دروغ چرا، تا قبر آه، آه آه!

 *جواد کراچی

 

«دروغ چرا، تا قبر آه، آه آه!»؛ هر چند روانشاد پرویز فنی زاده در سریال «دایی جان ناپلئون» این دیالوگ را تکرار می کرد، ولی کاربرد این دیالوگ در این روزهای خانه نشینی کرونایی بسیار بجا و درست است.

بحران به وجود آمده در سراسر دنیا، سینما، تلویزیون، تئاتر و تمامی هنرها را با مشکلات جدی روبرو کرده.

اما در این وانفسای بحران مرگ و میر کرونایی، بعضی ها به دنبال دوختن پیراهن برای خودشان هستند.

سینماها تعطیل شده و مسلما چندین هزار نفر در کشور ما با مشکلات حادی روبرو شده اند. از آپاراتچی سینما گرفته تا فروشنده بلیط و نظافتچی ها و … کارگردانان و تهیه کنندگان و… الی آخر.

بعضی ها به دنبال یافتن برون راهی از این مخمصه به صورت جمعی هستند و به تمام و کمال سینما و موجودیت سینما و ارکان سینما در کشورمان می اندیشند و بعضی ها به دنبال بیرون کشیدن گلیم خودشان در این هرج و مرج کرونایی هستند.

یکی راه خارج از کشور را در پیش می گیرد و دست بدامن دیگران می شود تا اقامت در ینگه دنیا را طلب کند و دیگری با سرمایه نداشته اش به فکر باز کردن سوپر مارکت در زادگاهش هست و دیگری به فکر او وی دی و فیلیمیو می افتد تا مشتری جمع کند و جماعت خمیازه کشان در مقابل برنامه های تلویزیونی را نجات دهد و حداکثر استفاده را ببرد.

بالاخره هر چه باشد یک فیلم نفروش در گیشه، مسلما و بدون شک بهتر از سریال های صدا و سیماست.

حالا سازندگان همین فیلمهای نفروش که بعضی هاشان هم خیلی شهیر شده اند با درست کردن پیام ویدیویی از مردم همیشه صبور کشورمان تمنا کرده اند که از دانلود کردن فیلم خودداری کنند، چرا که به پا ماندن سینما در فروش همین فیلمها و گردش مالی همین فیلم ها است. آنچنان دستمال پیازی را بر چشمان خودشان گذاشته و فشرده اند که افراد ساده لوح واقعا باور کنند که نباید دانلود کنند و نباید باعث شکست چنین هنرمندانی بشوند.

قبلا یادآوری کردیم که بعضی ها به دنبال دوختن پیراهن برای خودشان هستند. این افراد فراموش می کنند که سینمای ما یک سینمای دولتی است و بوده و تا اطلاع ثانوی هم خواهد بود؛ چرا که شیوه تولید در کشورمان دولتی است.

حالا اگر فلان موسسه یا فلان فرد هم هزینه تولید یک فیلم را با پول های آلوده تامین کرده و یا در بده و بستان های زیر گوشی، و در بخش هایی از قراد داد بین الطرفینی مصوب شده که بخشی از پول ها باید در خارج از کشور و در فعالیت فرهنگی هزینه بشوند و افرادی هم که به مرکزیت تصمیم گیری ها نزدیک تر هستند، توانسته اند از این مزایا به گفته سید محمد بهشتی از این سفره حضرت عباس بهره مند بشوند و تولید بین المللی داشته باشند بی آنکه زبان آن کشور را بدانند یا زبان انگلیسی آنان درحد This is the door…That is the window است!

همین افراد در این هرج و مرج و دعوای مرگ و میر کرونایی و صنف و کمک هزینه ها و خانه سینما و پول، وی او دی و نمایش خانگی و … به دنبال استفاده کردن و تعیین کردن نرخ برای خودشان هستند و مدعی سینمای مستقل هستند و نمی گویند که فیلم آنها با سرمایه های بیت المال و سینمای دولتی تهیه شده.

اگر شما این فیلم را نبینید، سینما در کشورمان از بین خواهد رفت…

دروغ چرا آقا، تا قبر آه ، آه، آه!

 

 

 

 

اشتراک گذاری در:

نظرات 1

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *