پرتوی نه به ارتباط دوستانه‌اش با «نظرکرده»های سینما غرّه شد و نه شیفته تعریف و تمجید‌های «اون‌ور آبی‌ها»!

خداحافظ سینماگر حرفه‌ای

در حال بارگزاری فیلم...

بانی‌فیلم – مسعود داودی:
در میان فعالان حوزه سینما، شاید کم نباشند افرادی که خود را حرفه‌ای می‌نامند و بر اساس ‌تصوری اشتباه خود را در دسته کاربلدهای آگاه این هنر صنعت قرار می‌دهند!
اطلاق عنوان «حرفه‌ای» به اهالی سینما، البته که معیار‌های متفاوتی دارد و فعالیت در حوزه سینما، تنها یک بخش از معیارهای این عنوان است!
براساس یک تعریف معمول، حرفه‌ای بودن، داشتن نگاهی فراگیر و تعاملی با جمعی از افراد و سلیقه‌های گوناگون باشد به عبارتی کار کردن با افراد مختلف و با طیف‌های فکری‌ متفاوت‌؛ این خصوصیت شخصیتی، از بارزترین وجوه افراد حرفه‌ای و آگاه به کار است که متاسفانه امروزه در سینمای ایران، کمتر می‌توان فردی با این ‌مشخصات را پیدا کرد!
یکی از شاخص‌ترین سینماگران حرفه‌ای، کامبوزیا پرتوی‌ست؛ به عبارتی می‌توان تمامی ویژگی‌های یک حرفه‌ای تمام عیار را در شکل همکاری کامبوزیا پرتوی و نوع تعامل او با دیگر سینماگران مشاهده کرد.

کامبوزیا پرتوی با افراد مختلفی در سینما همکاری نزدیک و موثر داشت. در طیف همکاران‌ و کارگردانانی که با او کار کردند، جمع متضادی با دیدگاه‌های بعضا مغایر با یکدیگر دیده می‌شوند؛ در این طیف گوناگونی و متضاد، مجید مجیدی در یک سو ایستاده و جعفر پناهی در سوی دیگر!

این گوناگونی طیف‌های فکری و سیاسی‌ همکاران پرتوی، نشان می‌دهد آنچه نزد او مهم بوده، صرفا خود‌ِ سینما به عنوان یک محصول و فرایند هنری بوده نه افراد و اشخاص!

از این‌ دیدگاه در سینمای ایران کمتر شخصی را می‌توان یافت که مانند زنده‌یاد کامبوزیا پرتوی مصداق و معیار کاملی برای معنابخشی به واژه «حرفه‌ای»بودن باشد.

این سینماگر کاربلد با بیشتر نویسندگان رسانه‌ها و منتقدان سینمایی، رفاقتی محترمانه و متقابل داشت، درست برخلاف جمع زیادی از اهالی سینما که تلاش می‌کنند برای ماندن در سرخط خبرها، با جماعت خیرنگار، ارتباطی فرصت‌طلبانه داشته باشند!

جایگاه کامبوزیا پرتوی به عنوان یک فیلمساز و فیلمنامه‌نویس باسواد و آگاه، همیشه مورد احترام همکاران سینمایی و مدیران دولتی و شبه‌دولتی بود؛ چه وقتی که فیلم ساخت، چه موقعی که برای پروژه‌ای چند ده میلیاردی فیلمنامه‌نویسی کرد و چه زمانی که برای یک کارگردان فیلم‌اولی، سناریو نوشت. او هیچ‌وقت نه به ارتباط دوستانه‌اش با «نظرکرده»های سینمای ایران غرّه شد و نه هیچ‌گاه شیفته تعریف و تمجید‌های «اون‌ور آبی‌ها»!
پرتوی به معنای کامل یک حرفه‌ای و کاربلد سینما بود.
او اجازه نداد هیچ‌ یک از ظواهر زودگذر دنیای سینما او را بفریند! او یک حرفه‌ای به تمام معنا بود…
آرزو می‌کنم در این آخرین سفرش، به دیدار کسانی برود و با دوستانی محشور و هم‌نشین شود که مانند او حرفه‌ای، آگاه و کاربلد سینما بودند…!

روحش شاد.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *