پتانسیل های تاریخ کرمانشاه برای تبدیل شدن به فیلم و سریال

دیار مردان مبارز وطن

یادداشت رسیده – برومند شکری
نخستین باری که کتاب «گرد کرد» نوشته استاد اردشیر کشاورز را مطالعه می کردم، با سرداری آشنا شدم به اسم عبدالباقی خان چهاردولی؛مردی از دیار کرمانشاه و منطقه سنقر و کلیایی که در قلعه شورجه پناه گرفت و علیه حکومت دست نشانده انگلیس با چند تن رعیت که تا به آن روز جز داس و تبر وسیله ای برای دفاع نداشته بودند، راه مبارزه را انتخاب کردند.
عبدالباقی خان در جنگ قبل با قوای دولتی احمد شاه به سرکردگی عبدالحسین میرزا فرمانفرما پیروز میدان شده بود و حالا در نبردی دیگر با نیروهای کمی که داشت و کثرت لشکری که مجهزتر از قبل، از تهران به سمت او سرازیر شده بود، محکم و مقاوم انتظار می کشید.
جنگ در یک روز زمستانی سرد و برفی سالهای اواخر مشروطه که زبانه آتش آن داشت در کرمانشاه فروکش می کرد، درگرفت. با وجود مقاومت آزادی خواهان روستای چهاردولی که به حمایت از عبدالباقی خان کمر به مبارزه علیه حکومت قاجار بسته بودند، نیروهای فرمانفرما قلعه را به توپ بستند و عبدالباقی خان را بعد از دستگیری به طرز ناجوانمردانه ای تیر خلاص زدند.
کار بزرگی که عبدالباقی خان در این نبرد انجام داد و در تاریخ کم یا نادیده گرفته شده است، کشتن جنایتکاری چون یپرم خان ارمنی بود. همانی که دستش به خون هزارن انسان بی گناه آلوده بود و در صورت زنده ماندن معلوم نبود چه بلای خانمان سوز دیگری بر سر ملت ایران می آمد.
شاید همه عمر مبارزه عبدالباقی خان کمتر از چند روز یا چند هفته بود. ولی نام او را تا ابد بر تارک تاریخ ثبت کرد و این چنین است که اگر امروز راه آزادی و استقلال برای ما هموار است، برای هر تار و پود این پرچم خونبهای سنگینی داده ایم.
شاید این ذهنیت پیش آید که شناخت چنین شخصیتهایی چه سودی خواهد داشت؟ آن هم در عصر و نسلی که همه ارزشها رو به افول است و همه چیز به سمت دیجیتال و آنلاین بودن پیش می رود!
بدون تردید، در این باره سود آن را جوانهایی خواهند برد که امروز در جوامع مایوس و ناامید هستند و بی گمان یاس آنها به خاطر مشکلات مالی و دغدغه های زندگی نیست. از دروغ ، ریا و رابطه بازی های اداری به ستوه آمده اند. از شکاف طبقاتی جامعه درد می کشند و از اینکه در این اجتماع دیده نمی شوند، خود را در بن بست می بینند.
اگر کوک زمان را به عقب برگردانیم و جوانهای چند دهه قبل را کمی بهتر بشناسیم. همان نسلی که راه مجاهدت را انتخاب کردند و برای اهداف متعالی تا پای جان جنگیدند و بعدها نیز برای عدالت مبارزه کردند؛ راهی که امروز برای ما از یک راه سخت و دشوار سنگلاخی به راهی هموار مبدل شده، به همت و مجاهدت همان نسل است. پس هر چه بیشتر از جوانان آن نسل بدانیم، بی شک مشکلات نسل خود را کوچک و ناچیز خواهیم دید…
نکته دیگر اینکه خیلی از ما بر این تصوریم هر چقدر به ارگانهای قدرتمند نزدیک تر باشیم، امید بیشتری برای بدست آوردن یکی از مناصب آن می توان داشت. در حالی که فاصله تا کاخ ریاست جمهوری و یا مناصب قدرتمند دیگر به دوری راه نیست، به نزدیکی اندیشه است. این فکر بلند است که می تواند دوردستها را به خود نزدیک کند!
گذری به تاریخ کرمانشاه
تاریخ کرمانشاه را باید از عهد قاجار به بعد بیش از همه دورانی که داشته است مورد کنکاش و بررسی قرار داد؛ چرا که در این مقطع تاریخی کرمانشاه دستخوش حوادث و تحولاتی شد که تاثیرات آن سرنوشت ایران و شاید نظم جهان را تعیین می کرد. به همین دلیل گره های زیادی در این برهه تاریخی وجود دارد که هنوز به درستی مورد بازبینی واقع نشده و همچنان مبهم و کور مانده است.
یکی از این گره ها که تاریخ نگاران غیر بومی کرمانشاه به بیان آن تردید داشته و شاید اگر این معمای لاینفک حل می شد، برای خیلی از ابهامات دیگر نیز پاسخی یافت می شد، این است که نقش کرمانشاه در قیام مشروطه تا چه حد موثر و سرداران آن قیام تا چه میزان به مردم و مشروطه وفاداری داشته اند؟
اساس این ابهامات بی توجهی دولت بعد از انقلاب به تاریخ کرمانشاه است. چرا که هنوز نظام بعد از انقلاب جهت گیری خود را با وقایع مهمی که در دوران مشروطه در کرمانشاه اتفاق افتاده است را مشخص نکرده و گواه امر این است که هیچ گونه فیلم تاریخی چه در قالب مستند و یا سریال در مورد قیامهای کرمانشاه و شخصیت های تاثیر گذار آن چون یارمحمدخان کرمانشاهی ساخته نشده است. مضافاّ بر اینکه در طول این چهار دهه میدان یا معبری به نام سرداران این جنبش در کرمانشاه نامگذاری نشده و همه این موضوعات اساس ابهامات امروز شده است.
با وجود نگارش کتابهای مهمی توسط نویسندگان و اساتیدی چون اردشیر کشاورز، محمدعلی سلطانی و دکتر علی اکبر نقی پور و دیگر شخصیتهای مهم کرمانشاهی که آثارشان مورد تایید نظام واقع شده است، هیچ یک از کارگردانان بنام و یا تهیه کنندگان این حوزه مبادرت به طرح چنین مبحثی در سینما و تلویزیون نکرده اند.
اما چیزی که همه تاریخ نگاران را به این امر مهم واقف کرده، وابستگی مردم این ناحیه به خاک ایران بوده است و در هیچ مقطعی از تاریخ نشانه ای از خواهان تجزیه و جدایی از خاک ایران از سوی مردم و سرداران این منطقه به چشم نمی خورد. همین امر سند موثقی است که به همه ابهامات و فرافکنی ها پاسخ دهد.
بارها و با عناوین مختلف قیام سرداران بزرگی چون ستارخان و باقرخان در قاب تلویزیون به نمایش در آمده است. در حالی که اگر به همه تاریخ قیام مشروطه توجه کنیم، ردپای یارمحمدخان کرمانشاهی و دیگر یاران وفادارش را در کنار ستارخان و باقرخان مشاهده می کنیم.
مهمترین بخشی که به آن بیش از همه اجحاف شده، زمانی است که تبریز توسط نیروهای وابسته به محمد علی شاه به محاصره می افتد. متاسفانه خیلی از پژوهشگران بدون تکیه به اسناد معتبری، شکستن محاصره تبریز را منتسب به روسها برای حفظ جان اتباع خود نگاشته اند که طبق اسناد مهمی که موجود است، زمانی که یارمحمد خان از جریان حصر مطلع می شود، با کمک چند تن از یاران خود شبانگاه به قشون محمدعلی شاه حمله می کند و با بدست آوردن چهار مسلسل اطراف شهر، محاصره را می شکنند.
باید دانست اتحاد اقوام ایران به نفع استعمار نیست و دسیسه آنها که امید دارند با گسستگی این اتحاد یک بار دیگر نظام سلطه خود را بر ملت ایران تحمیل کنند، برای هر روشنفکری در این کشور و با هر دیدگاه و علایق سیاسی جای شک و تردید ندارد.
اینکه استعمار برای محو یا نادیده گرفتن اتحاد ملت ایران از همه زور و توان خود استفاده می کند، حق دشمنی خود را ادا کرده است. هدفی که سالیان سال دنبال کرده و از این به بعد نیز در اجرای آن کوتاه نخواهد آمد. اما وقتی دست اندرکاران رسانه ملی که از سرمایه ملت استفاده می کنند، چنین موضوع مهمی که به قدمت اتحاد ملت ایران برمی گردد از صحنه نمایشی حذف می کنند، هیچ جای دفاعی ندارد.
وگرنه دلیلی ندارد که با وجود این همه سند معتبر باز هم در پرداختن به قیام مشروطه، رابطه اتحاد ملت ایران را از صحنه نمایش خود حذف کنند.
در هر صورت رفتار مغرضانه تهیه کنندگان چنین فیلمهایی، ناقض تاریخ و در واقع خیانت به حقیقت و عدالت است. هر چند چنین رفتاری هیچ کمیتی در روحیه مجاهدتهای مردم کرمانشاه در دفاع از خاک و میهن خود به وجود نخواهد آورد و صاحبان چنین دیدگاه هایی فقط بیشتر از پیش خود را در مقابل تاریخ و ملت ایران قرار می دهند.
نکته مهم دیگری که باید به آن توجه کنیم، نژاد اصیل آریایی در این منطقه است. وقتی چنین قومی خود به وجود آورنده ایران و پرورش دهنده آن در همه دوران بوده است، پس هیچ دلیلی برای اینکه خود را جدا از این خاک و بوم بداند، در ذات و باطن این مردم نه راهی داشته و نه راهی خواهد داشت.
بعد از سرکوب قیام مشروطه توسط فرمانفرما در کرمانشاه و ترور یارمحمدخان؛ دولت های دست نشانده انگلیس از قاجار تا پهلوی بیشترین فشار را به مردم این منطقه وارد می کنند. چون منطقه ای بود که با وجود شهادت سرداران آزادیخواهش توسط حکومت های دست نشانده انگلیس آتش زیر خاکستر شده بود! تا جایی که حکومت رضاخان که به خوبی شناخت کافی از این اقلیم پیدا کرده بود، بیشترین اعدامها و ترورها را در کرمانشاه داشت تا این آتش زیر خاکستر را دفع کند.
بخش دیگری از تاریخ که باز هم در نظر مورخین و پژوهشگران نادیده و بی اهمیت جلوه داده شده است، ورود ژاک دو مرگان به ایران و دنبال کردن خط سیر نفت و کشف رگه هایی از آن در «نفت شهر» کرمانشاه است که وقتی بوی نفت به مشام انگلیس می رسد، آغاز دوران فلاکت بار مردم این دیار نیز رقم می خورد و نگاه استعمارگران را متوجه اهمیت سرمایه نفت در این منطقه کرد.

اشتراک گذاری در:

نظرات 1
  1. مقاله پربار برومند شکری را خواندم و به او دست مریزاد میگویم و امیدوارم باز هم آثار قلم او را چه در مطبوعات و چه در قالب کتاب بخوانم و..ممنون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *