اختصاصی بانی فیلم؛ دلايل پيشتازي و ماندگاري فيلم هاي اجتماعي از نگاه یک منتقد

درام های اجتماعی قابل اعتناء، کمدی های آشفته و بی ارزش را کنار می زنند

عزیزالله حاجی مشهدی*

بررسی دقیق وضعیت فروش فیلم های روی پرده و مقایسه همراه با تحلیلِ جزیی نگرانه با هدف تعیین علل و عوامل موفقیت یا عدم موفقیت و ناکامی یک فیلم در نمایش همگانی آن، نیاز به پژوهشی گسترده  و دقیق دارد تا مثلاً با مقایسه آمارهای رسمی و مستند فروش فیلم ها، طی یک دوره مشخص (برای نمونه ،بهار ۹۸) بتوان تصویری شفاف و روشن از نقش و حضور فیلم های به نمایش درآمده و میزان تاثیر آن ها در رونق اقتصادی سینمای ایران  ارایه داد.

در مسیر چنین پژوهشی پیش از هرچیزی، ابتدا باید آخرین رقم فروش یک فیلم در کل دوره نمایش آن فیلم در تهران و شهرستان ها را مبنای مقایسه کمَی فروش در نظر گرفت و سپس با ارایه تحلیلی کارشناسانه، مشخص کرد که دلایل اصلی جلب و جذب مخاطبان پُرشمار و گسترده  یا دلایل کم توجهی به یک فیلم، چه بوده است؟ آیا صرفا با ساخت فیلمی در رده آثار شادی آور (کمدی) می توان فروش بالایی را برای یک اثر سینمایی تضمین کرد؟

در تقسیم بندی گونه (ژانر)های مختلف سینمایی که نشانگر سبک ورَده و گونه فیلم ها برپایه برخی همانندی های موضوعی یا داستانی آنهاست، بسیار کسان به ترکیب و اصطلاح توافق شده سینمای اجتماعی یا ژانر اجتماعی (social genre) اعتقاد چندانی ندارند. هرچند می دانیم که واژه سینما در گذر زمان، در آمیزش با سایر پدیده ها، ترکیب های متفاوتی به وجود آورده  است که از جمله آن ها، ترکیب هایی چون سینمای سیاسی و سینمای اجتماعی است که در بسیاری از نوشته ها و نقدهای منتقدان سینمایی، بارها و بارها  از آن ها استفاده شده است.

با نگاهی گذرا می توان چنین دریافت که ترکیب واژگانی سینمای اجتماعی، چندان معقول و پذیرفتنی به نظر نمی رسد. اگر باورداشته باشیم که حتی در گونه های علمی تخیلی و فیلم های فانتزی و مخیَل نیز همواره انسان و یا جامعه انسانی، محور این گونه آثار بوده است، شاید به سادگی نتوانیم به گونه مستقل و مجردی از گونه های سینمایی با نام سینمای اجتماعی قایل باشیم. چرا که به دلیل محوری بودن موضوع انسان در یک اثر سینمایی ، حتی فیلم هایی چون اودیسه فضایی ۲۰۰۱ ( استانلی کوبریک) ، ای تی ( استیون اسپیلبرگ) و یا متروپولیس ( فریتزلانگ) را هم می توان به اعتباری ، فیلم اجتماعی به حساب آورد و آن ها را در کنار فیلم شاخصی چون دزدان دوچرخه( ویتوریودسیکا) جای داد که آشکارا به زندگی اجتماعی و مصایبِ مردمان ایتالیای بعد از جنگ می پردازد.

گاه از نگاه برخی منتقدان یا کارشناسان و صاحب نظران سینمایی در ایران، با این باور رو به رو می شویم که فیلم اجتماعی باید به فیلم های مستند یا مستند نما بسیار شبیه یا نزدیک باشد. یا به طور قطع باید در آن ها از طبقات فرودست جامعه، زندگی کارگران و مشکلات حاشیه نشینان شهرهای بزرگ و …حرف زد. چنین نگاهی در برخی نظام های سیاسی جهان از جمله تفکر غالب در کشورهای چین و شوروی سابق ، ریشه داشته است.

در سینمای ایران، وقتی در مقام ارایه نمونه ای از یک فیلم اجتماعی بر می آیند، بی درنگ از نمونه هایی چون نرگس یا زیر پوست شهر (رخشان بنی اعتماد) نام می برند که به ویژه در فیلمی مثل زیر پوست شهر، فضاسازی های انجام شده،با توجه به حذف بسیاری از زرق و برق ها و شکوه وجلال موجود در فیلم هایی با هزینه های تولید سنگین و آرایه ها و صحنه های پرآب و رنگ، کارهایی بسیار واقع گرا و مستند نما به نظر می رسد.

شاید به دلیل تکرار در کاربُرد ترکیب توافق شده سینمای اجتماعی، ممکن است که به راستی،خیلی ها با کارکرد این اصطلاح در سینمای ایران مشکلی نداشته باشند، اما واقعیت این است که حتی در قالب یک فیلم کمدی( شادی آور) و مفرح نیز می توان به شخصیت های انسانی متعلق به قشر یا طبقه خاصی از جامعه پرداخت و در نهایت ،حاصل کار را درهمان قالب و گونه توافق شده سینمای اجتماعی جای داد.

واقعیت این است که هر فیلم سینمایی، جدا از وجه بنیادی داستانگو و سرگرم کننده بودن خود، باید از عوامل مختلفی چون: داشتن ایده  محوری تازه ، داستانی پرکشش و جذاب ، پرداخت مناسب و استفاده از بازیگران توانمند در ارایه نقش هایی که به آن ها سپرده می شود، برخوردار باشد تا در مجموع کاری پرجاذبه و منسجم به حساب آید و بتواند به جلب و جذب مخاطبان خود بپردازد. جذابیت و پر کشش بودن یک فیلم به هیچ وجه ربط مستقیمی به گونه (ژانر) آن اثر ندارد. چه بسا فیلم های به ظاهرشادی آور( کمدی) که با تقلید های ناشیانه از برخی فیلم های اولیه این رده از فیلم ها در دهه های نخست شکل گیری سینما (کمدی های بزن وبکوب) ساخته شده اند، آثاری کسالتبار و فاقد جاذبه های لازم بوده و برعکس ، چه بسیار فیلم هایی که با وجود طراحی فضاهای سرد و سنگین و گاه ترس انگیز و نمایش شرایط دشوار اجتماعی ،جدا از مخاطبان خاص و سینما دوستان، برای بسیاری از مخاطبان همگانی سینما نیز جذاب و پرکشش به نظر رسد. به قول ویلیام گلدمن (William Goldman) – یکی از استادن صاحب نام در فیلمنامه نویسی در نوشتن یک فیلم نامه، مانند هدیه دادن نیت بسیار مهم است. در بررسی هر اثر سینمایی پیش از چیز باید دید که آیا فیلمنامه نویس توانسته است هدف (نیت) اولیه و اصلی خود را (ترس انگیزی، خنداندن، به تفکر واداشتن و….) صد البته با هنرمندی و مهارت یک کارگردان مجرب، به مخاطبان فیلم خود انتقال دهد یا خیر؟ آیا نمی توان در قالب یک فیلم شادی آور مناسب، از نکته ها و پیام های ظریف اخلاقی، اجتماعی و گاه حتی سیاسی نیز سخنی به میان آورد؟

متاسفانه در بیشتر فیلم های شادی آور، استفاده بی حساب و کتاب از طنز کلامی یا لفظی (شامل انواع شوخی های لفظی، تغییر لهجه، متلک های پیش پا افتاده و سخیف) شاید موجب شده تا از ساده ترین و در عین حال نازل ترین نوع آثار کمدی در سینما باشند. در حالی که، یک فیلم کمدی خوب، باید با تکیه بر طراحی موقعیت های شادی آور و طنز غیر کلامی شکل بگیرد.

با نگاهی گذرا به آمار فروش فیلم های به نمایش درآمده در فصل بهار و ادامه نمایش همگانی برخی از فیلم ها در هفته های اول تیرماه (تابستان ۹۸) با نمایش آثار مختلف سینمایی (از گونه کمدی گرفته تا کودک و تاریخی و اجتماعی و…) با نمایش فیلم هایی چون زندانی ها(مسعود ده نمکی)، رحمان ۱۴۰۰ (منوچهر هادی )، چهارانگشت (حامد محمدی)، ژن خوک (سعید سهیلی)، غلامرضا تختی (بهرام توکلی)،  پیشونی سفید (سید جواد هاشمی)، تگزاس ۲ (سید مسعود اطیابی)، در اول فصل بهار و آثاری چون «شبی که ماه کامل شد» (نرگس آبیار) ، «سرخپوست» (نیما جاویدی)، متری شیش و نیم (سعید روستایی)، ما همه با هم هستیم (کمال تبریزی)، سامورایی در برلین (مهدی نادری)، دختر شیطان (قربان محمدپور)، زهرمار (جواد رضویان)، ایکس لارج (محسن توکلی ) و…. به خوبی می توان دریافت که گاه جذابیت و کیفیت ساختاری یک اثر (برای نمونه فیلم هایی مثل متری شش و نیم یا سرخ پوست، با فروش به نسبت چشمگیرشان در مقابل فیلم هایی چون زهرمار و دختر شیطان و…) حتی در قالبی جدا از گونه کمدی نیز می توانند آثاری جذاب و پرکشش باشند.

به نظر می رسد که نویسندگان فیلمنامه ها و فیلمسازان ما باید در هدف گذاری های اولیه خود، پیش از هرچیز و هرکس، نخست برای خودشان مشخص کنند که هدفشان از نوشتن یک فیلمنامه مشخص و ساخت آن در قالب یک فیلم سینمایی چیست؟ اگر تنها به همین سفارش ساده عمل شود، چه بسا که پیشتازی یک فیلم اجتماعی با درونمایه ای قابل اعتناء، چشمگیرتر از یک فیلم شادی آور آشفته و بی ارزش باشد.

 *(منتقد فیلم ومدرس سینما)

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *