«اشک‌ها و لبخندها» 50 سال بعد

دلنشین‌ترین فیلـم تاریخ سینـما

پرویز نوری

موزیکال درخشان راجرز و هامرستاین
ریچارد راجرز (۱۹۷۹ ـ ۱۹۰۲) و اسکار هامرستاین (۱۹۶۰ـ ۱۸۹۵) دو نابغه خلق نمایش‌های موزیکال ماندگار توانسته بودند تکنیک تازه‌ای را در موسیقی به وجود آورند که «فرمولا موزیکال. خوانده می‌شد، منظور موزیکالی که صاحب «پلات» باشد و از درون و بیرون موسیقی را با شخصیت‌ها گره بزند. هر یک از موسیقی آن‌ها دارای باریتون قوی در صدر و بعد سوپرانوی سبک بود و تنور و آلتو به مثابه مکمل آن. بدین ترتیب به تماشاگران حسی را القا می‌کرد که خاص راجرز و هامرستاین بود. این فرمول بعدها در اپرای وین «بیوه خندان» به کار گرفته شد.
مهم‌ترین کارهای این دو هنرمند در دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ اجرا گشت که به عصر طلایی نمایش‌های موزیکال شهرت یافته است. راجرز تنظیم کننده موسیقی ـ و هامرستاین نویسندگی اشعار و تصانیف را برعهده داشتند. پنج موزیکال آن‌ها عبارت بودند از: «اوکلاهما!»، «چرخ و فلک»، «جنوب اقیانوس آرام»، «سلطان و من» و «آوای موسیقی». همه این موزیکال‌ها به فیلم برگردانده شدند و با توفیق شگرف روبه رو گشتند. راجرز و هامرستاین به رویهم سی و چهار بار جایزه «تونی» را تصاحب کرده‌اند و با پانزده جایزه اسکار و البته جایزه پولیتزر و هم چنین جوایز متعدد «گرمی».
«آوای موسیقی» آخرین کار این دو چهره بزرگ نمایش‌های موزیکال به شمار می‌آید. قصه درباره خانواده «فون تراپ» است که در نمایش آن مری مارتین در نقش «ماریا» و تئودور بیکل در نقش «کاپیتان فون تراپ» ظاهر شده‌اند. این نمایش نخستین بار در سال ۱۹۵۹ در برادوی بر صحنه رفت و با تحسین و استقبال فراوان مواجه گشت و جوایز زیادی را ربود. هامرستاین قبل از ساختن فیلم از روی این موزیکال از دنیا رفته بود. راجزر در آن زمان دو آهنگ جدید به فیلم افزود (یکی «من اعتماد به نفس دارم» و دیگری «یک چیز خوب»). او توانست به خوبی موسیقی‌اش را همراه با اشعار بنویسد. «آوای موسیقی» در بین موزیکال‌های راجرز و هامرستاین بیش‌ترین فروش را در دنیا داشت خاصه به خاطر آهنگ اصلی «آوای موسیقی» و «دو ـر ـ می» و «ادلوایس» (در فارسی‌اش «گل یخ»).

سناریو بر مبنای خاطرات
سناریویی که ارنست لیمن (سناریست «شمال از شمال غربی» و «چه کسی از ویرجینیا ولف می‌ترسد؟») برای «آوای موسیقی» نگاشت، اقتباسی از کتاب مربوط به نمایش موزیکال نوشته هاوارد لیندسی و راسل کراس بود. اصل قصه از خاطرات ماریا فون تراپ با عنوان «داستان خانواده آواز خوان تراپ» برداشت شده بود. در سناریوی لیمن، ماجرا به این صورت در آمد: یک زن اتریشی به نام «ماریا» که می‌خواهد در سالزبورگ سال ۱۹۳۸ راهبه شود، به ویلای یک افسر بازنشسته نیروی دریایی «کاپیتان فون تراپ» می‌رود تا از هفت فرزند او مراقبت کند. افسر همسرش را از دست داده است. هنگامی عشق و موسیقی وارد زندگی سرد و منجمد آن خانواده می‌شود، محبت و عاطفه و صبر و شکیبایی را به همراه می‌آورد. «ماریا» با «کاپیتان» ازدواج می‌کند و به اتفاق فرزندان راهی می‌جویند که با وجود از دست دادن وطن‌شان، تقدیر را بپذیرند.

پُر فروش‌ترین فیلم سال
«آوای موسیقی» (اشک‌ها و لبخندها) در ۱۰ مارس ۱۹۶۵ در ۱۳۱ سینما در آمریکا به نمایش گذاشته شد و کمی بعد در ۲۶۱ سینما در آن سوی اقیانوس‌ها به اکران  در آمد. فیلم توفیق تجاری فوق العاده‌ای یافت. بعد از چهار هفته نمایش رکورد شکست و در لیست پُرفروش‌های سال با رقم ۹۷۵/۷۹ میلیون به رتبه نخست رسید. در سال ۱۹۶۶ به بالاترین رقم فروش دست پیدا کرد و «بر باد رفته» را پشت سر گذارد. طی پنج سال اول لیست پُرفروش‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما باقی ماند. در بیست و نُه کشور رکورد فروش به دست آورد. به زبان‌های مختلف از جمله آلمانی، فرانسه، ایتالیایی و اسپانیولی دوبله شد و در سایر ممالک با زیرنویس به نمایش در آمد. در همه جا توفیق شگرف یافت به جز در اتریش و آلمان. از آن جهت که تم نازی در فیلم چندان در آلمان مورد توجه قرار نگرفته بود، یکی از مشاوران کمپانی فوکس قرن بیستم در مونیخ صحنه ادامه عروسی را از فیلم حذف کرد که مورد اعتراض رابرت وایز واقع گشت و او اعلام کرد با این عمل صدمه زیادی به فیلم خورده و به همین رو مسئولان کمپانی، مشاور را اخراج کردند. «آوای موسیقی» پس از دو بار پخش مجدد به رویهم به فروش ۳/۲۸۳ میلیون رسید و کل فروش آن در سراسر دنیا با احتساب ارزش پول امروز در سال ۲۰۱۴ بالغ بر ۳۶۱/۳ میلیارد دلار شد. به همین لحاظ رتبه پنجمین پُرفروش تاریخ سینما را از آن خود کرد. جالب است بدانید در سال ۱۹۶۵ بعد از «آوای موسیقی» چهار فیلم پُرفروش بعدی عبارت بودند از: «دکتر ژیواگو» (۹۶۴/۶۰ میلیون) ـ «تندربال» (۶۲۱/۲۸ میلیون) ـ «مردان عجیب در ماشین‌‌های پرنده» (۱۴ میلیون) و «آن گربه چموش» (۱۲۸/۱۲ میلیون).

اصالت تاریخی
«گورگ فون تراپ» با خانواده در ویلایی واقع در «ایگن» در حومه سالزبورگ زندگی می‌کردند. او در سال ۱۹۲۶ نامه‌ای به کلیسای «فانبرگ ابی» نوشت تا راهبه‌ای را برای کمک و مراقبت و تحصیل کودکان خود بدانجا بفرستند. «مادر آبی» راهبه‌ای به نام «ماریا» را برای آن‌ها فرستاد. همسر «کاپیتان فوت تراپ» به سال ۱۹۲۲ درگذشته بود. «ماریا» و «گورگ» واقعی در سال ۱۹۲۷ در کلیسای «فانبرگ ابی» به ازدواج یکدیگر در آمدند. از آن پس «ماریا» در حقیقت مادر خوانده کودکان کاپیتان شد و «ماریا» فامیل «ریز» را برای خودش برگزید. فون تراپ‌ها سال‌ها در اتریش به اتفاق «ماریا» زندگی کردند و از سوی نیروی دریایی آلمان هم به کاپیتان پیشنهاد کار شد. در حالی که فون تراپ بر ضد نازی‌ها بود ـ که در آن زمان اتریش را به اشغال خود در آورده بودند ـ خانواده اتریش را ترک و با قطار به ایتالیا رفتند و سپس از آن‌جا به لندن و سرانجام عازم ممالک متحده آمریکا شدند. اما در فیلم برای آن که قصه جنبه دراماتیک داشته باشد، نویسندگان لیندسی و کراس، جریان سفر آن‌ها را به فرار خانواده از روی کوهستان‌ها با پای پیاده به سوییس تغییر دادند.

فیلم دلپذیر رابرت وایز
پس از یک سال تولید و حدود ۱۰ هفته فیلم برداری در لوکیشن‌های اتریش و آلمان، رابرت وایز نمایش موزیکال راجرز و هامرستاین را بر پایه کودکان، راهبه‌های آواز خوان و نازی‌ها برای استودیوی فوکس قرن بیستم به پایان رساند. فیلمی که به قولی بر روح و جسم در مقابل مناظر دل انگیز و چشم اندازهای بکر طراوت بخشید. نقش موثر این پدیده سینمایی را ستاره «مری پاپینز» یعنی جولی اندروز برعهده داشت. ستاره‌ای که سال پیش از آن هم با یک فیلم پُر فروش دیگر [«مری پاپپینز» با فروش ۴۵ میلیون] سرآمد ستارگان پولساز هالیوود بود.
فیلم «آوای موسیقی» به مدت سه ساعت با منظری زیبا از فضاهای با شکوه کوهستانی و تپه‌های سرسبز شروع می‌شد و بعد دوربین از دوردست با موسیقی سحرانگیز راجرز و هامرستاین به روی قهرمان داستان «ماریا» (جولی اندروز) می‌رسید و او با شور و اشتیاق فراوان آهنگ اصلی فیلم «آوای موسیقی» را می‌خواند… اندروز در حقیقت حال و هوا و لطف اساسی داستان و فیلم بود. در مصاحبه‌ای با «نیویورک تایمز» به هنگام نمایش فیلم، گفته بود: «بسیار لذت بخش است. ساده و روشن بدون پیچیدگی. یک قصه عاشقانه با کودکان و موسیقی. کلمه لذت بخش را خیلی سخت است بتوان  در مورد خیلی فیلم‌ها به کار برد». وقتی از آهنگساز ریچارد راجرز سؤال شد در خصوص دلایل موفقیت «آوای موسیقی» بگوید، او گفته بود: «بسیار مشکل است که بتوانید مردم و خاصه کودکان را راضی کنید».
ابتدا قرار بود ویلیام وایلر فیلم را کارگردانی کند اما تأخیر در ساخت آن سبب شد تا او قرارداد برای فیلم دیگری ببندد و بنابراین رابرت وایز ـ که قبل از آن با همکاری در کارگردانی با جرم رابینز فیلم بسیار موفق «داستان وست ساید» را ساخته بود ـ انتخاب شد. مسئولان استودیوی فوکس می‌خواستند دوریس دی را برای نقش «ماریا» برگزینند زیرا در همان زمان جولی اندروز هنوز شهرت چندانی نداشت و فیلم «مری پاپپینز» او به نمایش در نیامده بود [دو نقشی که بازی کرد طی دو دهه بهترین‌هایش در سینما به حساب آمده است].
در بین کودکان مستعدی که عضو خانواده «فون تراپ» بودند، ستاره جوانی برای تماشاگران تلویزیونی آشنا بود. آنجلا کارترایت فقط چهار سال بیش‌تر نداشت که بازی را از دست دنی توماس حرفه‌ای در مجموعه «برای بابا اتاق بساز» در آورد و رابرت وایز ـ که با او سال‌ها قبل در فیلم «یکی آن بالا مرا دوست دارد» کار کرده بود ـ اینک پس از هشت سال این ستاره را به یاد نمی‌آورد. وایز بعداً به خبرنگار «لس آنجلس تایمز» گفته بود: «آنجلا بی‌نظیر بود و نقش را به او دادم چون تجربه زیادی در سینما داشت. بعد هم بگویم کار کردن با او و بچه‌ها بسیار راحت و آسان بود». از بازیگران دیگر، مارنی نیکسن در نقش «خواهر سوفیا» فوق العاده بود. این اولین ظهورش روی پرده بود اما آوازها را کس دیگری به جایش خواند. نکته قابل توجه حضور بانو ماریافون تراپ [«ماریا» شخصیت اصلی داستان] سر صحنه بود در سالزبورگ که نقشی کوچک در فیلم بازی کرد.
«آوای موسیقی» با هزینه‌ای معادل ۸ میلیون دلار ساخته شد.

جوایز
«آوای موسیقی» در ۱۰ رشته نامزد اسکار شد: بهترین فیلم ـ بهترین بازیگر زن (جولی اندروز) ـ بهترین بازیگر زن نقش مکمل (پگی وود) ـ بهترین کارگردان (رابرت وایز) ـ بهترین فیلم‌برداری رنگی (تد.د.مک کورد) ـ بهترین طراحی صحنه (بوریس لیون، والتر اسکات، روی لویت) ـ بهترین صدابرداری (جیمز کورکران، فرد هینس) ـ بهترین مونتاژ (ویلیام.اچ.رینولدز) ـ بهترین طراحی لباس در فیلم رنگی (دوروتی جنکینز) ـ بهترین موسیقی (اروین کاستال).
فیلم پنج اسکار گرفت: بهترین فیلم ـ بهترین کارگردان ـ بهترین صدابرداری ـ بهترین موسیقی ـ بهترین مونتاژ.
هم چنین دو جایزه گلدن گلوب برای بهترین فیلم و بهترین بازیگر (جولی اندروز) ـ جایزه «بفتا» (اسکار انگلیس) به جولی اندروز به عنوان بهترین بازیگر سال ـ همین طور جایزه دیوید دی دوناتلو (سینمای ایتالیا) به جولی اندروز به عنوان بهترین بازیگر خارجی ـ جایزه انجمن کارگردانان آمریکا به رابرت وایز ـ جایزه انجمن نویسندگان آمریکا به عنوان بهترین سناریو برای فیلم موزیکال به ارنست لیمن. ضمن آن که انستیتوی فیلم آمریکا «آوای موسیقی» را پنجاه و پنجمین فیلم تمامی دوره تاریخ سینما و در سال ۲۰۰۱ آن را چهارمین موزیکال بزرگ سینما به حساب آورد.

نقدها
واکنش منتقدان نسبت به فیلم «آوای موسیقی» (اشک‌ها و لبخندها) ضد و نقیض بود. بازلی کرونژ در «نیویورک تایمز» نوشت: «رمانتیکی هجو و احساساتی» و کارگردانی رابرت ویز را «آسان وکهنه و از مُد افتاده» خواند. جودیت کریست در «نیویورک هرالد تریبون» گفته بود: «ناجور و وخیم». فیلیپ شریور در «لس آنجلس تایمز» آن را «سه ساعت تصاویر زیبا با صدایی درخشان» نامید. با این حال، رابرت وایز درباره نقدها گفته بود: «نشریه‌های روشنفکرانه و مجله‌ها ما را نابود کردند اما نشریه‌های محلی بهترین نقدها را نوشتند». نشریه «ورایتی» هم نوشت: «درام درگیر کننده و گرم با بهره گیری از زیبایی‌های راجرز و هامرستاین به همراه درخشان‌ترین بازیگران. یکی از بهترین موزیکال‌های سینما». و به نظر «هالیوود ریپورتر»: «محبوب‌ترین فیلم زمان خود».

پخش و نمایش در ایران
فیلم «آوای موسیقی» (اشک‌ها و لبخندها) را آرشام یسایی به ایران وارد کرد که آن موقع به ریاست نمایندگی دو کمپانی بزرگ آمریکایی یونایتد آرتیست و پارامونت در ایران منصوب شده بود. همان زمان در گفت و گویی با آقای یسایی درباره اوضاع پخش فیلم مصاحبه‌ای داشتم. گفته بود: «اولاً بر خلاف سابق که وارد کنندگان فیلم ناگزیر بودند یکی دو سال پس از تولید فیلم‌ها مبادرت به نمایش آن‌ها کنند، اکنون با کوشش نمایندگی‌ها وسیله‌ای فراهم شده تا فیلم‌ها هر چه زودتر وارد و نمایش داده شود. ثانیاً نوع خود فیلم‌هاست. قبلاً اگر کسی می‌خواست یک محصول پُر خرج (مثلاً نسخه هفتاد میلی‌متری فیلم) را وارد کند، از عهده مخارج ورود آن بر نمی‌آمد و کپیه معمولی آن را می‌آورد در حالی که اکنون این موقعیت وجود دارد که فیلم‌ها را در نسخه‌های هفتاد میلی‌متری وارد کنیم [هم چنان که «آوای موسیقی» به این طریق به نمایش در آمد]. صرفنظر از همه این‌ها فیلم‌ها با دقت و اصالت بیش‌تری به فارسی برگردانده می‌شود. علتش این است که نمایندگی می‌تواند نوارهای موزیک و صدا را مستقیماً از کمپانی بخواهد و در نتیجه فیلم از لحاظ موزیک متن و صداهای صحنه با فیلم به زبان اصلی تفاوتی نداشته باشد».
ضمن آن که آقای یسایی همان زمان از من خواست تا اسامی فیلم‌ها را به نحوی قابل فهم‌تر و جذاب‌تر به فارسی برگردانم. از جمله همین فیلم «آوای موسیقی» که من آن را «اشک‌ها و لبخندها» نامیدم. و بسیاری فیلم‌های دیگر مثل ملودرام موثر وینسنت مینه لی «خواستگاری برای پدر ادی» که با عنوان فارسی «زن پدر ادی» در سینما رادیو سیتی به نمایش در آمد. و البته فیلم «اشتیاق» بر اساس داستان «مترسک» که با نام «گرفتار» در سینما دیاموند نشان داده شد.
تاریخ اکران در ایران: آبان ماه ۱۳۴۵ در سینما دیاموند.
دوبله
یکی از شگفت انگیزترین و زیباترین دوبله‌های فارسی در تاریخ سینمای ایران را می‌توان دوبله «آوای موسیقی» (اشک‌ها و لبخندها) به شمار آورد. فیلم به وسیله روبیک دماوند در استودیوی دوبلاژ او به دقیق‌ترین وجهی به فارسی برگردانده شد. مدیریت دوبلاژ فیلم را علی کسمایی بر عهده داشت. ابوالحسن تهامی به جای کریستقر پلامر صحبت کرد و دوبلور جولی اندروز هم زنده یاد ژاله کاظمی بود. برای اولین بار در یک موزیکال، آوازهای فیلم به وسیله آوازخوانان جوان حرفه‌ای به فارسی خوانده شد. از جمله مشهورترین آن‌ها آهنگ «دو- ر- می» که در فارسی به شکلی بدیع و شیرین اجرا شد: «دو ـ دو شب نخوابیدم/ رـ روی ماهت دیدم/ می ـ می‌خواهم بیاد بارون/ فاـ فال می‌گیرم اکنون…
مؤخره
و اما در آخر: فیلم «آوای موسیقی» (اشک‌ها و لبخندها) بیش از آن‌که به آهنگ‌هایش وابسته باشد، به دوران ما مربوط می‌شد با این وجود، این افسانه سرخوشی در دنیای از دست رفته کنونی، تکرار نشدنی به نظر می‌رسد.

اشتراک گذاری در:

نظرات 2
  1. با سلام و عرض خسته نباشید و ممنون از اینهمه مطالب دلنشین . من در شش سالگی دربامداد روز جمعه ای در اوایل شهریور ۱۳۴۵ در مراسم افتتاحیه سینما دیاموند شرکت داشتم آنچنانکه بخاطر دارم ، بلیطهای اولین سئانس جمعه ۴ شهریور ۱۳۴۵ بصورت دعوتی بود و پدرم که افسر ارشد بود دعوتنامه ای به همراه ۴ بلیط جهت خانواده ۴ نفریمان دریافت کرده بود و لذا جهت اطلاع عرض میشه که افتتاح سینما دیاموند در ۴ شهریور ۱۳۴۵ رخ داده . آگهی اعلام افتتاح را در آرشیو روزنامه اطلاعات پیدا کرده ام اگر علاقمند بودید میتونم تصویرش را ارسال کنم . ارادتمند ……….. پیرمانی

    1. سلام بر شما دوست عزیز
      ممنونع از دقت و پیگیری های شما.
      اگر خاطراتی از آن روز و یا خاطره ای از سینما رفتن تان دارید، حتما برایمان بفرستید تا با نام خود تان منتشر کنیم.
      موفق باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *