قسمت تزیینی بود.بابا پنجعلی هم که در قسمت سوم کاملا موهایش سفید تر و چهره اش رو به مرگ بود، در این قسمت خیلی خوب و صاف راه می رود و تازه ازدواج هم می کند، اگر پایتخت دویست قسمت هم ادامه داشته باشد، بابا پنجعلی همان دیالوگ های تکراری اش را به زبان می آورد.
تنها قابل مشاهده در پایتخت، تغییر شخصیت ارسطو بود که حالا زن چینی اش مرده و دیگر نمی خواهد ازدواج کند؛ هر چند بیشتر دیالوگ ها و تکه کلام های ارسطو تکراری بود. اما ارسطو و رحمت بهترین کاراکترهای پایتخت به حساب می آیند که می توانند با استفاده از طنز کلامی مخاطب را بخندانند. تبلیغ مواد شوینده تاژ به شدت غلو شده است، مخصوصا در قسمتی که سارا و نیکا طرز شرکت کردن در مسابقه پیامکی تاژ را به عمو تقی یاد می دهند.  شتابزدگی در ساخت پایتخت چهار حفره های بی شماری را در فیلمنامه ایجاد کرده است. مطمئنا نمی شود در دوماه از مقدم و گروهش توقع بیشتری داشت، اما بهتر بود پایتخت با این شتابزدگی دیگر ساخته نشود. مقدم نشان داده است در خلق سریال ملودرام مثل «مدینه» بسیار دقیق تر عمل می کند، که سال گذشته در ایام ماه رمضان پخش شد.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *