یک فنجان چای با کوروش نریمانی (نویسنده سریال پادری) - بخش پایانی

خنداندن ایرانی‏ ها بسیار سخت است

بانی فیلم – گروه تلویزیون- مجتبی احمدی: روز گذشته بخش نخست یک فنجان چای با کوروش نریمانی در خصوص سال ها فعالیت در عرصه تئاتر و همکاری اش با اصغر فرهادی و اوضاع و احوال تلویزیون و خطوط قرمز و ممیزی های عرصه فیلمنامه و… را از نظر گذراندید. کوروش نریمانی در بخش پایانی این گفت و گو از سریال «پادری» بیشتر گفته است.

 استراتژی شما برای سریالی که تا به اینجا رسیده بود ، در قدم اول چه بود ؟
– پیدا کردن یک قصه واحد و متمرکز که ظرفیت پذیرش کل شخصیت ها را داشته باشد .
 بله . به نظرم «پادری» نسبت به فصل اول «دودکش» ، قصه متمرکزتری دارد. این از یک سو مفید و از سوی دیگر می تواند در این ژانر خطرناک باشد . نظر شما چیست ؟
– خوشحالم که قصه کار شکلی متمرکز پیدا کرد و البته این هم درست است که پی گرفتن یک قصه ی واحد در این ژانر کار سختی است و تبعات خاصی دارد. از جمله اینکه اگر ناگهان قرار شود تعداد قسمت های سریال تغییر کند ، خب مجبور می شوید به عقب برگردید و ظرفیت قصه را دوباره دستکاری کنید به گونه ای که قابلیت و جذابیت اش را حفظ کند و از نفس نیفتد .
 شوخی نویسی و ایجاد موقعیت های کمدی در سریالی که روی یک خط داستان سیر می شود نباید کار راحتی باشد …..
– بله ، کار راحتی نیست . ولی من ترجیح می دهم مخاطب سریال، یک قصه مرکزی را همراه با خورده روایت ها و موقعیت هایش دنبال کند تا اینکه تنها شاهد چندین و چند خورده روایت و مطالب ریز طنزی باشد که عین به عین شان در فیس بوک و تلگرام و فضای مجازی دست به دست می شود و در دسترس همگان است و دیگر جذابیتی برای تماشاگر ندارد . بسنده کردن به خورده روایت های ریز و گاهی بی ربط ، کار را دچار از هم گسیختگی می کند و در بهترین حالت اش تنها تماشاگر را در همان لحظه می خنداند ، ولی چند روز بعد اگر از همان تماشاگر بپرسند قصه سریالی که دیدی چه بود ، چیزی به خاطر نمی آورد جز خود آدمها و احیاناً چند تکه کلام شان را .
 به نظرم سریال جدا از طنز کلام و تکه کلام ها که گاهی زیاد هم تکرار می شود ، نیازمند چند موقعیت و فضای جدید هم بود، به نظر شما این طور نیست ؟
– در مورد تعدد موقعیت های کمیک ، بله ، موافقم . قطعاً هر چه موقعیت های کمیک و فضاهای جدید به کار اضافه می شد ، به جذابیت آن کمک بیشتری می کرد . شاید اگر زمان بیشتری در اختیار داشتیم و لااقل زودتر متوجه می شدیم که کار قرار نیست برای نوروز پخش شود ، می شد موقعیت ها و وضعیت های متنوع دیگری در دل داستان گنجاند . تازه این را هم بگویم که همین شتاب و کمبود زمان باعث شد چند موقعیت و قصه کناری که نوشته هم شده بودند و به نظرم خیلی کار را جذاب تر می کرد ، ضبط نشوند . در واقع گروه اجرایی ، پیش از نوروز ، خود را موظف می دید که کار را به پخش نوروز برساند . اگر می دانستیم که پخش سریال به تعویق می افتد ، قطعاً آن قصه های کناری خیلی به کار می آمد.
 و در مورد تکه کلام ها ….
– در مورد تکه کلام ها که اساساً باید بگویم یک سوء تفاهم محض در چند ساله اخیر باب شده و آن این است که تکه کلام هایی که به مرور و در حین ضبط سریال ها سر زبان بازیگرها می چرخد و بعدتر بین مردم متداول می شود ، هیچ ربط مستقیمی به نویسنده ندارد . تکه کلام ها ، در حقیقت ثمره کار بازیگران است و ساخته و پرداخته تمرین و اجرا و مربوط به زمان ضبط کار می شود . بازیگران به فراخور نقشی که ایفا می کنند ، ممکن است کلام هایی را از میان متن نوشته شده و یا بصورت فی البداهه برای خود انتخاب و تکرار کنند و به عنوان جزئی از گفتارشان قرار بدهند . جدیداً من می بینم که معدودی از نویسندگان ، تکه کلام ها را مدال افتخار می کنند و به سینه خود می زنند و حتی بخشی از توانایی و ویژگی نوشته های خود به شمار می آورند ! وظیفه و مهارت نویسنده چیز دیگری است . کار نویسنده، خلق موقعیت، داستان و شخصیت های متناسب آن است . تکه کلام ها ، در بهترین حالت ، پیشنهاد نویسنده در خلال یک دیالوگ است که ممکن است یک بازیگر با خلاقیت خود به شکلی بامزه تکرارش کند و مشخصه گفتاری آن بازیگر شود .
مثلاً در همین سریال «پادری» ، تکه کلام هایی نظیر « قمپز » و «آمپاس» و …. از قبل وجود داشتند و من هیچ استفاده ای در نوشته ام از آنها نکردم ، بلکه خود بازیگران ، طبق معمول هر جا که مناسب دیده اند ، این تکه کلام ها را به دیالوگ های متن اضافه کرده اند . کم و زیادش را دیگر باید خود مخاطب و گروه اجرایی تشخیص بدهند .
تنها دیالوگی که من به عمد چند جا تکرار کردم و بازیگران کار شیرین ترش کردند همان ضرب المثل «اگه نگم دلم می سوزه ، اگه بگم پل می مونه اونور آب» بود . همین. باز هم برایم عجیب بود که همان دوست مشاور رسانه ای که در مورد «پادری» مطلبی را همین جا تحت عنوان نقد مطرح کرده بود ، حتی تکرار تکه کلام ها را هم از موهبت های فصل قبل و خسران فصل بعدی سریال دانسته بود!!
 سریال «پادری» نظر مخاطب را به خود جلب کرده است . قبول دارید خنداندن مخاطب ایرانی امروز کار سختی است؟
– خوشحالم که «پادری» توانسته نظر مخاطبان را به خود جلب کند و خب البته این ثمره یک کار گروهی است و قطعاً سهم تیم نویسنده قبلی – آقایان نیک نژاد و وارسته – هم در این کار محفوظ و مشخص است .
در مورد سختی خنداندن مخاطب ایرانی هم که چه بگویم ؟ من سالهاست که کار کمدی می نویسم و اجرا می کنم . مخصوصاً در تئاتر که نفس به نفس تماشاگر پیش می رویم ، با گوشت و پوست و استخوانم سختی خنداندن تماشاگر ایرانی را لمس می کنم . مخاطب ایرانی شبانه روز با طنز و شیرین کلامی روبروست و هرموقعیت و کلامی به سادگی نمی تواند او را جذب کند و بخنداند.
 به نظر شما کارگردان یک سریال طنز نباید خودش طناز باشد ؟ آیا فیلمنامه به تنهایی برای شیرین سازی فضای کار کافی است؟
– مسلماً در یک کار کمدی هم کارگردان و هم گروه اجرایی و بازیگران باید طنز را بشناسند و طناز باشند. اصولاً کار کمدی بیش از آنکه به متن تکیه کند ، وابستگی شدیدی به اجرا و گروه اجرایی دارد. چه در تئاتر و چه در سینما و تلویزیون ، نویسنده بهترین و موثرترین کاری که می تواند بکند خلق موقعیت های کمیک و نوشتن دیالوگ های مناسب برای آن موقعیت هاست. اما این موقعیت ها و دیالوگ ها ، در اجراست که پخته و ساخته و پرداخته می شوند . دیالوگ ها و ریتم کلام بازیگران و واکنش های به موقع و بده بستان های خاص کاراکترها و … همه اینها تحت سلطه کار کارگردان و بازیگران است و بالطبع هر چه کارگردان و گروه اجرایی در کار طنز متبحرتر باشند ، نتیجه کار مطلوب تر است . خوشبختانه در این کار ، هم خود لطیفی و هم گروه بازیگران «پادری» طناز و ماهر بودند .
 به عنوان یک کارگردان با سابقه تئاتر حس نکردید که می شد چنین سریالی را خود نویسنده کارگردانی کند؟
– نه . اینجا من به عنوان نویسنده حضور داشتم و در همان حیطه کار نویسندگی کارم را دنبال می کردم و همین که می توانستم فیلمنامه ام را به گروه برسانم ، کلاهم را به هوا می انداختم . وقتی سریال کارگردان خوب و خوش اخلاق و خوش قریحه ای مثل خود لطیفی داشت ، من نوعی چرا باید هوس کارگردانی به سرم بزند ؟!!
 اغراق در بازی و درشت نمایی ها به نوع نگارش سریال مربوط می شود ؟
– شکل بازی بازیگران و سطح اغراق در بازی در هیچ کاری به شیوه نگارش مربوط نمی شود . خصوصاً در چنین کاری که تلاش گروه اجرایی و من نویسنده بر این است که کاراکترها و زندگی شان به شدت باورپذیر و از جنس زندگی روزمره مردم باشد. البته طبیعی است وقتی کاراکتری به فراخور قصه ناگهان تغییر موقعیت می دهد و وضعیت اش زمین تا آسمان با وضعیت قبلی از آن متفاوت می شود و به تعبیر عامیانه با بالا بالاها می پرد ، رفتارش از کنترل روزمره خارج شده و تلاش می کند به تناسب موقعیت کنونی اش ، تغییر لحن و گفتار و کردار بدهد . نمونه آدم های تازه به دوران رسیده ای که از چند فرسخی رفتارشان داد می زند که ذات شان با موقعیت عجیب کنونی شان سازگار نیست . چنین موقعیتی نصیب نصرت ( با بازی بهنام تشکر ) شده است و به نظرم بهنام تشکر به بهترین نحو ممکن نمونه یک آدم نچسبِ تازه به دوران رسیده را بازی کرده است .
 پایان بندی «پادری» را دوست دارید ؟
– بله . به نظرم پایان سریال یک پایان منطقی و باورپذیر است و حتی دست گروه سازنده را در آینده برای ادامه ی سریال کاملاً باز گذاشته . اکنون قصه بعدی به راحتی می تواند از همان جایی که سریال تمام می شود، ادامه پیدا کند .

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *