نگاهی به سریال «پشت بام تهران» به انگیزه پایان پخش از شبکه یک

دست‏های آلوده

البرز کوشیار- «پشت بام تهران» را می توان از جمله آثار نمایشی تلویزیون دانست که در عین ارائه داستانی با مضمون اجتماعی ،آموزه های اخلاقی را نیز در دستور کار خود قرار داد و در لفافه ای از مناسبات انسانی و خانوادگی به طرح مسایل مبتلا به جامعه پرداخت.
رسالت صدا وسیما در پرداختن به نکات آموزشی و اخلاقی بر هیچکس پوشیده نیست.حال وقتی این امر در قالب نمایش و داستان صورت بگیرد،همانطور که در «پشت بام تهران» شاهد آن بودیم،بی تردید تاثیرگذاری آن مضاعف خواهد شد.سعید نعمت ا… در مقام نویسنده «پشت بام تهران»،پیشتر نیز علاقه خود را به اتخاذ چنین رویکردی در پرداخت روایت‌هایش نشان داده است. او همیشه به قهرمان پروری در فیلمنامه هایش نیز اعتقاد دارد و با توسل به جذابیت‌های پرسوناژهای اصلی و برانگیختن همدلی تماشاگر، به تبیین اهداف قصه می پردازد که همان تعالی مبانی انسانی باشد. او اینجا با آفرینش شخصیت غیاث با بازی کامبیز دیرباز تلاش کرده وارد بخشی از جامعه شود که در عین برخورداری از تمکن مالی نسبی همچنان با تن آسایی و طمع ورزی چشم به افق های غیر واقعی می دوزند. غیاث یک سرخورده یاغی است که خود نیز نمی داند چرا با همه سر جنگ دارد و مشکلات خود را صرفا در سرخوردگی های کودکی اش جست و جو می کند.حتی زمانی که پدرش آقاولی (با بازی بهزاد فراهانی) به دلجویی از وی می پردازد و به او پیشنهاد کار و پشتیبانی می دهد، باز او سر ناسازگاری بر می دارد و گویی می خواهد یک شبه ره صد ساله را طی کند.سریال با معرفی و طراحی چنین کاراکتری به بیننده هشدار می دهد که چه عواقبی در صورت جدایی از پدر و مادر و بی توجهی به بنیان خانواده در انتظار اوست. از سوی دیگر در لایه های زیرین سریال، ما والدینی را داریم که هر یک رفتاری خاص را با فرزند خود پی می گیرند و از فرای این مواجهات،الگوسازی هایی نیز صورت می گیرد. آقاولی در عین رفتار دوستانه با دخترش، شاید با پسرش چندان مهربان نبوده و بیشتر تمرکز او بر روی خانواده و همسر جدیدش قرار گرفته است. پدر امیرعلی آهی فرزندانش را با میل به کمال گرایی تربیت کرده و مدام شاهد اندرزهای انسانی او هستیم،اما تزلزل او در اقدامی که منجر به مرگ آقاولی می شود،نشان می دهد که این کاراکتر ها در جنبه های روانی همچنان خود نیازمند بازنگری و اصلاح هستند تا در پس این اتفاق باز هم شاهد آموزش و تعلیم باشیم.
مامان طاهره با بازی ثریا قاسمی نیز بارها در سفارشها و هشدارهایش به غیاث از انسان دوستی و لزوم کسب مال حلال می گوید. البته در نگاه نخست شاید این روش تکراری و دافعه برانگیز جلوه کند،اما زمانی که مخاطب شخصیتهای قصه را در پایان گرفتار عواقب و تبعات اعمال منفی و نامناسبشان می بیند، به حقانیت مسایل اخلاقی مطرح شده پی می برد.ضمن اینکه نعمت ا… با تخصص در نگارش دیالوگ‌هایی شاعرانه و مونولوگ‌هایی شبه موزون کوشیده بر تاثیر گذاری مفاهیم و صحبتهای ارائه شده در قصه بیفزاید.
انتخاب بازیگران نیز در این سریال اصولی و کارشناسی شده است و باور ارتکاب اعمال هر یک را آسان می کند.
بهرنگ توفیقی در مقام کارگردان نیز در راستای همان مسیری که در سریال پیشین او «انقلاب زیبا» شاهد بودیم،اینجا با درک مقتضیات فیلمنامه گام برداشته است. حرکتهای لغزان و پرنوسان دوربین که به ایجاد استرس و تشدید القای حس جاری در داستان کمک فراوانی کرده است. همچنین طراحی دکوپاژ و میزانسنی که با اتمسفر داستان هماهنگ باشد،از جمله ایده های درست توفیقی است. او با نورپردازی های تیره و با کنتراست بالا و موقعیت سازی های کدر و گاه تعلیق آور قصه اش را با شناخت خوبی از فیلمنامه به تصویر کشیده است.
امید می رود تلویزیون در سریالهای آتی خود نیز همچون «پشت بام تهران» وجه آموزشی و انسانی را در کنار بعد سرگرم کنندگی اش بیش از پیش مد نظر قرار دهد.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *