دیالوگ:ردپای گرگ

طلعت (گلچهره سجادیه): چرا باید همه چی، همیشه هر وقت تو بخوای شروع بشه؟ تو این بیست سال کجا بودی؟
رضا (فرامرز قریبیان):‌ شوشتر.
طلعت:‌ هی می‌گه شوشتر شوشتر!
رضا: آره. شوشتر. زندون شوشتر. حبس به خاطر ناصر خان. برا مرده ناصر خان که صادق کشته بود. تو هم خبر داشتی. گذاشتین تو کاسه من. تا حالا، تا این‌جا که همین یه وجب زخم و یه تیکه خون، بسّه دیگه واسه این تتمّه جون.

نویسنده و کارگردان:مسعود کیمیایی محصول:۱۳۷۰

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *