سینما چند ساله شد؟!

خیر نبینی میرزا ابراهیم‌خان، خدا ازت نگذره!

در حال بارگزاری فیلم...

بانی‌فیلم-مسعود داودی/سردبیر: همه گرفتاری‌ها از این میرزا ابراهیم‌خان عکاسی‌باشی شروع شد؛ انقدر رفت تو جلد شاه سالخورده پریشان احوال ِ بدنام قاجار تا ناچارش کرد دوربین فیلمبرداری کوفتی را از دیار فرنگ بار کشتی بزند و بیاورد تهران و باعث و بانی متحرک کردن عکس‌هایی شود که در سال‌های آتی اسمش را بگذارند سینما…!
اگر همه شوق و ذوق میرزا ابراهیم‌خان را ثبت تصاویری بدانیم که قرار بوده تاریخچه مصوری از وقایع و رویدادهای این سرزمین لگدکوب شده زیر پای شاهان خوشگذران ایل قاجار باشد، دیدیم که اصلا و ابدا در این کار موفق نبود و حاصل تمام پشت دوربین قرار گرفتن‌های او و شاگردانش شد یک مشت تصاویر متحرک بی‌خاصیت و بی‌اهمیت از جماعتی خوشگذران و بد آتیه که در حال انجام کارهای معمولی و شکلک درآوردن بودند!
چه سختی‌ها و چه مرارت‌هایی که این موجود تازه متولد شده‌ کشید و چه مصیبت‌هایی که پشت سر گذاشت و افتان و خیزان و گاه سینه‌خیز خود را جلو کشاند و پس از سالخورده شدن و ورود به سده دوم حیات و گذر از جاده‌های خطرناک و پرپیچ‌و‌خم… دست آخر رسید به نقطه‌ای که تعدادزیادی از فیلم‌های روی پرده‌اش به تعبیر بهمن فرمان‌آرا، حتی شرافت نصفه-نیمه فیلمفارسی‌ها را هم ندارند!
آیا این سینما و این فیلم‌ها، جای شادباش و تهنیت و مبارک‌باد دارد؟
آیا این خفت حاکم بر سینما و این هجوم مغول‌وار ابتذال به ساحت هنر هفتم، دادار دودور و جشن گرفتن دارد؟
آیا نباید دو‌ دستی یقه میرزا ابراهیم‌خان عکاس باشی را بچسبیم و حلالش نکنیم و بابت فراهم آوردن چنین احوالی برای هنر سینما، همه فریادها را بر سرش بکشیم؟
آیا برای این سینما و این تولیدات سخیف می‌توان آینده‌ای متصور بود؟
پاسخ‌ها قطعاً منفی است!
تولید و اکران بخش بزرگی از فیلم‌های سینمای ایران دست عده‌ای افتاده که در خوشبینانه‌ترین حالتش، عده‌ای کاسب و «بیزینس‌من» هستند که پول درآوردن از جیب‌‌ تماشاگران گیشه‌های رنجور سالن‌های رنگ‌و‌لعاب زده، اصلی‌ترین عامل بودن‌شان در سینماست!
واضح است که پول درآوردن از فعالیت در سینما یک فرایند قابل احترام و در نوع خود یک فعالیت عالی‌ست! اصلا سینما بدون پول و سرمایه خواهد مُرد. اما آنچه که امروزه توسط عده‌ای «بالانشین» سینما، زیستن تعریف می‌شود، در حقیقت یک نوع مرگ بطئی و گریزناپذیری‌ست که در نهایت سرنوشتی بهتر از فیلمفارسی‌‌های دوره پیش از انقلاب را نخواهد داشت…
مالکان و صاحبان امروزی سینما، به دلیل نگرانی‌های‌شان از حاکم شدن نگاه سینماگران فرهنگی، نه اجازه می‌دهند برای امثال بیضایی‌ها و تقوایی‌ها جایی باشد و نه میدان را به جوانانی می‌دهند که می‌توانند آینده‌ساز هنر هفتم کشور باشند. طرف توجه‌ جماعت کاسب ِحاکم ِ صاحب سرمایه، فیلمسازانی‌ هستند که چندان دربند اصول نباشند و هرچه گفتند «بگو»، بگویند!
در این بین البته هستند کسانی که با بست‌نشینی در این سازمان و آن نهاد شبه‌دولتی، فیلم‌شان را بسازند تا اعتراضی نکنند و صدایشان درنیاید و صدالبته به مدیر و مسئولی «بند» نکنند!
عده‌ای دیگر هم که باید به جای کارگردان، لقب «کارچرخانان» را بهشان داد در چرخه هستند که با گردن کج، در برابر انواع و اقسام دارندگان «ستاره مربع»ها، سرمایه‌ای می‌گیرند و فیلمی می‌سازند و همچنان با وقاحت خود را فیلمساز فرهنگی می‌نامند اما زیر بیرق جماعتی می‌ایستند که معتقدند «اسمش بده، پولش خوبه»…!
در کنار همه این دسته‌بندی‌ها، فیلمسازان واقعی و مستقل هستند که با اتکا به سرمایه‌های خود با سختی و مشقّت، فیلم می‌سازند اما جریان کاسب سینما با سنگ‌اندازی در تولید و اکران‌شان، تلاش می‌کنند این جریان مستقل و فرهنگی سینما را به حاشیه برده و خانه‌نشین‌شان کنند…
این سرنوشت سینمای امروز مملکت ماست…
اوضاع در بخش سریال‌سازی هم سرنوشتی مشابه سینما دارد!
در این حوزه نیز پای بیشتر فیلمسازان «گوش به فرمان»، به شبکه نمایش خانگی باز شده و برای کسب درآمد نجومی و پر کردن حساب‌های بانکی، کجا بهتر از شبکه نمایش خانگی؟ کجا را بهتر از شبکه ویدیویی می‌شود سراغ گرفت که با پول‌های بی‌حساب و کتاب، هرچه می‌خواهند ‌بسازند و هرجا لازم باشد از سیاست و اقتصاد و فرهنگ و اجتماع، مایه بگذارند تا در کنار خروار خروار سوژه‌های آبکی و «غیراخلاقی و مورددار» و انبوهی از ناسزاهای آب‌کشیده و نکشیده، ادای دلسوزان جامعه و مملکت را هم درآورند!
برای چنین سینمایی چه فرقی می‌کند تصور کنیم امسال چند ساله می‌شود؟!
همین‌ عصبانیت‌هاست که ناچار می‌کند دو دستی گریبان میرزا ابراهیم‌خان عکاس‌باشی را بچسبیم و به او بگوییم: خدا ازت نگذره میرزا ابراهیم… الهی خیر نبینی؛ حتی الان که تو «سرای باقی» هستی…!

اشتراک گذاری در:

نظرات 1

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *